یکی از این آدمایی که این نعمت بزرگ رو نداره و برای رفت و آمدنش نیاز به یک عصا داره، هنرمند نوجوان، علی پنجهای گوینده رادیوست.
با آرزوی توفیق بیشتر برای او پای صحبتهایش مینشینم.
علی جان میدانی زیبا یعنی چه؟
زیبایی یعنی هر چیزی که آدم از دیدنش لذت ببرد.
فقط دیدن؟
نه. گاهی هم بدون دیدن میشود، زیبایی را درک کرد. با قلب، خیلی چیزها را میشود دید.
مردی از نابینایی پرسید: شغل تو چیه.
نابینا گفت: آسمان را رصد میکنم.
مرد با تعجب پرسید: چطوری آسمان را رصد میکنی؟
نابینا گفت: با قلبم.
حضرت علی(ع) میگوید: دیدن با نگاه کردن نیست. بعضی چشمها به صاحبان خودش دروغ میگویند.
علی آقا چند ساله رادیو کار میکنی؟
تقریبا 8 ساله. یعنی از سال 80.
الان چند سالته؟
11 سال دارم و متولد 1377.
اولین بار که پشت میکروفون نشستی چند سال داشتی؟
4 سال. من اول میکروفن را نمیشناختم. تهیهکننده برنامه به من اجازه دادند میکروفن را در دست بگیرم و آن را لمس کنم.
وقتی برای اولین بار صدای خودت را شنیدی چه احساسی داشتی؟
خیلی خوشحال شدم. برای اولین بار خودم را معرفی کردم و یک شعر خواندم.
شعری که خواندی خاطرت هست؟
بله. این شعر را چند بار در رادیو اجرا کردم.
دوست داری این شعر را برای من بخوانی؟
مامان جونم مامان جون
وقتی تو رو میبینم
میخوام یه پروانه بشم
رو دامنت بشینم
دلم میخواد هی خودمو لوس کنم
بیا تو رو بوس کنم
بگم: خدا، خدا جون
مامان من مثل تو مهربونه
یه کاری کن همیشه و همیشه
کنار من بمونه
شنیدم بجز گویندگی، خوانندگی هم میکنی؟
بله. من ترانههای زیادی در رادیو و تلویزیون اجرا کردهام. 2 سال پیش در جشنواره ترنم وحدت به عنوان خواننده و بازیگر خردسال هدایایی گرفتم. همینطور در جشنواره مراکز استانها به عنوان گوینده برتر انتخاب شدم و در جشنواره ABU برنامه صدای شادی را اجرا کردم که اول شدم.
اهل مطالعه هستی؟
بله کتاب زیاد میخوانم، البته اگر بتوانم تهیه کنم. چون کتاب به خط بریل خیلی کم است. ما به اندازه کافی کتاب در اختیار نداریم. حتی کتابهای درسی ما به خط بریل نیست. من مجبورم خیلی شعرها را از روی نوار یاد بگیرم.
داریم به فصل بهار نزدیک میشویم. یک شعر بهاری برایمان اجرا کن.
بچهها بهار / گلا واشدن / برفا پا شدن / از رو سبزهها / از رو کوهسار / بچهها بهار / بچهها بهار / داره رو درخت / میخونه، بگوش / پوستینو بکن / قبا رو بپوش / بیدار شو بیدار/ بچهها بهار/ بچهها بهار/ دارند میروند/ دارند میپرند/ زنبور از لونه/ بابا از خونه/ همه پی کار/ بچهها بهار/ بچهها بهار.
سال جدید میتواند برای ما نقطه آغاز باشد. یک فرصت دوباره برای ساختن و ساخته شدن. برای سال 89 چه برنامهای داری؟
میخواهم به برنامههای هنری خودم ادامه بدهم و قرآن را حفظ کنم.
سر سفره هفت سین و موقع تحویل سال چه دعایی میکنی؟
میگویم، خدایا به خاطر گلهای رنگارنگ، به خاطر باران قشنگ، به خاطر خورشید خوب و به خاطر ماه مهربان و به خاطر همه آن چیزهایی که من ندیدم ولی از زیباییهایش شنیدهام از تو ممنونم و دعا میکنم
یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
علی چه آرزویی داری؟
همیشه آرزو دارم که روزی
نگاه بوته گل را ببینم
به زیر آبشار خاطراتم
کنار بوته گل مینشینم
همیشه آرزو دارم که روزی
برای لحظهای نقاش باشم
به روی بوم دریای خیالم
کمی آبی کمی نیلی بپاشم
همیشه پرسشم از مادر این است
که رنگ لالهها آخر چه رنگی است
خدای مهربان را میشناسم
ولی رنگ خدا آخر چه رنگی است
نگاه مادرم چون یاس میشد
به پرسشهای من لبخند میزد
زمانی رنگ سرخ لالهها را
به دنیای دلم پیوند میزد.
آرزو دارم پدر و مادرم تنشان سالم و همیشه بالای سرم باشند.
بسیاری از بچههایی که به رادیو، تلویزیون یا سینما علاقه دارند معتقدند که آدم باید شانس داشته باشد، آیا این درست است؟
بیتاثیر نیست ولی آدم باید استعداد هم داشته باشد.
از این که گوینده رادیو هستی همکلاسیها چه نظری درباره کارت دارند؟
من دوستان خوبی دارم. بعضی از آنها برنامه مرا گوش میدهند و به من میگویند، خوب بود، قشنگ بود. چرا اینقدر کم حرف زدی. چرا اینقدر زیاد حرف زدی. این ترانهای که خواندی چه کسی برایت ساخت و از اینجور حرفها. خیلیها هم که همکلاسی من نیستند وقتی مرا میبینند میگویند، این پسر همان کسی است که در رادیو گویندگی میکند. همه با من خوب هستند.
از این که نابینا هستی ناراحتی؟
من نابینا نیستم، فقط با چشمهایم نمیتوانم ببینم.
و سخن پایانی...
نابینایی به ماه گفت: دوستت دارم. ماه گفت: چطور دوستم داری، در حالی که مرا نمیبینی؟
نابینا جواب داد: چون نمیبینمت، بیشتر از دیگران دوستت دارم.
ماه گفت: چرا؟
نابینا گفت: دیگران به خاطر زیباییات دوستت دارند، ولی من به خاطر خودت.
علی آقا خیلی ممنونم. گفتگوی خوبی بود. من هم تمام گلهای سرخ و بنفش دنیا، تمام لالهها و زنبقهای جهان را به تو تقدیم میکنم، حتی اگر نتوانی رنگهایشان را ببینی.
من هم از شما و همه کسانی که برای من زحمت کشیدهاند ممنونم.
محمدحسین قاسمی