سه روایت از متهم به قتل شدن زنی به نام نگین

پایان یک رابطه تلخ

قتل با انگیزه قبلی ‌یا دفاع از خود و مرگ بر اثر یک حادثه این چیزی است که قضات شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برای بررسی دقیق آن با هم به شور نشسته‌اند. نگین چند سال است که در زندان به سر می‌برد. البته این زندانی شدن فقط به جرم قتل نیست و این زن جوان مدتی قبل از بازداشت به خاطر قتل به جرم حمل و نگهداری مواد مخدر در زندان به سر می‌برد و در همانجا شناسایی شد.
کد خبر: ۳۲۱۷۹۴

او قاتل است

پرونده قتلی که هیات قضات شعبه 71 آن را مورد بررسی قرار دادند مدت‌ها در بایگانی اداره آگاهی مانده بود و سرانجام ردیابی تلفن موبایل مقتول آنها را به نتیجه رساند و متهم اصلی شناسایی شد.

اصغری روشن که به عنوان نماینده دادستان تهران در این پرونده حضور داشت معتقد است نگین قطعا مرتکب قتل شده است و باید مجازات شود.

او در این باره می‌گوید: اگر به روند بازداشت این زن نگاه کنیم متوجه می‌شویم که این پرونده اعتراف محور نیست و یک حادثه باعث دستگیری او نشده است بلکه بررسی‌های فنی عامل دستگیری او بوده است و ما در پرونده به اندازه کافی مدرک علیه این زن داریم. به نظر من او به عمد، مرتکب قتل شده است.

نگین می‌گوید در جریان مرگ مقتول که سعید نام دارد نیست و بعد از بازداشت متوجه این ماجرا شده است اما نماینده دادستان حرف‌های او را رد می‌کند و می‌گوید که ضربه طوری وارد شده که نشان می‌دهد به عمد این اتفاق افتاده و یک حادثه نبوده است. وی می‌گوید: پلیس زمانی در جریان این موضوع قرار گرفت که کارگران ساختمانی نیمه کاره خبر دادند بوی تعفن یک جسد منطقه را پوشانده است. زمانی که ماموران در آن محل حاضر شدند مشخص شد که جسد متعلق به مردی به نام سعید و حدودا 27 ساله است. مدت زمان زیادی از مرگ او می‌گذشت و بوی تعفن همه جا را فرا گرفته بود و کارگران بعد از چندین روز جستجو موفق به کشف جسد او شده بودند و در واقع منشاء بوی تعفن را پیدا کرده بودند.

وی ادامه می‌دهد: زمانی که جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت ما از متخصصان خواستیم تا علت دقیق مرگ را مشخص کنند. تا آن زمان هیچ ردی از قاتل به دست نیامده بود و اولیای دم هم شناسایی نشده بودند. بعد از چند روز پزشکی قانونی اعلام کرد علت مرگ اصابت جسم سخت به نواحی مختلف سر مقتول و خونریزی مغزی بوده است. بنابراین برای ما روشن شد که با یک پرونده قتل مواجه هستیم.

در اولین گام ما باید اولیای دم را شناسایی می‌کردیم . کاری که تاکنون به نتیجه نرسیده است. ما هویت مقتول را به دقت مورد بررسی قرار دادیم اما نتوانستیم خانواده او را پیدا کنیم ، بنابراین دادستان به عنوان ولی دم قهری وارد عمل شد و خواستار پیگیری این موضوع شد. ما تحقیقات زیادی کردیم ولی ردی از قاتل پیدا نکردیم . کار کمی سخت شده بود چرا که سعید خانواده‌ای هم نداشت که ما از طریق آنها روابط این مرد جوان را مورد بررسی قرار دهیم. بنابراین باید منتظر فرصتی می‌شدیم تا قاتل خطایی کند و ما او را بازداشت کنیم.

اصغری روشن معتقد است متهم به طور اتفاقی بازداشت نشده است و می‌گوید: نام سعید در میان لیست افرادی که پرونده‌های آنها باید پیگیری شود وجود داشت و هر فردی که بازداشت می‌شد در این خصوص مورد استنطاق قرار می‌گرفت بنابراین نمی‌توان گفت که قتل او اتفاقی بوده است.

