سخندان به خاطر اینکه داوری را از سنین پایین شروع کرده، حوادث زیادی را نیز تجربه کرده است. یکی از بهترین اتفاقات زندگی او و همکاران مشهدیاش شاید پا گذاشتن در مسیر مشترکی بوده که به سمت موفقیت میرفته است: من، کامرانیفر، ترکی و قهرمانی هر چهارتا مشهدی بودیم و با هم وارد دورههای داوری شدیم و در یک زمان نیز درجه بینالمللی را کسب کردیم. برای همه ما جالب بود که رفاقت ما اینچنین پایدار مانده و چنین موفقیتهای مشترکی را برای ما رقم زده است. خطوط هواپیمایی، همیشه با تاخیر و سقوط، مسافرانشان را شوکه نمیکنند. گاهی هم دردسرهای دیگری دارند. در کنار این دردسرها، شغل سخت داوری نیز سخندان را مجبور کرده با کفشی که سه شماره از شماره کفش خودش بزرگتر است بدود. او میگوید: سال 2004 برای قضاوت در یک تورنمنت جوانان باید به سوریه میرفتیم. چون پرواز ما دومسیره بود، زمانی که به فرودگاه دمشق رسیدیم، بارهایمان نرسیده بود. روز بعد باید تست میدادیم و چون شب رسیده بودیم، نشد که به بازار برویم و لباس و کفش ورزشی بخریم. سخندان و همکاران مشهدیاش، مجبور میشوند دست به دامان همکاران سوری خود بشوند: از داوران سوری کمک گرفتیم و من که شماره پایم 42 است، مجبور شدم موقع تست با کفش شماره 45 بدوم. اما خدا را شکر تست را با موفقیت پشت سر گذاشتم.
حادثه جالب دیگر به دربی سال گذشته و بازی استقلال و پرسپولیس برمیگردد که قضاوتش را همپیمانان قدیمی مشهدی به عهده داشتند: ترکی، کامرانیفر و سخندان. سخندان توضیح میدهد: اتفاق بزرگی بود و همه ما از اینکه قضاوت را یک گروه داور ایرانی به عهده دارد خوشحال بودیم. بخصوص اینکه تیم داوری هم یک تیم کاملا مشهدی بود. من و دو همکار دیگرم دوستی دیرینه داریم و در قضاوت سازگاری خوبی با هم داریم. همیشه در مجامع بینالمللی به ما خرده میگرفتند که شما نمیتوانید دربی خودتان را قضاوت کنید اما بعد از این اتفاق، در واقع جلوی اینطور بحثها گرفته شد.
سخندان میگوید که قبل از بازی اندکی اضطراب داشته اما میدانسته که قضاوت خوبی خواهد شد: معمولا تماشاچیان با تیم داوری میانه خوبی ندارند. اما بعد از این بازی تماشاچیها به طرف ما میآمدند تا با ما عکس یادگاری بگیرند. این نشاندهنده این بود که از قضاوت ما راضی هستند و تابوی داور ایرانی در دربی کاملا شکسته شده است. در میان تمام حوادث خوش، این داور اتفاقات تلخی را نیز پشت سر گذاشته است: در سال 2007 من برای قضاوت در بازیهای جام ملتهای آسیا انتخاب شدم. از این اتفاق بسیار خوشحال بودم. موفقیت بزرگی بود. اما متاسفانه در پی حادثهای که در یکی از بازیها افتاد من دوباره به عقب رانده و مجبور شدم که از صفر شروع کنم.
ماجرا از این قرار بود که بازیکن قطری توپی را به نشانه اعتراض به داوری، به سمت سخندان که کمکداور بود پرتاب کرده بود و مرادی، داور وسط، به جای اینکه بازیکن را اخراج کند، به او کارت زرد داده بود: با اینکه تصمیمگیرنده داور وسط بود و من نقشی در تصمیم او نداشتم، ناظران همه ما را مقصر دانستند و در واقع ما را از قضاوت محروم کردند. این تصمیم باعث شد زحمات همه ما به هدر برود و مجبور شدیم دوباره از صفر شروع کنیم.