حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بیوک میرزایی وقتی از حادثههای ریز و درشت زندگیاش میگوید، هیچ حادثهای را بدتر از مرگ همسرش نمیداند. میگوید: «اتفاق خیلی بدی بود. همسرم اوایل سال 88 به سرطان مبتلا شد. چند ماه کار و زندگیام را تعطیل کردم و او را نزد پزشکان خوبی بردم تا بلکه بهتر شود. اما از آنجا که سرطان او متاسفانه از نوع بدخیم بود، به فاصله کمی از آغاز مریضیاش، از دنیا رفت. مرگ او تنها حادثه غمانگیز زندگی من است.»
میرزایی با تأثری عمیق ادامه میدهد: «همسرم، 26 سال کنار من بود.26 سال با او زندگی کردم و حالا 5 ماه است که او رفته است و من چارهای جز تحمل این فراق تلخ را ندارم.»
او که از این ازدواج 2 فرزند دختر و پسر 20 و 22 ساله دارد، حالا تمام تمرکزش را روی آنها گذاشته است. او ادامه میدهد: «نه من و نه بچهها، هیچ یک فکر اینجا را نکرده بودیم و فکر نمیکردیم همسرم به این زودیها از دنیا برود. فاصله مریضی او تا فوتش،4 ماه بیشتر نشد. اما در همین مدت کوتاه خیلی عذاب کشید و ما در طول این مدت شاهد مرگ تدریجی او بودیم. این سختترین اتفاقی است که برای من و فرزندانم افتاده است. اتفاقی که ظرف 4 ماه همه زندگی مارا زیرو رو کرد.»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....