نگین چطور شناسایی شد ؟ نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: مدتی بعد از تشکیل این پرونده ماموران مردی را بازداشت کردند که گوشی موبایل سرقتی با خود حمل می‌کرد . زمانی که در مورد نحوه به دست آوردن این گوشی از او تحقیق شد پلیس دریافت این گوشی از زنی معتاد خریداری شده است و متهم این گوشی را در قبال دادن مقداری مواد مخدر به زن از او دریافت کرده است. مشخصات زن جوان مورد بررسی قرار گرفت و معلوم شد این زن نگین نام دارد و به جرم حمل مواد مخدر در زندان به سر می‌برد. زمانی که نگین در مورد گوشی سرقتی مورد بازجویی قرار گرفت گفت که آن را از مردی به نام سعید به سرقت برده است. مشخصاتی که این زن از سعید به پلیس داد با جسدی که کشف شده بود مطابقت داشت به همین خاطر هم با دقت تمام یکبار دیگر یافته‌هایمان را از جسد با اعترافات زن متهم مطابقت دادیم و مشخص شد که مقتول همان سعیدی است که نگین ادعا می‌کند گوشی تلفن همراه را از او دزدیده است.

در پرونده ‌برای نگین تقاضای قصاص شده
در‌حالی‌که اولیای دم سعید هنوز مشخص نشده است. نماینده دادستان تهران در این باره می‌گوید: زمانی که اولیای دمی برای مقتول وجود ندارد این دادستان است که برای مقتول تقاضای صدور حکم قانونی می‌کند و از آنجایی که می‌توانسته بین گذشت و دیه و قصاص یکی را انتخاب کند دادستان ترجیح داده است با توجه به عمق فاجعه تقاضای قصاص کند. من به عنوان نماینده دادستان تقاضای صدور حکم قصاص برای متهم را کردم.

اظهارات یک شاهد

یکی از کارگرانی که جسد سعید را در ساختمان نیمه کاره پیدا کرده است تا حدودی گفته‌های نماینده دادستان تهران را تایید می‌کند. او در مورد مشاهداتش می‌گوید: مدتی بود که بوی تعفن در ساختمان نیمه کاره پیچیده بود اما ما نمی‌توانستیم بفهمیم این بو از کجاست. بو هر روز بیشتر می‌شد و ما همچنان در پی آن بودیم که چه باید بکنیم. تا این‌که من برای خالی کردن نخاله‌های ساختمانی به قسمت انتهای ساختمان رفتم. ما نخاله‌ها را در آن سمت جمع می‌کردیم ‌.

آنجا آنقدر بو زیاد شد که ‌‌نتوانستم تحمل کنم و همکارانم را صدا زدم. ما آن قسمت را زیر و رو کردیم و از میان نخاله‌ها یک جسد پیدا کردیم.

با صاحب‌کارمان تماس گرفتیم و بعد موضوع را به پلیس خبر دادیم و ماموران آمدند.

این کارگر می‌گوید به نظر او هم این قتل عمدی بوده است و می‌گوید: جسد در میان نخاله‌ها بود روی نخاله‌ها نبود که گفته‌های نگین درست باشد معلوم بود که کسی این جسد را دفن کرده است و به عمد آن را در میان زباله‌ها‌
قرار داده است. اگر جسد روی نخاله‌ها بود ما باید هنگام ریختن نخاله‌ها در این مدت او را می‌دیدیم.

او می‌گوید: صحنه وحشتناکی بود جسد کاملا سیاه شده بود و معلوم بود که در حال از بین رفتن است. بوی شدید تعفن می‌داد و آنقدر این بو بد بود که حال ما بد شد و نتوانستیم تحمل کنیم و همگی راه تنفسی‌مان را با دستمال پوشاندیم.

علیرضا رحیمی‌نژاد

من قاتل نیستم

نگین گفته‌های هیچ کدام از این افراد را قبول ندارد و می‌گوید تحقیقات لازم در این خصوص انجام نشده است.

