در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنفشههایی که کاشته است توی باغچه زیر نوازش باد ملایم اواخر اسفند رقصان نگاهش میکنند و او وقتی چشمان کمسوی خود را به باغچه میدوزد میدانم که به بنفشهها نگاه نمیکند؛ به خاطرات بنفشه کوچکش نگاه میکند که سالهاست او را ندیده است. او هر از گاهی پکی به قلیان میزند و زیر لب زمزمه میکند: روزگار ناموافق، مردم ناسازگار....
بابارحیم این بهار که بیاید دارد هفتاد و سومین بهار زندگیاش را ورق میزند و هنوز نتوانسته است یاد و خاطره بچههایی را که در همین خانه بزرگ شدهاند و رفتهاند پی زندگیشان فراموش کند.
او هنوز به یاد بنفشه دختر عزیزدردانه و یکییکدانهاش که همیشه آرزو داشت برایش داماد سرخانه بیاورد توی باغچه بنفشه میکارد و وقتی بنفشهها رقصان رقصان نگاهش میکنند دلش میرود پیش اولین نگاهی که به دختر کوچکش انداخته بود.
خودش میگوید: مادر بنفشه او را در همین خانه به دنیا آورد. توی حیاط بودم و دل توی دلم نبود که با سن بالایی که همسرم داشت فرزندمان سالم میشود یا نه. آخر بنفشه را بعد از 6 پسر آورده بود و وقتی باردار شد که 49 سالش بود. فقط خدا میداند وقتی ماما گفت که بچه یک دختر سالم است چقدر خوشحال شدم. هفتمین برکت خانه بود. آخر میگویند دختر برکت است.
بابارحیم هر روز صبح دست در گردن قلیان میاندازد و میگوید: وقتی که قلقل آب را میشنوم آرامش پیدا میکنم.
فکرش را بکنید چقدر سخت است؛ اینقدر داغ دیده باشید و دوری کشیده باشید و تا این سن زنده باشید خدای نکرده اگر شما بودید چه حالی پیدا میکردید و چه عیدی داشتید ؟
این روزها هم که عید است و باید همه دور هم باشند بعید میدانم جز یکی از پسرها کسی به سراغم بیاید. وقتی بابارحیم از بچههایش یاد میکند اشک در چشمانش حلقه میبندد.
میگوید: هفتاد و اندی عمر از خدا گرفتهام که ببینم سه پسرم یکجا در تصادف کشته شدهاند و یکی سکته کرده و خانه افتاده. یکی به خارج سفر کرده و دیگری در شهرستان زندگی میکند. دخترم هم نه تنها داماد سرخانه نگرفت بلکه عاشق یکی از اقوام همسر برادرش شد و با او ازدواج کرد و حالا در آلمان است.
به دختر و پسرم که در آلمان هستند گفتهام عید به دیدنم بیایند اما آنها میگویند تعطیلات ما با شما فرق میکند. من هم بیماری قلبی دارم و برایم سخت است بروم آنها را ببینم. نمیدانم چه باید کرد. شاید پسرم با بچههایش از شهرستان به دیدنم بیاید.
بابارحیم وقتی از همسرش یاد میکند میگوید: با غم همه ساختم با غم این یکی نمیدانم چه کنم. دستکم تا دو سال پیش یک همدم داشتم اما حالا دیگر تنهای تنها شدهام.
تنهایی چیزی است که روزهای تعطیل و وقتی همه دور هم جمع میشوند بیش از همیشه گریبان آدم را میگیرد. انگار به جمعیت دیگران و خوشحالیشان غبطه میخوری و میخواهی به هر بهانه که شده خود را با آنان همراه کنی اما نمیشود.
در روزهای عید، سالمندان زیادی تنها میمانند. تنها با خاطرات تلخ و شیرین خود و حسرت یک لحظه دور هم بودن. شاید روزهایی که همه ما خوشترین اوقات خود را تجربه میکنیم این عزیزان در کنج عزلت خود تلخی ناسازگاری زمانه را بچشند.
ژیلا میر لاشاری از پژوهشگران دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی سازگاری با سالمندی و مشکلات پیش رو را به سالمندان توصیه میکند.
این کارشناس معتقد است ما میتوانیم دوران سالمندی را با کیفیتی بگذرانیم که با وجود تمام ضایعات بیماریها و فقدانهایی که تجربه میکنیم در آن احساس شادکامی داشته باشیم.
وی معتقد است تطابق موفقیتآمیز با سالمندی و مشکلاتی که به همراه دارد منوط به توانایی شخص برای ادامه و استمرار روشهای مناسب زندگی در طول حیات و حفظ یک شیوه زندگی فعال و یافتن جانشینهای مناسب برای فعالیتهای دوران میانسالی است؛ فعالیتهایی که بتواند درد فقدانها و کمبودها و دلتنگیها را کاهش دهد.
این پژوهشگر 15 روش را برای از بین بردن یا کاهش تنشهای روحی روانی همه خصوصا سالمندان توصیه میکند که به کار بستن آن میتواند کمک کند که اگر «زمانه با تو نمیسازد تو با زمانه بسازی.» با تنفس عمیق، آرام و درست در حالتی که صاف نشستهاید خود را آرام سازید.
خنده را فراموش نکنید.
