برای زن صاحبخانه نیز در این میان نقشی در نظر گرفته شده است. همانطور که دختر کوچک میشا و مایا نیز نقشی تاثیرگذار در داستان دارد. این آدمها در کنار هم قرار گرفتهاند و با تصویرها و توصیفهای سادهای برای خواننده آشنا میشوند و شکل میگیرند. هرچه قدر ماجرا برای دوستی آلیس و مایا ساده مطرح میشود اما سردی رفتاری آدمها کم نمیشود. این آدمها با هم غریبه هستند و نیستند. این سردی مرگ بر رفتار این آدمها تاثیر دارد. مرگ است که باعث میشود دیگران به سراغ خاطرههایشان بروند سراغ یادگاریها. برای دریافت این سردی کلمات مثل پتک کوتاه بر سر خواننده زده میشود. خواندن این داستان حداقل یک فایده دارد خوشحال باشیم که زندهایم. هنوز میتوانیم دیگران را دوست داشته باشیم. زندگی هنوز برایمان جریان دارد بخصوص که در این روزها فرصت خوبی برای جبران کردن پیش آمده است. «هرمان» نویسنده این کتاب روزنامهنگار زنی است که در این کتاب مرگ را وارد ماجراهای رایج زندگی کرده است. او تاکید دارد که این کتاب رمان نیست و «پنج داستان است با یک شخصیت: آلیس».
اما از این مترجم کتابی هم با یک نام زنانه به اسم «اگنس» از «پیتر اشتام » منتشر شده است. روایتی درباره مرد و زنی که قرار است بر سر یک ماجرا به توافق برسند. آن ماجرا نوشتن رمان است اگنس دانشجوی فیزیک و حساس، به نویسنده سوئیسی پیشنهاد میدهد درباره او رمانی بنویسد. اول از سر کنجکاوی است و بعدتر علاقه و انگیزه. اما این روایت یکی از خطوط کتاب «توپ شبانه » جعفر مدرس صادقی نیز هست. اگر این کتاب را نخواندهاید بخوانید و این شباهتها را میتوانید مقایسه کنید. توپ شبانه نیز مورد توجه این روزهای کتابخوانهاست. اما براتیگان هنوز در ایران طرفدار دارد «عاشقانههای شاعر گمنام» نوشتههای منتشر نشده ای است که علیرضا بهنام آن را ترجمه کرده و از سوی انتشارات مروارید منتشر شده است. اشعار و نوشتههای دوران جوانی براتیگان شامل گزیدهای از تمام مجموعه شعرهای او نیز هست. اگر به کتابفروشی رفتید سراغ «آلوها» را هم بگیرید مجموعه شعرهای ویلیام کارلوس ویلیامز است.