حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
متن زیر به خوانش تابلوهای این هنرمند جوان در آخرین نمایشگاه انفرادیاش میپردازد که در نگارخانه ماه تهران هفته گذشته گشایش یافت. این نمایشگاه تا 7 اردیبهشت در این نگارخانه برپاست.
جهانی پر از خطوط
براساس یک اتو بیوگرافی از این هنرمند، آثار وی آکنده از کنجکاوی، بهت و شک نسبت به چیستی و چگونگی واقعیت است. از مشخصههای اساسی آثار وی خود ویرانگری آدمها، خلق جهانی نامتعارف، واژگون کردن واقعیت و ایجاد فضاهایی دوگانه و شک برانگیز نسبت به واقعیت جهانی است که در آن زندگی میکنیم.
شاید به همین دلیل باشد که وی در آثارش سعی در خلق جهانی مختص به خویش مینماید که آدمهایش را باید تاویل کرد و سپس به تفسیر ایشان پرداخت.
موسوینیا گرچه نقاش جوانی است، اما بخوبی توانسته در آثارش این مفهوم را به بیننده القا کند که آثارش سرشار از پختگی ذهنی است. در تبیین این جمله شاید بتوان گفت بسیاری از آثار نقاشی تنها برای رفع احساسات خلق میشوند و این موضوع که نقاشی در جوانی به دنبال معناگرایی در خلق آثار هنری بیفتد، نشان از تمایز وی با دیگران دارد.
اگر به این مهم اعتقاد داشته باشیم که درک پذیری هنری تنها از آینه فرم ارائه شده آن اثر مورد تفسیر است، فرم آثار ارائه شده به وسیله این هنرمند نیز فرمی نو و شاید دفرمه شدن اندیشههایی است که وی برای خلق آثارش از آنها استفاده برده است.
به عنوان مثال در یکی از آخرین آثارش که در این نمایشگاه عرضه شده است، مردی در حالی که با دهان بسته رو به آینه کهنهای زبان خویش را بیرون آورده، اما در آینه مرد با دهان باز به تصویر کشیده شده است. این تابلو شاید اوج نگاه وی در دفرمه کردن اندیشههایی است که وی به طریق آن به خلق آثار هنری میپردازد. آینهای که باید راستیها را نشان دهد در مقابل واژگونسازی واقعیت کوتاه آمده و مرد را با دهان باز نشان میدهد.
در هر صورت موسوینیا پیش از هرچیز یک طراح است و در هنرهای تجسمی طراحی لازمه نقاشی به شمار میرود. طراحی که خواسته واقعیتهای پیرامونش را به سخره بگیرد یا حتی برایشان گریه کند. او در تابلوهایش مرزی برای دفرمه کردن مفاهیم در نظر نگرفته است و این شاید یکی از وجوه تمایز کارهایش با دیگر طراحان هم ردیفش باشد.
رنگهایی برای افسون
استفاده از رنگهای تیره نیز به کمک این هنرمند میآید تا در آثارش این فضای دهشتناک و غیرواقعی اما قابل قبول ذهنی را بخوبی تصویر کند.
در این اثر میتوان حس اضطراب را متصور شد؛ حس ترس و اضطرابی که در کمال خونسردی به بیننده القا میشود تا وی با استفاده از فضاسازیهای سرد و آرام شخصیتهای نامتعارفی را به تصویر بکشد از نگاهی دیگر استفاده از رنگهای بسیار تخت و یکدست که وی در آثارش آنها را با خونسردی تمام به کار برده است بیننده را نسبت به هستیشناسی کل جهان دچار چالش میکند و او را از تهدیدی هراسانگیز در جهان واقعیت برحذر میدارد. اما این موضوع نیز باید مد نظر قرار گیرد که رنگهای تیره همیشه نمیتواند الگوی مناسبی برای بیان درونیات به این شیوه باشد و در عین حال ممکن است هنرمند را از بیان جزییات بیشتر اثر هنری غافل کند.
به عنوان مثال چند سال پیشتر نقاش جوانی در کشور وجود داشت که با استفاده از اپک، تابلوهای نقاشیای را خلق میکرد که با سوررئال کردن مفاهیم و آدمهای امروزی سعی در بیان متفاوت هنری داشت. او مشخصه کارش را تنها استفاده از رنگهای سیاه و سفید میدانست و معتقد بود تنها این روش میتواند بیان درونیاتش را کامل کند. گرچه این هنرمند جوان در آن روزها توانست با این نگاه و استفاده از رنگ سیاه و سفید برای خویش نامی پیدا کند، اما با گذشت چند سال وی به تکرار در آثارش رسید و این روزها نه از وی خبری در میان است و نه آثارش.موسوینیا اما در آثارش رنگهای تیره را عاملی برای جداسازی نوع کارش از دیگر آثار رنگی هنرمندان دیگر نمیداند، بلکه هدفی برای بیان بهتر مفاهیم ذهنیاش میداند.
سوررئالیست طراح
از دیگر سو، شاید بتوان در نگاهی دیگر آثار موسوینیا را نوعی بازگشت به سوررئالیسمی دانست که در زمان شکلگیریاش به دنبال اندیشه نو بود.
