اما این زنجیره معنوی یک حلقه مغفول هم دارد که شعر و ادبیات فاطمی است؛ فاطمهای که دختر محمد(ص) و خدیجه، همسر علی مرتضی(ع)، مادر حسنین(ع) و زینب(س) و امالائمه است و به نوعی با همه تجلی و نقشی که در تاریخ آیینی ما داشته و دارد گویا از صدر ادبیات ظهور و حضوری ناپیداتر و کمرنگتر داشته است، درست همانند مزار آن حضرت که از چشم ظاهر نهان مانده است.
این در حالی است که حضرت زهرا(س) را میتوان محبوبترین بانویی دانست که سخنسرایان بزرگ بسیار درباره عاطفه، ایثار، یگانگی و مظلومیت ایشان آثار متعددی را خلق کردهاند که از آن میان میتوان به سنایی، ناصرخسرو، عطار، خواجوی کرمانی، شیخ بهایی، فیاض لاهیجی و... اشاره کرد و همچنین در عظمت ولادت فرخندهاش سوره مبارکه «کوثر» نازل شده است؛ سورهای که در آن پروردگار از عطای رحمتی بزرگ خبر میدهد و بشارتی است که قلب محزون پیامبر را گرم میکند. اما در روزگار ما و در مقایسه با آثاری که برای مظلومیت و شهادت این بانوی بزرگوار سروده شده کمتر به معنا و مفهوم سوره کوثر و رحمت فاطمه زهرا(س) و میلاد ایشان توجه شده است که مهمترین دلیل آن هم نوع آگاهی خبری است که ما از وقایع تاریخی ـ آیینی داریم و این آگاهی خبری بیش از آن که مبتنی بر اندیشه و تفکر و مطالعه باشد بر احساس، تهییج و درگیر شدن عاطفه استوار شده است و نتیجه آن هم همین مغفول ماندن مفهوم سورهای همچون کوثر در میان آثار ادبی و هنری است. در حالی که کوتاهترین سوره کلامالله مجید به تعبیر و تفسیر نمونه به برکت بانوی 2 عالم که «خیر کثیر» است میتواند کوتاهترین راه براى رسیدن به خداوند باشد.
اما در این میان و در آثار تعدادی از شاعران زن و جوان این روزگار، رگههایی از توجه به حس مادرانه و رحمتگونه حضرت زهرا را میتوان رصد کرد و شاید بتوان گفت سهم بانوان شاعر و جوان که در یک دهه اخیر به صورت جدی فعالیت شعری را آغاز کردند در به تصویر کشیدن خیر کثیر بودن بانوی اسلام کاملا محسوس است، به عنوان مثال به این سطرها از راضیه بهرامی توجه کنید:
دوباره آیینه زادی که در کتاب نگاهش
هزار آیه زیبا، دوباره مثل تو هرگز
دوباره مثل تو آبی دوباره مثل تو روشن
نخیر حضرت دریا دوباره مثل تو هرگز
اگرچه در لایههای پنهان همین غزل هم حس غمگینانه و همراه با افسوس شاعر مستتر است و ردیف شعر «دوباره مثل تو هرگز» تا حدودی تاکیدی بر همان آگاهی خبری منفعل دارد، اما ترکیب متفاوت حضرت دریا و ارتباط مفهومی که با «بانوی آب و آینه» دارد نشان از خلاقیت شاعر هم دارد.
نمونه دیگری که میتوان به آن اشاره کرد شعری از فاطمه سالاروند است که البته او هم مانند راضیه بهرامی آثار این روزهایش با گذشته بسیار متفاوت شده و تا حدودی از فضاهای آیینی فاصله گرفته است، اما شعر فاطمی او همیشه تازگی و حس و حال خودش را دارد:
جز عشق و خوبی چه کردی؟
جز رنج وحسرت چه دیدی؟
نامهربانان چه کردند با آن دل مهربانت؟
نغمه مستشارنظامی هم شاعر جوان کرجی شعری با نام «بانوی نسترنها» دارد که شعری خطابی است و از ترکیب «رنگ گلها» برای عشق به بانوی اسلام بهره میجوید:
خون تو آب کوثر، عشق تو رنگ گلها
جاریست تا قیامت در جوی نسترنها
که بازی با جوی، آب، خون و نسترنها بسیار در این بیت خوش نشسته است، اما گاهی حس زنانه شاعر و زندگی در جامعه امروز دستمایهای میشود تا در دل یک شعر اجتماعی شاعر به سراغ مفهومی آیینی برود و در این میان چه کسی و چه چیزی برای پناه گرفتن یک شاعر زن، بهتر از دامان حضرت زهرا است؟ و چه سایهای بزرگتر و مهربانتر از او:
ای مردهای فاجعه، بر ما چه میگذشت
در این میانه حضرت زهرا اگر نبود
این شعر که از سرودههای مریم رزاقی است نمونه خوبی از بهکارگیری و درآمیختن مفاهیم آیینی و اجتماعی با نگاهی زنانه است و همین ترکیب را به نوعی دیگر و البته کمی ضعیفتر و غیرشاعرانهتر در شعر فیروزه حافظیان هم میتوان رصد کرد که میگوید:
چنگ بزن دامن لطفش بگیر
سفره جود است دل فاطمه
شور زژرفای رهش میدمد
عشق و سرود است دل فاطمه
مادر عشق است به دشت بلا
صبر و دود است دل فاطمه
اما یکی از بهترین شعرهایی که درباره میلاد حضرت زهرا در چند سال اخیر سروده شده شعری است از نیره سادات هاشمی که اگرچه هنوز با آثار قدرتمند علوی، مهدوی و عاشورایی شاعران فاصله دارد اما ترکیب و تصویرسازیها و بدعتهای خوبی در دل همین غزل وجود دارد که باعث میشود شعری خواندنی در روز میلاد فاطمه زهرا باشد که در پایان بیتهایی از آن را با هم میخوانیم:
جبرئیل آورده است از سوی خداوند
پیغام میلاد سپید کوثری سبز
بر دستهای روشن خورشید این بار
داده است ساقی باده را در ساغری سبز
او مادر خورشیدهای بعد از این است
پیوند داد او را خدا با همسری سبز
این اعتقاد آسمانی در دل ماست
از سیب سرخی شعلهور شد باوری سبز
گلهای احساس من اینک شعله داده است
بر شاخههای شعر روی دفتری سبز
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر