جوخه بیانضباط 2 کماکان در مورد همان چهار سرباز عتیقهای است که در قسمت اول به دنبال پول، میدان جنگ را رها کرده بودند. با اینکه خصوصیات اخلاقی تک بعدی آنها هیچ تغییری نکرده و کماکان شیرین مغز هستند، در قسمت دوم میفهمید که این جوخه (که براوو نام دارد) میخواهند یک ماموریت کاملا جدی را به انتها برسانند. هدف آنها به دست آوردن یک سلاح کشتار جمعی است که از قضا روسیه هم دنبالش میگردد و میخواهد از آن استفاده عملی بکند.
داستان، سرراست و بدون هیچ پیچش اساسی است. شخصیتپردازی کاملا سطحی است و بهکلی باید خصوصیات اخلاقی کاراکترها را فراموش کنید. اگرنه، قبول کردن اینکه شما در نقش یک سرباز اخراجی مانند مارلو میتوانید با همه جور سلاح شلیک کرده و با انواع وسایل نقلیه از تانک گرفته تا هلیکوپتر و جت اسکی را برانید، غیرممکن است.
لایه طنز بهیاد ماندنی قسمت اول که در همه جای بازی به چشم میخورد حالا کاملا از بین رفته و فقط در قالب دیالوگهایی که بین چهار قهرمان داستان رد و بدل میشوند، باقی مانده است. حتا دیگر آن موسیقی متن کمیک و جالب شماره اول را نخواهید شنید و همه چیز جدی است. این جدی شدن بدون شک تحت تاثیر یک بازی بزرگ بهنام Call of Duty و شماره آخر آن یعنی جنگاوری مدرن2 رخ داده است. کسانی که با جنگاوری مدرن2 آشنا باشند (یعنی واقعا کسی هست که آشنا نباشد؟!) بهسرعت احساس میکنند جوخه بیانضباط2 چه از لحاظ گرافیکی، چه از لحاظ ساختار مراحل و ماموریتها و چه از لحاظ درگیریها به جنگاوری مدرن2 شباهت دارد.
دیگر از ماموریتهای نامفهوم قسمت اول خبری نیست که بعضی وقتها شما را در دنیای بهشدت بازی که داشت، سرگردان میکرد. حالا روند پیشرفت در هر ماموریت خطیتر شده و احتمال سردرگم شدن کاهش پیدا کرده. این موضوع کاملا به بهبود روند بازی کمک کرده است. از دیگر تغییرات مثبت در روند بازی، حذفشدن خط سلامت و سیستم اسپان شدن لحظهای در بخش تکنفره است که بالانس بازی را کلا خراب کرده بود. حالا شما میتوانید از همان سیستم استاندارد خط سلامت خود پرشونده و چکپوینتهایی که بهخوبی تعبیه شدهاند، استفاده کنید.
تنوع در کلاسها و تجهیزات آنها باعث میشود حتی کسانی که تخصص زیادی در اکشنهای اولشخص ندارند هم بتوانند از بخش مالتی لذت ببرند
بخش داستانی تک نفره خیلی زود تمام میشود. اما اگر دلیلی وجود داشته باشد که بخواهید جوخه بیانضباط2 را برای بار سوم و چهارم اجرا کنید، بخش چندنفره است. بهطور کلی بازیسازهای استودیوی DICE تخصص اصلیشان در طراحی مراحل چندنفره است. در اولین نگاه بهنظر میرسد با حذف کلاس «متخصص» و کاهش تعداد کلاسها به 4، مالتی بازی کردن سادهتر شده باشد. اما وقتی چند بار سناریوهای مختلف را امتحان کنید، متوجه میشوید به هیچوجه این برداشت اولیه صحیح نیست. سیستم کسب تجربه و درجهگرفتن (که در جنگاوری مدرن وجود داشت) کاربرد وسیعی در این بازی دارد. از جمله این کاربردها در خرید تجهیزات مختلف و شخصیسازی سلاحهاست که در بتلفیلد2142 آنرا دیدیم. این تجهیزات برای هر کلاس فرق میکند و باعث میشود بعضی از کلاسها مانند درمانگر و مهندس در ترازهای بالا کاربرد بسیار موثر داشته باشند.
تنوع در کلاسها و تجهیزات آنها باعث میشود حتی کسانی که تخصص زیادی در اکشنهای اولشخص ندارند و نمیتوانند تحت استرس و فشار درست نشانهگیری و فرار کنند هم بتوانند از بخش مالتی لذت ببرند. امتیازهای تجربه همانند جنگاوری مدرن کار میکنند و در قبال کارهای مهمی که بازیکنندهها انجام میدهند (مثلا کشتن دشمنها، درمان همگروهیها یا فتح نقاط کلیدی) به آنها داده میشود. اگر اهل ماجراجویی هم باشید، میتوانید با رفتن در خط درگیریهای نزدیک و از پا در آوردن دشمن با ضربات فیزیکی، پلاکهای هویت آنها را جمعآوری کنید.
درگیریهای بتلفیلد یک نقطه قوت بسیار بزرگ دارند. اینکه علاوه بر وسعت و امکان استفاده از وسایل جنگی مانند تانک و هلیکوپتر، از سیستم تخریب محیط بینظیری استفاده میکنند که هیجان را دوچندان کرده است. در طول بازی هیچ نقطه امنی پیدا نمیشود. پشت هر دیواری که پناه بگیرید هر لحظه امکان دارد با یک ضربه محکم خراب شده و فرو بریزد. به این ترتیب امکان پنهان شدن در یک نقطه وجود ندارد و بازی بسیار پویا و هیجانانگیز میشود. در هنگام فرار، همیشه یادتان باشد که هر وقت به در بسته خوردید، میشود در را شکست و وارد شد!
جوخه بیانضباط2 یکی از بهترین بازیهای اکشن اولشخصی است که میشود این روزها پیدا کرد و میتواند جایگزین بسیار خوبی برای جنگاوری مدرن2 باشد. گرافیک بازی عالی است و تنوع مراحل آن از مراحل برفی کوهستان تا جنگلهای استوایی کاری کرده که مناظر زیبایی در طول بازی ببینید.
سید طه رسولی