همه ما بارها با چنین سوالهایی مواجه شدهایم؛ در خانه، خانواده، محیط کار و... و اگر به آنها پاسخ دادهایم، اغلب همراه با نوعی پیشداوری بوده است. اما وقتی در خلوت به آنها فکر کردهایم، شاید پذیرفته باشیم که این چنین انتزاعی و مجرد نمیتوان و شاید نباید به چنین موضوعاتی نگریست. این قبیل مسائل، بویژه در جهان امروز، نیازمند تعمق و تدبر بیشتری هستند.
گاهی این موارد دستمایه نویسندگانی هم شدهاند که از این باب، ایده و دیدگاه خود را با مخاطبانشان در میان گذارند. طرحی را ارائه دهند؛ گروهی با آن موافق و برخی مخالف باشند؛ بحث و صحبتی درگیرد و از آن میان، افکاری پختهتر و پاسخهایی دقیقتر حاصل شود.
**********************
هیچیک از مردمان قبایل بومی که این افسانههای دلهرهآور را تعریف میکردند، آنجا را به چشم خود ندیده بودند. فقط با اطمینان میگفتند: ورود به آن سرزمین برای هر مردی خطرناک و مرگبار است. اما قصههای قدیمیتری هم از آن سرزمین خطرناک وجود داشت که به زمانی باز میگشت که جهانگردی شجاع و کنجکاو قدم به آن سرزمین گذاشته بود.
ـ یک مملکت، یک ملت، اما همه مؤنث؛ با مراتع وسیع، باغهای گل، بیشهزارهای زیبا، دشتهای بیدر و پیکر و...
ـ یعنی تا حالا هیچ کس دیگری غیر از او به آن سرزمین نرفته؟
ـ چرا آقا رفتهاند؛ خیلیها، ولی هیچ وقت برنگشتهاند... مُردهاند آقا.
حکایت عجیبی بود که برای اولین بار از بومیان آن منطقه میشنیدیم. سرزمین پر رمز و رازی که فقط برای مردان خطرناک است! شنیدن این حرف و حدیثها، به خودی خود، حس کنجکاوی و در عین حال احساس گنگ و مبهمی از دلهره و خطررا درونمان بیدار میکرد...
******************
زنستان اینگونه شروع میشود و همان صفحههای نخست کتاب، خواننده را وا میدارد تا با سه مردی که قصد دارند این سرزمین را پیدا کنند و خود از نزدیک با آن آشنا شوند، همراه گردد.
3 دوست و همکلاسی که اشتیاق به علم و کشف پدیدههای ناشناخته، جزو دغدغههای همیشگیشان بوده است و حالا که در برابر چنین موضوع جذابی قرار گرفتهاند، با سوالهای زیادی در ذهن به سوی سرنوشتی نامعلوم میروند.
آیا آنها با تمدنی قابل ملاحظه برخورد میکنند؟ یا زندگی بدوی گروهی از زنان را شاهد خواهند بود؟ آن زنها چگونه با این گروه برخورد میکنند؟ شاید هم این داستان، تنها زاده تخیل بومیان منطقه است.
همین سوالها کافی است که آنها را مشتاق کشف جهانی تازه کند.
********************
اما حضور در آن سرزمین این 3 نفر و خواننده را با حقایق دیگری آشنا میکند؛ سرزمین ناشناخته زنان، بر خلاف تصور آنها، مکانی است سرشار از آرامش، با مردمانی سرزنده، باهوش، قوی و در عین حال ساده و مهربان.
با مشاهده ساختمانهایی با معماری دقیق و متناسب، باغهای زیبا و طراحی شده براساس نیاز ساکنان آن منطقه و حتی دژهای محکم و مرتفع، کاوشگران اطمینان حاصل میکنند که مردانی در این سرزمین زندگی میکنند؛ چرا که چنین کارهایی از دست زنان ساخته نیست.
پس با دقت بیشتر به جستجو میپردازند تا پرده از این راز بردارند.
زنهای زنستان نیز علاقهمندند تا از این سه نفر و جهان بیرون از سرزمینشان بیشتر بدانند. شیوهها و روش آموزش در سرزمینهای دیگر را بدانند، پیشرفتهای علمی را بشناسند و..... این چنین است که زندگی آن سه نفر با سرزمین جدید پیوند میخورد و ماجراهایی جدید رخ مینماید؛ ماجراها و مسائل و مشاهداتی که «شارلوت پرکینز گیلمن» آنها را در کتاب «زنستان» به رشته تحریر درآورده و خانم «نوشین احمدی خراسانی» ترجمهاش کرده است.
البته باید اذعان کرد که نویسنده هوشمند کتاب، در قالب این سرزمین، نظراتی در مورد چگونگی روشهای مختلف زندگی و تشکیل جوامع بشری با نگاهی متفاوت از جهان امروز ارائه کرده است؛ با این امید که دیدگاههای جدید برای دستیابی بشر سرگشته امروز به سعادت مفید فایده افتد.
«زنستان» در آخرین روزهای سال 1388 توسط «نشر توسعه» با قیمت 3000 تومان روانه بازار کتاب ایران شد.
امیدواریم شما هم آن را بخوانید و در کنار لذت مطالعه در مورد مسائل کتاب با همسر، دوستان و آشناها به تبادل نظر بپردازید.
قابل توجه ناشران محترم
ناشرانی که در حوزه نهاد خانواده ، تعلیم و تربیت و روانشناسی کودک، رمانهای خانوادگی و ... کتابهای تازهای به بازار نشر روانه کردهاند میتوانند 2 نسخه از کتابهای خود را به نشانی تهران- بلوار میرداماد- جنب مسجد الغدیر - روزنامه جام جم - ضمیمه چاردیواری ، قسمت پرواز با کتاب ارسال کنند تا معرفی شود.
کوروش اسعدی بیگی