حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در منطقه جیرفت و کهنوج (شامل جیرفت، کهنوج، منوجان، عنبرآباد، قلعه گنج و رودبار جنوب) سالانه 140?میلیمتر باران میبارد اما ناتوانی در ساماندهی آب حاصل از بارشها در کنار خشکسالی و پایینآمدن سطح آبهای زیرزمینی به ویژه در 10 سال گذشته مشکلاتی را ایجاد کرده است.
آمارها نشان میدهد که میزان آورد حوزههای آبخیز این منطقه در سال بیش از 5/1 میلیارد متر مکعب است اما به خاطر اجرای ناقص عملیات آبخیزداری، رواناب حاصل از بارندگیها از کنترل خارج بوده و به صورت سیلابهای شدید از دسترس خارج میشوند. این همان اتفاقی است که در شدیدترین حالتش در سال 71 سبب وقوع سیلابی مهیب در منطقه شد؛ سیلابی که میلیاردها تومان خسارت به بار آورد. اما پیامد این سیلابها تنها به خسارت بر تاسیسات، مزارع و مناطق مسکونی خلاصه نمیشود چرا که فرسایش خاک حاصل از این سیلابها خطری است که هرچند با چشم قابل دیدن نیست اما خطری در کمین است که قابلیت خاک برای تولید را کاهش میدهد.
هماکنون منطقه جیرفت و کهنوج با فرسایش شدید خاکهای حاصلخیز دست به گریبان است. سالهاست که به خاطر این فرسایش میلیونها تن رسوب به داخل دریاچه سدهای جیرفت، میناب و بم میریزد و حالا بیم آن میرود که این رسوبات جایی برای انباشت آب در سدها باقی نگذارند. این اتفاقی است که آمارهای سازمان مدیریت منابع آب کشور به خوبی آن را نشان میدهند. این آمارها میگویند میزان رسوب ورودی به مخزن سد جیرفت در هر سال بیش از 5/11 میلیون متر مکعب است که اگر کاری برای کنترل رسوبات انجام نشود این سد تا 2 دهه دیگر به خاطر انباشت رسوبات دیگر کاراییاش را از دست میدهد.
این در حالی است که در این منطقه بیابان با سرعت زیادی تولید میشود و سرزمینهای حاصلخیز بتدریج جای خود را به بیابان میدهند. گفته میشود سرعت بیابانزایی در منطقه جازموریان که نزدیک به 300 هکتار وسعت دارد امروزه به کانونی بحرانی مبدل شده است. این در شرایطی است که سطح آبهای زیرزمینی در مناطق جلگهای جیرفت 15 متر افت داشته است و در مرکز شهر کهنوج و قلعه گنج، آب به سمت لب شوری رفته است.
اینها همه اتفاقات تلخی است که به خاطر برداشت بیرویه از منابع آب اتفاق افتاده است. هماکنون در این منطقه نزدیکبه 20 هزار چاه عمیق و غیرعمیق وجود دارد که بیش از 5 هزار حلقه آن غیرمجاز است. هر چند مسوولان، خشکسالیهای پیدرپی در این منطقه را عامل اصلی افت آبهای زیر زمینی میدانند اما بیگمان رها کردن آبهای سطحی (هدررفت بیش از یک میلیارد متر مکعب از روان آبها) و بیتفاوتی نسبت به ورود آب حاصل از بارشها به کویر، دریای عمان و خلیج فارس در کنار برداشت بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی عامل اصلی خشکیدن بخش زیادی از قناتها و چشمههای منطقه است.
البته تاکنون اجرای بعضی از پروژههای آبخیزداری (عملیاتی برای حفظ آب، خاک و پوشش گیاهی) توانسته تا حدی جلوی برخی پیامدهای خشکسالی و وقوع سیلاب در منطقه را بگیرد اما به نظر میرسد این منطقه بیش از این حرفها نیاز به این قبیل اقدامات دارد. بند خاکی باب دراز ساردوییه، سیلبند خاکی ملنتی جیرفت، بند خاکی محمدآباد دوکندری، بند سنگ و خاک پایندرب جیرفت، بندهای گابیونی نراب و بند سنگ و سیمان بارگاه منوجان از جمله اقدامات آبخیزداری است که تاکنون برای مهار سیلابها، مقابله با خشکسالی و تغذیه مصنوعی سفرههای آب زیرزمینی انجام شده اما اگر قرار باشد تا منطقه جیرفت و کهنوج همچنان قطب کشاورزی منطقه باقی بماند و لقب هند ایران را یدک بکشد حفاظت از آب و خاک و پوشش گیاهی باید جدیتر گرفته شود.
سال گذشته سیلاب رودخانه هلیلرود بخشی از شهر جیرفت را نابود کرد و 2 نفر را به کام مرگ کشاند. این در حالی است که اگر فاز دوم سیلبند ملنتی به بهرهبرداری میرسید سیلاب مهار میشد و چنین نتیجهای به بار نمیآمد. اما تکمیل این طرح نیاز به پول دارد و فاز مطالعاتیاش به 150?میلیون تومان اعتبار. شاید برای بعضیها مبلغ زیادی به نظر برسد اما اگر قرار باشد منطقه جیرفت و کهنوج همچنان قطب کشاورزی باقی بماند و قابلیتهای خاک آن حفظ شود دستکم برای پابند کردن مردم به ماندن باید بیش از همت امروز تلاش کرد.
مریم خباز / گروه جامعه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....