گویی اوقات فراغت با واژه تلویزیون آمیخته و همذات میشود تا این رسانه، قدرت خود را در عصر ارتباطات به رخ بکشد. سلطه تلویزیون بر افکار عمومی و حضور آن در ساحتهای گوناگون بشر عصر جدید بیش از دیگر رسانهها و فناوریهای نوین اطلاعاتی است، به این معنی که تلویزیون حضوری مستمر در خانه و زندگی شهروندان امروزی دارد. ضمن اینکه به طور مستمر در حال پخش برنامه است و دائم آنلاین میشود، دوم اینکه از تنوع و تکثر بیشتری در تولید انواع ژانرهای هنری فرهنگی برخوردار بوده و به سلیقهها و نیازهای متنوعی پاسخ میدهد. شما در تلویزیون شاهد برنامههای گوناگون ورزشی، سیاسی، سینمایی، برنامه کودک و مسائل متعدد اجتماعی هستید که به تقاضاهای متنوع مخاطبان خود توجه میکنند و میکوشند برای ماندگاری خویش به علایق و دیدگاههای بینندگان خود عنایت داشته و به بازسازی مدام خود بپردازند. سلطه و سیطره تصویر در جهان امروز به رسانهها بویژه تلویزیون جایگاه و موقعیت ویژهای بخشیده که دیگر غیرممکن است خانهای بدون تلویزیون باشد یا کسی بخشی از وقت روزانه خود را به آن اختصاص ندهد. گاهی حتی به خاطر اختلاف سلیقهها بخصوص میان والدین و کودکان، بیش از یک تلویزیون در خانهها وجود دارد تا هر کسی بنا به علاقه خود از آن استفاده کند. دامنه این اثرگذاری تا حدی است که در همین یک دهه اخیر در ایران شاهد حضور تلویزیون در مغازهها و ادارات و برخی خودروها هستیم.
گسترش شبکههای تلویزیونی در سالهای اخیر و نقش پررنگ این رسانه در پر کردن اوقات فراغت شهروندان موجب شد تلویزیون پای خود را به خارج از خانهها نیز بگذارد و به درون مغازهها و فروشگاهها برود. یکی از بارزترین مصداقهای حضور پررنگتر تلویزیون در زندگی اجتماعی نصب آن در اتوبوسهای بینشهری است که با پخش فیلم و مستند و تصاویر سرگرمکننده، سلطه خود را تا جادهها و خیابانها نیز گسترش داده است. همچنین نصب و راهاندازی تلویزیونهای بزرگ در برخی پارکهای تهران و شهرهای بزرگ، نمادی دیگر از نفوذ تلویزیون در زندگی فردی و اجتماعی انسان امروز است. قدرت این جعبه جادویی تا حدی است که حتی چیدمان اعضای خانواده را نیز به نفع خود تغییر داده است.
اگر در گذشته همه دور هم جمع میشدند یا روبهروی هم قرار میگرفتند، اما اینک نگاه و جهت همه به سوی تلویزیون است و اوست که با حضور خود نحوه ترکیب اشیا و لوازم خانه را نیز تعیین میکند و درواقع از پیش به چگونگی چیدمان اعضای خانواده شکل میدهد. همچنین تلویزیون در غیاب مراجع سنتی گذشته به الگوی اصلی هنجاربخشی و نظام رفتاری تبدیل میشود و کنشهای انسانی را شکل میدهد و آن را هدایت میکند. چه بسیار کودکانی که تحت تاثیر شخصیتهای کارتونی و رسانهای هستند و گاه تا نیمههای شب پابهپای بزرگترها پای تلویزیون مینشینند و امروزه دیگر نور تلویزیونها کارکردی بیش از نور چراغها و لامپهای خانه دارد و چه بسا آنها آخرین نوری هستند که در خانه خاموش میشوند و خاموشی آنها به معنی پایان یک شبانهروز است.
در گذشته شبهای بلند زمستان بهانهای بود برای شبنشینی و دور هم بودن، اما با نفوذ تلویزیون بر زندگی مدرن یا این رفتوآمدها کاهش یافته است یا این که در شبنشینی و مهمانیهای شبانه نیز چند خانواده به جای دور هم جمع شدن دور تلویزیون جمع میشوند و دستهجمعی برنامههای آن را تماشا میکنند. اگرچه نقش تلویزیون در مطبوعات و رسانهها در تابستان و اوقات فراغت رسمی برجسته میشود و میزگردها و کنفرانسهای متعددی برای آن تدارک دیده میشود. این جعبه جادو و این جام جهاننما، اما از یک پارادوکس طنزآمیزی نیز برخوردار است. تلویزیون اگرچه اعضای خانواده را گردهم میآورد، اما جمعی تنها از آنها میسازد که دیگر مثل جمعهای خانوادگی در گذشته با هم نیستند، گرچه در کنار همند. به عبارتی دیگر تلویزیون در مقام یک رسانه سرد به قول مک لوهان، فضای گرم خانه را نیز همرنگ خود میسازد و بهتنهایی دامن میزند. حالا با همه این توصیفات باز هم این رسانه است که بیشترین سهم را در پر کردن اوقات فراغت شهروندان دارد و باید این نعمت را مغتنم دانست. کافی است یک روز تلویزیون را خاموش کنید تا ارزش و منزلت آن را در زندگی شخصی خود بسنجید.