راستش اوایل نگران بودیم که این نقل مکان و جابجایی باعث شود مخاطبان صفحه کم شوند یا دلسرد گردند ولی خدا را شکر این جوری نشد. یعنی دیدم که مخاطبان خوب صفحه مرا و ستون شترگاوپلنگ را تنها نگذاشتند و همین باعث شد که کلی دلگرم شوم. این ستون و پیش از آن، صفحه دخترانه و پسرانه سعی داشته و دارد که انعکاس حرفهای ناگفتنی شما باشد. من این را همیشه گفتهام. همیشه امیدوار بودم که بتوانم کمی از بار سنگین دلتان را سبک کنم و شنوا و پذیرای حرفهای مگوی شما باشم. نمیدانم چقدر در این راه موفق بوده ام و چقدر توانستهام به شما کمک کنم. ولی همین که گاه گداری با نامهها و ایمیلهایتان حسابی مرا از تنهایی در میآورید و از آن مهمتر ستون شترگاوپلنگ را برای باز کردن سفره دلتان میدانید حسابی به خودم میبالم و خوشحالم. خوشحالم که در همین حد اندک هم توانستهام کاری برای جوانان سرزمینم انجام دهم و فکر میکنم همین دلخوشی برای یک عمرمن بس است. حتی اگر یک زمانی شترگاوپلنگ فقط منحصر شود به یک خط کوتاه پایین صفحه! که البته این جور نمیشود!
به هر حال میدانم که خیلی از شما از حذف شدن صفحه دخترانه و پسرانه ناراحت شدید و این کار را دوست نداشتید اما ما یعنی گردانندگان نسل سوم ساعتها درباره این موضوع با هم صحبت کردیم و در نهایت دلایل دوستان مرا مجاب کرد که به این جابهجایی تن بدهم. اما هیچ چیز عوض نشده است. هنوز هم میگویم که هیچ چیز عوض نشده است و من همچنان این جا هستم. برای شنیدن حرفهای شما و درد دلهایتان. دردهایی که گاهی اوقات دل کوچک تان را میلرزاند و من جنس این دردها را میشناسم. به خاطر همین با شما احساس نزدیکی میکنم و امیدوارم که توانسته باشم این حس را به شما هم منتقل کنم. برای شما سالی سرشار از شادی آرزو میکنم. سالی سرشار از داشتنها و دوست داشتنها. امیدوارم در سال 89 هم مرا و این ستون تنگ و تاریک را فراموش نکنید و همچنان مرا قابل بدانید برای گفتن حرفهایی که گاهی برای نگفتناند. موفق و سربلند باشید. عید شما مبارک. تا سال بعد درود و بدرود.