یکی از گفتمانهای رایج تئاتر امروز ایران تئاتر تجربی است، آیا شما خود را متعلق به این جریان میدانید؟
تئاتر تجربی را نمیتوان در چند کلمه تعریف کرد که مثلا این است و آن نیست. وقتی به عنوان هنرمند وارد این مرزبندیها میشوید، گاهی تمام عمرتان را درگیر این مفاهیم خواهید بود. این مرزبندیها کار تاریخ است نه هنرمند.
ویژگیهای آثارتان این است که فضا جلوتر از رویداد حرکت میکند، چگونه بین رویداد و فضا تعادل برقرار میکنید؟
وجود عناصر بصری در کار من از علاقه زیادم به نقاشی است. حداقل چیزی که ما میتوانیم به تماشاگر ارائه کنیم، زیبایی است. معتقدم کار اصلی کارگردان ساختن فضاست و قرار دادن تماشاگر و حتی بازیگر در آن.
میزانسن و طراحی حرکات در کار شما مهندسی شده و بسیار دقیق است که بازیگران ایرانی اغلب با چنین وضعی سخت کنار میآیند، آیا از این نظر دچار مشکل نشدید؟
من کارم را دکوپاژ میکنم، چرا که نمیخواهم عناصر انتخابیام به عنوان کارگردان بیمعنا رها شوند. اما از نظر سختی کار با بازیگران در چنین طراحیهای دقیقی، با توجه به تجربیات خوبی که همکارانم پیش از این در سینما و تلویزیون داشتند، به مشکلی برنخوردیم.
در نگارش این اثر بویژه در نوع کارکرد دیالوگها، بسیار تحت تأثیر محمد چرمشیر هستید، آیا این اتفاق آگاهانه بوده است؟
چرمشیر یکی از بزرگان نمایشنامه نویسی ایران به شمار میآید و چیزی که شما میگویید، باعث خوشبختی من است. البته هنگام نوشتن نمایشنامه داستان یک پلکان هیچگاه به این فکر نبودم که به لحاظ زبان دارم به سبک او نزدیک میشوم، از وی چیزهای زیادی آموختهام، اما هیچگاه نخواستهام از او تقلید کنم.
علیرضا نراقی / گروه فرهنگ و هنر
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)