به گزارش فارس ، عصر 19 خرداد 87، مأموران کلانتری 108 نواب از فوت مشکوک یک زن جوان در منزل مسکونیاش با خبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه متوجه شدند زن جوانی به نام مهسا در حالی که جنین 8 ماهه داشته، بر اثر نامعلومی فوت کرده است.
بررسی از همسایگان این خانواده نشان داد که مقتول روز قبل از کشف جسدش با شوهرش به نام یاسر 26 ساله درگیری داشته است.
یاسر، مشاجره روز قبل از فوت همسرش را قبول کرد اما در خصوص نحوه فوت همسرش اظهار بیاطلاعی کرده و مدعی شد از نحوه فوت وی بیاطلاع است.
یاسر گفت: بعد از درگیری با همسرم از خانه خارج شدم و حدود ساعت 2 صبح به خانه برگشتم و بدون اینکه با همسرم صحبت کنم، خوابیدم و صبح که برای بیدار کردن او رفتم، متوجه فوت او شدم.
با توجه به اینکه در روی لب و دهان متوفی وجود آثاری از فشار دیده شده است، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد تا علت اصلی فوت وی مشخص شود.
شوهر مقتول به عنوان مظنون اصلی قتل بازداشت شد و بعد از انجام تحقیقات، قرار مجرمیت وی به اتهام قتل عمد صادر و به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.
جلسه رسیدگی به این پرونده صبح امروز در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی حسن تردست برگزار شد. در ابتدای جلسه، ذبیحزاده ، نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده علیه متهم مانند، شکایت اولیایدم ، گزارش مرجع انتظامی ، گزارش پزشکی قانونی و اقرار متهم ، بزه انتسابی را محرز دانست و تقاضای مجازات وی را کرد.
بعد از قرائت کیفرخواست توسط نماینده دادستان ، مادر مقتول به عنوان تنها شاکی پرونده در جایگاه قرار گرفت و با اعلام شکایت مجدد از متهم ، تقاضای خود را قصاص عنوان کرد.
در ادامه جلسه ، متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام قتل را قبول ندارد و تحت فشار اعتراف کرده است، در تشریح حادثه گفت: ساعت 3 صبح روز قبل از حادثه، دوست همسرم به خانه ما آمد و با هم شیشه مصرف کردیم. ساعت 5 صبح به همراه دوست همسرم و دوست خودم، برای مصرف مواد مخدر به سعادتآباد رفتیم که یک ساعت بعد با دوست همسرم به خانه برگشتیم.
به همراه مژگان (دوست همسرم) وارد خانه شدیم و متوجه شدم که همسرم در خانه نیست. دقایقی بعد مژگان رفت و در همان لحظه همسرم به خانه برگشت و فهمیدم که در پلهها مژگان را دیده است. با هم جر و بحث کردیم و من 2 سیلی به او زدم که به اتاق خواب رفت و شروع به گریه کرد.
وارد اتاق خواب شدم که مهسان گفت میخواهد به خانه مادرش برود که من دستم را روی صورت او گذاشتم و او را هل دادم که او دوباره شروع به گریه کرد. از اتاق خارج شدم و در اتاق پذیرایی خوابیدم و ساعت 6 صبح فردای آن روز بیدار شدم. رفتم تا مهسان را بیدار کنم که متوجه مرگ او شدم.
قاضی گفت: در تحقیقات صراحتا اعلام کردی که با 2 دست گردنش را فشار دادم و حدود 6 ضربه به او زدم.
متهم در جواب گفت: این اظهارات را گفتهام ولی قبول ندارم چرا که دروغ گفتم.
قاضی خطاب به متهم گفت محتویات پرونده، گزارش معاینه جسد، کالبدگشایی جسد، آثار خون روی بالش و تشک، همه نشان از وقوع قتل دارد، چه کسی غیر از تو می تواند این کار را انجام دهد که متهم در جواب گفت: نمیدانم.
قاضی تردست مجددا به نظریه پزشکی قانونی مبنی بر آثار کبودی در پلک چشم چپ و خونمردگی در شقیقه سمت راست مقتول که مؤید درگیری مقتول با قاتل دارد اشاره کرد که متهم این ادعا را قبول نکرد.
بعد از دفاع متهم، وکیل وی در جایگاه قرار گرفت و با طرح موضوعاتی مانند، بارداریهای ناموفق مقتول مرگ وی را فوت عنوان کرد و مدعی شد که مهسان به خاطر خفگی ناشی از بارداری فوت کرده است.
وی همچنین مدعی شد که خونابه خارج شده از دهان و بینی مهسان اتفاقی طبیعی است که قاضی از وی خواست درباره این ادعا مستند علمی ارائه دهد که وکیل متهم گفت، براساس تجربه چنین ادعایی کرده است.
متهم به قتل بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و در بیان آخرین دفاع گفت: رفاه بیش از حد من را به دام اعتیاد کشاند. من بیکار بودم و پدر من به همراه مادر همسرم تمام هزینه زندگی ما را بدون هیچ تلاشی از سوی من ، پرداخت میکردند.
قاضی تردست ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، مرد جوان را به اتهام قتل همسر باردارش به قصاص محکوم کرد.