چند سال داری و چرا در زندان هستی؟

در حال حاضر 27 ساله هستم. ابتدا به جرم حمل مواد مخدر زندانی شدم و حالا به جرم قتل. در این مورد بی‌گناه هستم. قبول دارم که مواد مخدر همراه داشتم اما سعید را من نکشتم.

پس چه کسی او را کشته است؟

من خبر ندارم.

چطور با سعید آشنا شدی؟

من او را در خیابان دیدم به من گفت برایم کاری سراغ دارد. او به من گفته بود صاحب کارش یک منشی می‌خواهد و او هم من را به عنوان منشی معرفی کرده است. روز حادثه ما با هم قرار گذاشتیم که پیش رئیس سعید برویم. او مرا به ساختمان نیمه کاره برد و مورد آزار قرار داد. من سعی می‌کردم مقاومت کنم. سعید را به عقب هل دادم و او هم به روی نخاله‌ها افتاد، من او را نکشتم.

چرا گوشی تلفن همراه او را به سرقت بردی؟

من نمی‌خواستم این کار را بکنم. اما چون پولی نداشتم این کار را کردم تا با فروش آن چیزی گیرم بیاید. ضمن این‌که سعید با من رفتار بدی کرده بود و من می‌خواستم تلافی کنم.

‌اگر قصد کشتن سعید را نداشتی چرا به او کمک نکردی؟ شاید اگر اورژانس را خبر می‌کردی او حالا زنده بود؟

من اصلا فکر نمی‌کردم آسیبی که به او رسیده ‌تا این حد زیاد است. من فکر می‌کردم او به زمین برخورد کرده و خیلی زود بلند می‌شود. اگر می‌دانستم آسیب ، جدی است او را رها نمی‌کردم.

‌ پس قبول داری که به او ضربه زده‌ای؟

من به او ضربه نزدم فقط هلش دادم تا بتوانم فرار کنم و اجازه ندهم که من را آزار دهد. این تنها کاری بود که من می‌توانستم انجام دهم.

‌‌ بعد از این حادثه کجا رفتی؟

در خیابان پرسه می‌زدم . کسی را نداشتم که پیش او بروم.

‌ چطور شد که بازداشتت کردند؟

ماموران به من مشکوک شدند و مرا بازرسی بدنی کردند و وقتی مواد را پیدا کردند ‌بازداشت شدم.

‌ مواد مصرف می‌کردی؟

بعضی اوقات مصرف می‌کردم بیشتر سیگار می‌کشیدم.

چرا معتاد شدی؟

‌زیر بار سختی‌های زندگی کمرم خم شد و نتوانستم تحمل کنم. برای فراموش کردن فشاری که بر من وارد می‌شد معتاد شدم. این تنها راهی بود که می‌توانستم همه چیز را فراموش کنم. چاره‌ای هم نداشتم.

‌ خیلی از آدم‌هایی که اطراف ما زندگی می‌کنند با سختی زیادی گذران زندگی می‌کنند. اما سالم زندگی می‌کنند و معتاد نیستند پس نمی‌توان گفت که تو به خاطر سختی زندگی به سمت اعتیاد رفتی؟

‌توانایی‌های افراد متفاوت است و من هم طاقت نیاوردم. می‌دانم اشتباه کردم اما آدم نکشتم شاید به خودم ضربه وارد کردم و به تباهی کشانده شدم اما سعید را من نکشتم. من فقط او را هل دادم و کار دیگری نکردم. او قصد داشت به من تجاوز کند و من برای جلوگیری از این موضوع او را به عقب راندم. امیدوارم که دادگاه نیز به این نتیجه برسد که من این کار را نکردم. چون تنها هستم و کسی از من حمایت نمی‌کند خیلی سخت است که بتوانم از خودم دفاع کنم. من به مواد اعتیاد دارم و چون زندانی بودم سابقه خوبی هم ندارم بنابراین گفته‌هایم چندان ارزش ندارد اما قسم می‌خور‌م که قتل کار من نبوده ‌و اگر ضربه من باعث مرگ سعید شده باشد هم یک اتفاق بوده‌ و من برای این‌که بتوانم جلوی او را بگیرم ‌این کار را کردم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها