یک لحظه جنون

بسیاری از قتل‌هایی که توسط متهمان نوجوان انجام می‌شود در طبقه قتل‌های اتفاقی جای می‌گیرد و نزاع خیابانی و حمل سلاح سرد زمینه‌ساز آنها می‌شود. امین یکی از متهمانی است که در 16 سالگی دستش به خون‌آلوده شد و از آن زمان تاکنون که 20 ساله شده‌ در زندان به سر می‌برد و می‌داند اگر اولیای دم مقتول رضایت ندهند او هرگز طعم آزادی را نخواهد چشید.
کد خبر: ۳۲۱۷۹۶

امین تنها فرزند پسر خانواده‌اش است و 3 خواهر دارد. پدر او سال‌ها قبل فوت شده و زندان افتادن او اوضاع خانواده را آشفته‌تر کرده است. او می‌گوید: 9 سالم بود که پدرم فوت شد و از آن به بعد مادرم کار می‌کرد و خرج ما را درمی‌آورد البته من هم بعد از چند سال خودم مشغول به کار شدم.

متهم تا کلاس اول راهنمایی درس خواند و بعد جذب بازار کار شد. او درباره دلیل ترک تحصیل می‌گوید: تجدیدی زیاد آورده بودم خودم هم علاقه‌ای به درس خواندن نداشتم برای همین ترجیح دادم دنبال کار بروم کمی که گشتم توانستم در یک تراشکاری مشغول شوم.

ترک تحصیل یکی از نکات مشترکی است که در پرونده اکثر متهمان نوجوان دیده می‌شود .
در این بین آن گروه که به جرم قتل به زندان افتاده‌اند یک ویژگی مشابه دیگر هم دارند و آن حمل سلاح سرد است.

امین می‌گوید: من همیشه چاقو در جیبم می‌گذاشتم آن چاقویی را هم که روز حادثه همراهم بود یک ماه قبل خریده بودم البته تا قبل از آن دعوا هیچ وقت از چاقو استفاده نکرده بودم و آن را فقط برای امنیت خودم همراه داشتم چون محل زندگی ما زیاد امن نبود و ممکن بود هر اتفاقی بیفتد.

شبیه اظهارات امین را متهمان دیگری نیز که به همین شیوه مرتکب قتل شده‌اند، تکرار کرده‌اند و پلیس آگاهی معتقد است چنانچه قانون درباره حمل سلاح سرد سختگیرانه‌تر برخورد کند از بسیاری از این قتل‌ها جلوگیری خواهد شد.

به هر حال امین نیز مانند بسیاری از نوجوانانی که سرگذشتی مشابه وی دارند با این خیال باطل که چاقو امنیت می‌آورد بدون این وسیله کشنده از خانه خارج نمی‌شد تا این که روز حادثه بالاخره از آن استفاده کرد. او می‌گوید: آن روز با پسرعمویم بیرون رفته بودیم او صندلی جلو نشست و من پشت. در همان حالت با هم صحبت و شوخی می‌کردیم راننده وبقیه مسافران به سر و صدای ما اعتراض کردند ولی توجهی نکردیم تا این که راننده به تلافی، صدای ضبط را بلند کرد. پسرعمویم به بگومگو با او پرداخت و مشاجره بالا گرفت.

در این جو متشنج بود که راننده، خودرو را متوقف کرد و مسافران و امین هم وارد منازعه شدند. متهم به قتل می‌گوید: همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد راننده و مسافران یک طرف دعوا بودند و من و پسر عمویم طرف دیگر. من بشدت عصبی شده بودم در یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم و با چاقو ضربه‌ای به یکی از مسافران زدم . او غرق در خون شد و روی زمین افتاد.

همان ضربه چاقو برای تشکیل پرونده‌ای جنایی کافی بود. رهگذران امین و پسر عمویش را دستگیر کردند آن مسافر هم جان باخت و به این ترتیب پسر 16 ساله به عنوان متهم به قتل شناخته و راهی کانون اصلاح و تربیت شد . او که تا آن زمان جرمی مرتکب نشده بود از همان لحظات اولیه دستگیری دچار ندامت شد و در همه مراحل تحقیق بارها و بارها بر این موضوع پافشاری کرد که زمان وارد کردن ضربه مرگبار اسیر خشم شده بود اما این دفاع نتوانست او را از زیر بار اتهام نجات بدهد و وی در زندان ماند. امین می‌گوید: بعد از مدتی پسرعمویم آزاد شد اما من که به خاطر او دعوا کرده بودم هنوز در حبس هستم . خانواده‌ام مجبور شدند خانه‌مان را تخلیه کنند و به شهرستان بروند. خودم جوانی‌ام را از دست دادم همه اینها فقط به خاطر یک لحظه عصبانیت اتفاق افتاد . بشدت پشیمان هستم و عذاب وجدان دارم . در مدتی که در زندان هستم سعی کردم درس بخوانم الان سوم راهنمایی را تمام کرده‌ام اگر آزاد شوم دیگر هیچ‌وقت با کسی دعوا نمی‌کنم ولی اولیای دم مقتول رضایت نداده‌اند . من از آنها خواهش می‌کنم به جوانی‌ام رحم کنند و مرا ببخشند.

امین این روزها در زندان چشم انتظار یک بخشش بزرگ است. او از کرده خود نادم و در امید روزی است که بتواند یک بار دیگر آزادی‌اش را به دست بیاورد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها