حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این بار او همراه با باز فضانورد و بقیه عروسکهای بیجان اندی (صاحب کوچولوی خود) وارد یک ماجراجویی تازه میشود. در قصه قسمت جدید اندی دیگر بزرگ شده و باید به مدرسه برود. به همین دلیل، وودی و باز و بقیه اسباببازیها راهی یک مهدکودک شلوغ میشوند و حوادث تازهای خلق میکنند. هنکس با قسمت اول «قصه اسباببازی» در سال 1995 برای اولین بار به همکاری با یک انیمیشن سینمایی پرداخت و صدای خود را به یک کاراکتر کارتونی قرض داد. در آن زمان این بازیگر به دلیل بازی در چند فیلم درام تبدیل به بازیگر نقشهای ملودرام شده بود و حضورش در یک کار شاد انیمیشن، باعث تعجب بسیاری شد. اما این فیلم نمایش عمومی موفقیتآمیزی در سینماها داشت و منتقدان هم آن را پسندیدند. نکته مهم درباره «قصه اسباببازی» این بود که لقب اولین محصول انیمیشن کامپیوتری تاریخ سینما را گرفت و باعث انقلابی نوین در صنعت انیمیشنسازی شد.
هنکس که 2 سال پی در پی در سالهای 1993 و 1994 جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد را گرفت، در ارتباط با قسمت سوم انیمیشن «قصه اسباببازی» میگوید: همه بچهها یکبار دیگر دور هم جمع شدهاند تا یک کار مفرح تقدیم کودکان و نوجوانان و خانوادههای آنان کنند. کاراکتر وودی را دوست دارم و خیلی خوشحالم که به جای او در این مجموعه فیلم صحبت کرده و میکنم. این اسباببازی گاوچران دوست دارد به بقیه اسباببازیها کمک کند و مشکلات آنها را حل کند. در عین حال، او هنوز هم رقابت تنگاتنگی با کاراکتر باز فضانورد دارد. این بازیگر تایید میکند که حاضر است در قسمتهای بعدی این مجموعه فیلم هم همکاری کند. اما از آنجا که فاصله تولید هریک از قسمتهای این مجموعه فیلم حدود 5 سال طول میکشد، چهارمین قسمت «قصه اسباببازی» زودتر از سال 2015 روانه پرده سینماها نخواهد شد.
هنکس در شرایطی «قصه اسباببازی 3» را روانه اکران عمومی میکند که در حال بازی در درام کمدی «لری کراون» است. او در این فیلم یک بار دیگر با جولیا رابرتز همبازی است. اما نکته مهم درباره فیلم این است که او در کنار بازیگری، کارگردان آن نیز هست. «لری کراون» قصه زندگی مرد میانسالی را به تصویر میکشد که دست به هر کاری میزند، با عدمموفقیت روبهرو میشود و نمیتواند هیچ شغلی به دست بیاورد. در چنین اوضاع و احوالی، وی تصمیم میگیرد دوباره به دوران کالج خود برگردد تا بتواند شاهد یک موفقیت تازه در زندگیاش باشد. این تلاش برای احیا و خلق دوباره خویش، مرد را در موقعیتهای بانمکی قرار میدهد. «لری کراون بعد از «کارهایی که میتوانی انجام بدهی» (1996) دومین تجربه سینمایی هنکس پشت دوربین فیلمبرداری است. اولین کار سینمایی او در مقام کارگردان نهموفقیتی در بین تماشاگران سینما به دست آورد و نهتوانست نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کند، اما هنکس میگوید: با تجربهای که از این فیلم به دست آورد، «لری کراون» را به گونهای میسازد که هر دو گروه منتقدان و تماشاگران را راضی کند.
این بازیگر پس از پایان کار روی «لری کراون» جلوی دوربین قسمت سوم مجموعه فیلم «رمز داوینچی» میرود. این فیلم که براساس قصه کتاب جنجالی دن براون به نام «آخرین نشان» ساخته میشود، برای سومین بار هنکس را در نقش رابرت لانگدن خواهد داشت. این متخصص رمزگشایی از نوشتهها و کتیبههای کهن، این بار دوباره به شهر لسآنجلس برمیگردد تا درگیر یک رمزگشایی مرموز شود که او را وارد یک سری ماجراجویی خطرناک تازه میکند. کتاب براون حدود 6 ماه قبل منتشر شد و خیلی زود تبدیل به یکی از پرفروشترین کتابهای هفته شد. با آن که اهل فن در همان زمان گفتند تهیهکنندگان فیلم این قصه را نیز تبدیل به فیلم سینمایی خواهند کرد، اما سازندگان دو قسمت اول و دوم کتاب براون صحبتی در این باره نکردند. خبر پیشتولید «آخرین نشان» به تازگی اعلام شده و به احتمال زیاد، ران هاوارد آن را کارگردانی خواهد کرد. سومین قسمت این مجموعه فیلم برای سال 2012 روی پرده سینماها خواهد رفت.
تولید فیلم در شرایطی صورت میگیرد که تماشاگران سینما در آمریکای شمالی، سال قبل استقبال زیادی از قسمت دوم آن به نام «فرشتگان و شیاطین» نکردند. با آن که سازندگان فیلم پیشبینی فروشی 300 میلیون دلاری برای آن میکردند، اما این فیلم در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی فقط 133 میلیون دلار فروش داشت. این اتفاق در شرایطی رخ داد که قسمت اول فیلم در سال 2006، حدود 218 میلیون دلار فروخته بود. هزینه تولید قسمت دوم فیلم 150 میلیون دلار بود. عدمموفقیت بالای مالی قسمت دوم، این تحلیل را مطرح کرد که احتمالا تهیهکنندگان فیلم تولید قسمت دیگری از این مجموعه فیلم را موقتا به حالت تعلیق درآورند، اما تهیهکنندگان فیلم با عوض کردن نویسنده فیلمنامه قسمت جدید، امیدوارند فیلمی تهیه کنند که موفقیت قسمت اول را تکرار کند. در قسمت سوم استیون نایت جای آکیوا گلدمن را گرفته است.
کیکاووس زیاری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....