حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خیلی از مشکلات، چندین راهحل دارند؛ اما اغلب این راهحلها در نگاه اول ناخوشایند به نظر میرسند؛ زیرا به شجاعت، نظم و انضباط فردی و خلاقیت یا پافشاری برای به سرانجام رسیدن نیاز دارند؛ اما اگر به طریقی خود را مجبور به پیروی از این روشها کنید، مطمئنا راهحلهایتان نتیجه میدهد و به ثمر مینشیند.
مثلا به فرض میخواهید وزن خود را کم کنید و تصور میکنید که راحتترین راه، خوردن غذا به همان میزانی است که اکنون میخورید؛ ولی باید نرمش و ورزش را تا سوزاندن 500 کالری در روز افزایش دهید. با انجام این راهحل نسبتا ساده میتوانید وزن خود را کم کنید. این کار به پافشاری و برنامهریزی نیاز دارد؛ اما اغلب مردم معتقدند که این روش جواب میدهد.
یا مثلا فرض کنید که خواهان ایجاد ارتباط با فرد خاصی هستید؛ اما در مورد احساس آن فرد نسبت به خود اطلاعی ندارید. مستقیمترین راه این است که بروید و افکار و احساسات خود را برای او توضیح دهید و از علاقه او به ایجاد ارتباط با خود سوال کنید. این روش خیلی زمان کمی را لازم داشته و صرفنظر از نتیجه باعث میشود حداقل بدانید که در چه وضعیتی قرار دارید.
بسیاری از چالشها و مشکلات، راهحلهای بسیار سادهای دارند. چالش اصلی درواقع چگونگی تبدیل شدن به فردی است که بتواند این راهحلهای مستقیم را انجام دهد و از درجا زدن در یک چرخه تکراری بیرون بیاید. به همین دلیل است که بهبود صفات شخصی بویژه افزایش شجاعت و نظم و انضباط فردی، یکی از بهترین روشهای حل مشکلات است. وقتی شما شروع به انجام کاری میکنید، مشکلاتی که ابتدا غیرقابل حل به نظر میرسیدند، آسانتر میشوند؛ اما چرا ما اغلب در مقابل راهحلهای مستقیم و راحت مقاومت میکنیم؟ معمولا راهحلهای مستقیم به ما اطمینان میدهد که به نتیجه خواهد رسید؛ اما چیزهایی هم وجود دارد که آنها را مختل میکند. وقتی راهحلی مستقیم وجود دارد و میدانید که به نتیجه هم میرسد؛ اما حوصله انجام آن را ندارید، بایستید و از خود بپرسید: «چرا من از حل این مشکل طفره میروم. وقتی که راهحل درست را میدانم؟» اگر شما بتوانید به این سوال پاسخ دهید، احتمالا به سمت و سوی خوبی راهنمایی میشوید.
معمولا با پرسیدن این سوال از خود متوجه میشوید که مانع اصلی بر سر راه رسیدن به هدف، عدم تمایل به تلاش و گذاشتن وقت کافی برای حل آن مشکل است.
یکی از راهحلهای مستقیمی را که در زندگی خودتان وجود دارد، در نظر بگیرید. بایستید و از خود بپرسید: «آیا من تمایل به انجام آن دارم؟ آیا من فردی هستم که این راهحل را انجام بدهد؟»
چه معنایی دارد اگر به خود پاسخ دهید که تمایلی به انجام این کار ندارید؟ آیا دوست دارید فردی غیرخلاق، بینظم و ترسو باشید، به جای این که خلاق، شجاع و منظم باشید؟ وقتی این پرسش را مطرح میکنید، معمولا قبول این موضوع که تمایل دارید فردی تنبل و بینظم باشید، سخت است.یک انتخاب مهم در مورد این که میخواهید چه نوع انسانی باشید، دارید؟ آیا میخواهید شجاع، منظم، مصر و خلاق باشید یا نه؟ آیا فکر میکنید اینها خصوصیات خوبی هستند که میتوانید در خود ایجاد کنید؟ اگر پاسختان منفی است، به این معناست که شما تمایل به پرورش خصوصیات عکس را در خود دارید! آیا این همان چیزی است که میخواهید؟
حل مستقیم مشکل، با قانون جذب هم در ارتباط است. بسیاری از اوقات وقتی افراد میکوشند قانون جذب را به کار گیرند، به طور ناخودآگاه با بهکارگیری مستقیمترین راهحل برای مقابله با مشکل مخالفت میکنند. اگر شما راهحل مستقیمی برای شروع دارید؛ ولی آن را انجام نمیدهید، درواقع در حال استفاده از قانون دفع هستید نه قانون جذب.
