خروس جنگی قصه جنگ و دعواهای زن و شوهری است که از ظرفیت عاطفی و فرهنگی این جنگ نابرابر برای خنداندن مخاطب استفاده میکنند مریم و محمود برای اثبات ادعای خود مبنی بر اینکه کدام یک از آنها وظیفه و مسوولیت دشوارتری را به عهده دارد دست به معامله میزنند به این شکل که جای خود را با هم عوض میکنند. مریم به رستوران میرود و محمود خانهدار میشود و این تازه آغاز ماجراست و طنز قصه نیز در این تعارض شکل میگیرد. البته سویه کمیک داستان آنقدر پررنگتر از مفاهیم جدی مطرح شده در آن است که نمیتوان این اثر را بیش از یک فیلم طنز درباره مسائل زناشویی دانست. همچنین کارگردان اگرچه قصد داشته است عدالت را میان زوجین رعایت کند و به نقد رفتارهای هر دو شخصیت بپردازد، اما در عمل کفه ترازو بیشتر به سوی زنان سنگین میشود و نشانههای فمنیستی را در آن بیشتر میتوان بازشناسی کرد. این دوگانگی میان طنز و جدی در مورد بازیگران نیز قابل تعمیم است و انتخاب مریلا زارعی با توجه به سابقه و جنس بازیگریش تناسب چندانی با رضا عطاران و سبک بازی او ندارد و نوعی گسست و دو پارگی در بازی آنها دیده میشود. ضمن اینکه عطاران باز هم همان کاراکتر همیشگیاش را در آثار تلویزیونی به نمایش گذاشته و تصویر جدیدی از بازیگری خود ارائه نمیدهد، اگرچه همین سطح از بازی نیز برای مخاطبان و طرفداران او جذابیت دارد و اگر طنز موقعیت را در خروس جنگی در نظر نگیریم بار کمیک داستان بیشتر روی عطاران و خلاقیتهای او استوار است. خروس جنگی نیز ویژگی اکثر آثار کمدی در سینمای ایران را دارد و آن استفاده از شخصیت و کاراکترهای آشنای تلویزیون در یک اثر سینمایی است. نگاهی اجمالی به آثار طنزی که در سالهای اخیر در سینمای ایران تولید شده است نشان میدهد اکثر آنها بازتولید سینمایی مجموعههای طنز تلویزیونی است که چیزی فراتر از سیمای آشنای طنزپردازان تلویزیونی را به تصویر نمیکشد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)