روسای جمهور بعدی نیز این سنت تعیین سیاست را دنبال کردند تا نوبت به جورج بوش پسر رسید؛ مردی که ایدههای آیندهنگر هیجانانگیزی را مطرح کرد: تکمیل ایستگاه فضایی، تولید نسل جدیدی از پرتابههای فضایی، سفر به ماه تا 2020 و فرود آمدن انسان تا 2030 روی مریخ. این سخنرانی نوید روزهای پرهیجانی را در عصر فضا میداد اما یک مشکل کوچک وجود داشت. رئیسجمهور بوش فراموش کرده بود برای این کار باید بودجه ویژهای تخصیص دهد. به همین دلیل ناسا در سالهای اخیر با بحران جدی تعیین اهداف روبهرو بود تا نوبت به باراک اوباما رسید. او بر مبنای نظر کمیته ویژه بررسی سیاستهای ناسا تصمیم گرفت به فلوریدا برود تا پس از بازدید از یک فضاپیمای خصوصی سیاستهای جدید را اعلام کند. توانایی باراک اوباما در ارائه سخنرانیهای شیوا اما نتوانست او را از شر میراث بوش نجات دهد. در نتیجه سیاستهای او به چیزی تبدیل شد که مردم عادی آن را درک نمیکنند و متخصصان بر آن نقدهای زیادی میگیرند. خلاصه طرح او چنین است: شاتلها پس از 2 پرواز دیگر بازنشسته خواهند شد. سیستم پیشران جدیدی که شامل 4 بخش بود و با نام کانسلیشن قرار بود جایگزین شاتلها شود و تا کنون چندین میلیون دلار هزینه برده، متوقف خواهد شد. تمام رفت و آمدها به ایستگاه فضایی به عهده روسها و تا 3 سال آینده بخش خصوصی نهاده میشود. تا پیش از 2020 تمام تلاش ناسا برای طراحی سیستم موشکی قابل استفاده برای فواصل دورتر از زمین و توسعه این فناوری خواهد بود. 2020 سفر به مدار ماه و فراسوی آن شروع خواهد شد و تا 2035 انسان میتواند به مدار مریخ برود (به این معنی که در این سفر بر سطح آن فرود نخواهد آمد و تنها در مدار باقی خواهد ماند.)
این طرح حامیان فعالیتهای فضایی سرنشیندار را عصبانی و آیندهنگران سفر به مریخ را افسرده کرده است. حامیان ناسا از اینکه تا مدتها ناسا باید وابسته به روسیه و بعد بخش خصوصی شود ناراحت هستند و مدیران پیشین ناسا از این تغییر رویکرد ناراضیاند. سناتورها از اینکه با تعطیلی طرح کانسلیشن چند هزار شغل از دست میرود از برنامه جدید راضی نیستند و مردم از اینکه ناسا هدفی رویا پردازانه ـ مانند فرود بر مریخ ـ مقابل آنها نگذاشته، منتقد برنامه جدید هستند.
پوریا ناظمی / دبیر گروه دانش