در این موارد باید به انجام راهحلهایی بپردازید که آنها را جذب میکنید و اغلب خواهید دید که مشکل واقعی شما آن چیزی نیست که ابتدا فکر میکردید.
صبر و ایستادگی
همانطور که به نظر میرسد، صبر یکی از ابزار پرقدرت رشد شخصی است. گاهی اوقات تمرکز مستقیم روی مشکل چیزی جز مقاومت به همراه ندارد. در این گونه مواقع، مقابله با این مقاومتها کار درستی نیست. در این شرایط باید مشکل را برای مدتی رها کرده و سراغ چیزهای دیگر بروید. اغلب گذشت زمان میتواند به حل مشکل کمک کند. فناوری رشد خواهد کرد. دانش و مهارت شما افزایش خواهد یافت. ممکن است با شانسی غیرمنتظره مواجه شوید یا شاید کلا نیاز به حل مشکل از بین برود. خلاصی از مشکل ممکن است یک دیدگاه جدید به شما بدهد. اعتماد به نفستان ممکن است بر اثر رویارویی با مشکلات سادهتر افزایش یابد و حتی ممکن است ضمیر ناخودآگاهتان در زمانی که انتظارش را ندارید، مشکل را از پیش پایتان بردارد. البته نباید صبر را با به تاخیر انداختن امور اشتباه بگیرید. وقتی همه راهها با شکست مواجه می شوند، صبور باشید. صبور بودن هم بسیار لازم است و هم خیلی مشکل. ما معمولا انتظار تغییرات بزرگ را در اطرافمان نداریم. ساختن یک خانه جدید، یک شغل تازه یا ورود یک کودک به زندگی سخت است. وقتی دنیای ما دچار تغییر میشود، تازه میفهمیم که صبر یک امر ضروری است. ما انتظار نداریم که ناگهان و یکشبه صاحب یک خانه، شغل یا فرزند شویم. حال سوال اینجاست «چرا ما انتظار داریم که تغییرات شخصیمان ساده باشند؟» «شاید یکی از مشکلات این باشد که کتابها، سمینارها و سخنرانیها بتازگی این انتظار را در ما ایجاد کردهاند که موفقیت، یکشبه به دست میآید و همه مشکلات را میتوان ظرف مدت کوتاهی حل کرد که البته همه اینها به خاطر مشهور شدن است، چون همه میدانند که این چیزها بسادگی و سرعت به دست نمیآیند. شما این محصول جدید را خریده و زمان زیادی صرف آن میکنید و بعد به نتیجهای نمیرسید و از پیشرفت فردی هم خسته میشوید. به همین دلیل است که بسیاری از مردم تصور میکنند ایده پیشرفت فردی، تفکری بیمعناست.
هرگز باور نکنید که به خاطر خرید کتابی که صورتی خندان روی جلدآن، تمام مشکلات دنیا بسرعت حل خواهد شد. همواره هنگام رشد فردی باید به ماه و سال فکر کنید زیرا در روز و هفته اتفاقی نمیافتد. واقعیت این است که رشد فردی نیازمند صبر زیادی است. خیلی عالی است که برای ایجاد تغییر علاقهمند باشید؛ اما به خود اجازه دهید که نتایج را هم بپذیرید حتی اگر نشاندهنده همه تلاشتان نباشد. در حقیقت بیشترین نتیجهای که شما در بیشتر مواقع میگیرید، همان چیزهایی است که طی مسیر میآموزید و به شما نشان میدهد که باید از راه دیگری وارد شوید.
الهه عیوضزاده
منبع: Stevepavlina
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....