مهمتر از هرچیز ، سرانجام پرونده های مهم بتدریج راه خود را به دادگاه عالی ایالت متحده بازی
می کنند.
در چنین شرایطی ممکن است بپرسید: ترکیبی از فشار بین المللی و اعتراض از
امریکایی های عادی چه تاثیری می تواند بر چنین دادگاه محافظه کاری داشته باشد؛ اما پرونده های اخیر ممکن است باعث امیدواری شود.
برای مثال دادگاه عالی در ژوئن گذشته به استناد سابقه حقوق بشر اروپا یک قانون 17 ساله خود را نقض کرد.
قاضی با استناد به رای 6به 3 گفت این قانون براساس ارزش هایی که ما (امریکایی ها) در آن با
تمدن گسترده تر سهیم هستیم لغو می شود.
وی همچنین اعلام کرد حقی که دادخواهان در این
مورد می خواهند به عنوان بخشی تفکیک ناپذیر از آزادی های انسانی در بسیاری از کشورهای دیگر پذیرفته شده و این که (در امریکا) هیچ سابقه ای دایر بر این که منافع دولت انتخاب مشخصی را که مشروعتر یا ضروری تر است محدود کند ، وجود ندارد.
وقتی پرونده های 11 سپتامبر به دادگاه عالی برسد وکلای حقوق بشر امریکا می توانند به همین
نکته استدلال کنند که مشروعیت سیاست های ما باید با ارزش هایی که ما با تمدنی گسترده تر
سهیم هستیم ارزیابی شوند.
طرفداران حقوق بشر می توانند از دادگاه بخواهند تصمیم بگیرد آیا
حقوق زندانیانی مانند حمدی و پادیلا و زندانیان گوانتانامو به عنوان یک بخش تفکیک ناپذیر
آزادی انسان در بسیاری از کشورهای دیگر پذیرفته شده است و می توانند استدلال کنند که دولت
ما نشان نداده است که منافع دولت در محدود کردن (این آزادی ها) در ایالات متحده مشروعتر یا
ضروری تر از کشورهای دیگری است که چشم پوشی از چنین محدودیت های حقوقی را مناسب
دیده اند.
این که دادگاه عالی ما این استدلال ها را خواهد پذیرفت یا نه ، مشخص نیست اما این پرونده ها
ممکن است بخوبی تعیین کنند که آیا مورخان این دو سال گذشته را به عنوان تغییری بنیادی به
یاد خواهند آورد یا به عنوان فقط انحرافی موقتی در رهبری امریکا در زمینه حقوق بشر.
من نه
امیدم را از دست داده ام و نه سیاست حقوق بشر امریکا را در قرن بیست و یکم که هر روز تفاوت
بیشتری با ارزش های اصلی امریکایی و جهانی پیدا می کند ، به عنوان تغییری اجتناب ناپذیر پذیرفته ام.
معتقدم بیشتر امریکایی های میهن پرست فکر می کنند که سیاست حقوق بشر باید به افکار
بشریت احترام بایسته بگذارد.
ملت ما به عنوان ملتی معتقد به آزادی و متعهد به حقوق
انکارناپذیر و قطعی دلایل نیرومندی برای برخورد با جهان نه فقط با زبان قدرت بلکه از طریق
ترکیبی از قدرت و اصول دارد.
بنیامین فرانکلین در سال 1759 نوشت :«کسانی که از آزادی بنیادی برای رسیدن به امنیت موقت
و ناچیز دست برمی دارند لایق هیچکدام نیستند».
به عقیده من ، ما در ماههای آینده می توانیم هم
امنیت خود را به دست آوریم و هم آزادی اساسی خود را حفظ کنیم البته فقط تا وقتی که شهامت را از دادگاههای خود ، تعهد را از شهروندان خود ، و فشار را از متحدان خارجی خود داشته باشیم .
حتی پس از 11 سپتامبر امریکا هنوز می تواند مدافع حقوق بشر باشد ، ولی ما فقط با اندکی کمک
از دوستان مان می توانیم به آنجا برسیم.
منبع: اکونومیست
مترجم: علی کسمایی