در واقع پس از جنگ جهانی اول سوررئالیسم با جایگزینی مفهوم واقعیت برتر به جای عصیان و نفی موجود در دادائیسم شکل گرفت تا بیانیهای جهانی به شمار رود برای مفهومگرایی در هنر.
نگاه سوررئالیستی که با اندیشه تصویرسازی همراه بوده است از آثار این هنرمند آثاری در خور تامل ساخته است.
از نگاهی دیگر، شخصیتهای آثار نزار موسوینیا، آدمهایی تنها، منزوی و زندانی یک وضعیت متافیزیکی غریب در میانه جهان خود هستند.
این شخصیتها گویی هر کدام در دنیای عجیب و غریب خود در حال کالبدشکافی واقعیت به شیوه خود هستند.
در واقع موسوینیا در آثارش خواسته با نگاهی شخصی، مفاهیم را به معرض آزمون بکشاند که برخی را آموخته است و برخی را با توجه به تجربههای دیگران به تصویر کشیده است.
به طور قطع نمیتوان از تاثیرپذیری هنرمندان بزرگ سوررئال جهان بر آثار این هنرمند غافل شد؛ هنرمندانی مانند سالوادوردالی و میرو که گرچه شاید فرم برخی کارهای موسوینیا با برخی از آثار ایشان همراستا و همسوست، اما در هر صورت کوشیده است اندیشه متفاوت را به جان تابلو بنشاند. از این موضوع نیز نمیتوان گذشت که به گفته این هنرمند وی برخی از آثار خود را به تأثیر از «میشل فوکو» خلق کرده است. بر همین اساس بزرگنمایی عناصر واقعی، خلق فضاهای بسته و زندان مانند و خود ویرانگری و شکنجه شخصیتها از ویژگیهایی است که به گفته خودش با تأثیر از میشل فوکو جهان تصویری وی را شکل بخشیدند.
در هر صورت موسوینیا را باید هنرمندی متعلق به آینده دانست؛ هنرمندی که در روزهای جوانی هنرش به دنبال خلق موضوع و معناگرایانه آثار نقاشی رفته است و در همین خصوص شاید بتوان روزی وی را در زمره هنرمندان برگزیده کشور دانست.
نگاهی به مکتب سورئالیسم
مکتب سوررئالیسم در سال 1924 به وسیله اندره برتون ایجاد شد وی معتقد بود ادبیات نباید به هیچ چیز بجز تظاهرات و نمودهای اندیشهای که از تمام قیود منطقی و هنری رها شده باشد، بپردازد و در اعلامیهای که انتشار داد، نوشت: «سوررئالیسم عبارت است از فعالیت خود به خودی روانی که به وسیله آن میتوان خواه شفاهاً و خواه کتباً یا به هر صورت و شکل دیگری فعالیت واقعی و حقیقی فکر را بیان و عرضه کرد.»
سوررئالیسم عبارت است از دیکته کردن فکر بدون وارسی عقل و خارج از هرگونه تقلید هنری.
او و دوستش لویی آراگون از آن جهت که هردو پزشک امراض روانی بودند، میخواستند نظریه فروید را درباره ضمیر پنهان وارد ادبیات کنند. به عقیده این گروه هر چیز که در مغز انسان میگذرد (در صورتی که پیش از تفکر یادداشت شود)، مطالب ناآگاهانه، حرفهای خود به خودی (که بدون اختیار از دهان بیرون میآید) و همچنین رویا جزو مواد اولیه سوررئالیسم به شمار میرود.
سوررئالیستها میگویند بسیاری از تصورات و تخیلات و اندیشههای آدمیاست که انسان بر اثر مقید بودن به قید اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و رسوم و عادات از بیان آنها خودداری میکند و این تصورات را به اعماق ضمیر پنهان خویش میراند.
این قبیل افکار و اندیشهها و آرزوها غالباً در خواب و رویا و در شوخیها و حرفهایی که از زبان انسان میپرد تجلی میکند و سوررئالیستم طرفدار بیان صادقانه و صریح این قبیل افکار و تصورات و اوهام و آرزوهاست. به طور خلاصه سوررئالیستها فعالیت اصیل انسان را همان فعالیت رویا مانند ندای درونی دنیای ناخودآگاه میدانند.
برخی نمایشگاههای هنری موسوینیا
نمایشگاههای انفرادی
1384 گالری دی ـ تهران
1385 گالری دی ـ تهران
1388 گالری ماه ـ تهران
نمایشگاههای گروهی
1385 گالری دی ـ تهران
1385 گالری اثر ـ تهران
1386گالری اثر ـ تهران
1386گالری آریا ـ تهران
1386 بیینال طراحی موزه امام علی – تهران
1387 سادبیز ـ لندن
1387گالری ماه، برگزیدهای از آثار 50 هنرمند ـ تهران
1388 گالری ماه مهر، منتخب چند نسل نقاشی ایران ـ تهران
1388 سادبیز ـ لندن
1388 گالری هما (سیاه و سفید)
سایه نیکان لو / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....