سالم بخورید و تفریح و سرگرمی را فراموش نکنید.
با خواندن دعا و شرکت در گروههای مذهبی مثل نماز جماعت، ذکر و قرآن خود را از استرس خلاص کنید و با دیگران در تعامل قرار گیرید.
به افکار خود استراحت بدهید و با رفتن به طبیعت و یافتن جایی که چند دقیقه تنها باشید تصور کنید جایی زیبا و خوشایند هستید و وزش نسیم را روی بدن خود حس میکنید. خاطرهای از یک محیط زیبا و دوست داشتنی را به ذهنآورده و آن را مجسم کنید.
یک حیوان دستآموز خانگی یا یک پرنده داشته باشید. گفته میشود این کار در سالمندان میتواند طول عمر را افزایش داده و فشارخون را کاهش دهد. چند کار را با هم انجام ندهید. نگذارید به شما فشار بیاید.
در کارهای جمعی شرکت کرده و مشکل یک نفر را تا جایی که میتوانید حل کنید. این کار احساس کنترل و مفید بودن را به شما بازمیگرداند.
از خود در حد توان انتظار داشته باشید.
خود را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شدهاید ببخشید تا بتوانید دیگران را نیز ببخشید.
فردی را برای درد دل کردن و تبادل افکار پیدا کنید حتی اگر یک دوست اینترنتی باشد. پس با اینترنت آشنا شوید. آنچه موجب ناراحتی و آزار دادن شما میشود روی کاغذ بنویسید، آن را مچاله کرده و در سطل زباله بیندازید.
یک هنر را دنبال کنید و در آن آموزش ببینید.
وی در پایان به کسانی که در خانواده یا همسایگی خود سالمند تنهایی میشناسند توصیه میکند بخصوص در ایام پایان سال و تعطیلات عید با تنها نگذاشتن آنها از آنان حمایت کنند.
این کار میتواند احترام به نسلی باشد که یک عمر برای نسل ما زحمت کشیدهاند. شاید یک روز نیز کسانی قدر زحمات ما را بدانند.
مراقبت از سالمندان آسیبپذیر معنویت را بارور میسازد
نتایج به دست آمده از یک پژوهش عمقی که میان تعدادی از مراقبان خویشاوند سالمندان صورت گرفته است نشان میدهد که افراد شرکتکننده در پژوهش به طور توامان حسی مثبت و منفی را تجربه کردهاند.
این پژوهش که توسط فرحناز محمدی دانشجوی دکتری پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ایران و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام شده نشان میدهد مراقبت در ابعاد رشد معنوی، فردی و احساس تسلط مراقبان که خود در میانگین سنی 52 سال قرار داشته و غالبا زن بودهاند تاثیر مثبتی داشته است.
آنان اعتقاد داشتنند مراقبت از سالمندخویشاوندشان سبب شده است معنا و مفهوم زندگی را دریافت کنند، رشد معنوی پیدا کنند و با خدا بیشتر نزدیک شوند. بسیاری از مراقبان ابراز میداشتند این حس سبب میشود بتوانند با مشکلات مراقبت کنار بیایند و استرس آنان کاهش یابد.
این افراد ابراز داشتند که به سبب مراقبت به جنبههایی از ابعاد وجودی خود پی بردهاند که تا قبل از مراقبت آنها را کشف نکرده بودند.
احساس انجام وظیفه، حس خود کارآمدی و خود شکوفایی و احساس نزدیکی با مراقبت گیرنده از این جمله است. به علاوه این افراد احساس ثواب و رضایت از این کار را تجربه کردهاند.
افراد مورد پژوهش همچنین ابراز داشتند در پی این مراقبتها تسلط فردی و احساس مهارت و تبحر در تواناییهای مختلف مثل مراقبت، توانایی حل مشکل و مدیریت امور زندگی در آنان افزایش یافته در حالی که پیش از مراقبت در آن سطح نبوده است.
این افراد همچنین احساساتی چون تضاد نقشها، هیجانات و مشکلات جسمی و مالی را نیز تجربه کردهاند و در وظایف مادری، همسری، شاغل بودن و مراقبت دچار تضاد نقشها شدهاند. عصبانیت، احساس گناه، کم آوردن، افسردگی و بار مراقبت را تحمل کردهاند.
این گزارش حاکی است تحلیل رفتن قوای جسمی و مشکلات خواب و خستگی و ضعف از دیگر مشکلاتی است که این گروه تجربه کردهاند.
به طور کلی از دید مراقبان این تجربهایپراسترس است که اغلب در رویارویی با آن خود را ناموفق میدانستند. مشکلات مالی بر مسائلی مانند بیکار شدن به سبب مراقبت و استفاده از مرخصی استعلاجی و غیبتهای مکرر و تحمل هزینه بالای درمانی و تعدیل محیط زندگی و تامین امکانات و تجهیزات از دیگر مشکلات این مراقبان
بود.
به نظر میرسد با وجود تجربیات مثبت معنوی که این افراد داشتهاند مراقبت از سالمند بیمار بقدری دشوار و آسیبزاست که خانواده به تنهایی توان تحمل آن را ندارد و شایسته است نهادهای حمایتی دولتی و سازمانهای مردم نهاد در این زمینه نقش پررنگتری ایفا کنند.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: