اما دادن بن معایب و محاسنی دارد که عرض میکنم اولین حسن آن این است که لباس مارکدار! میپوشیم و مثلاً کسی نمیداند که ما این لباسها را با بن خریدهایم، کسی هم اگر فهمید ما به روی خودمان نمیآوریم، اگر لباس خریداری شده که به اسم تولید داخلی اما از اجناس درجه چندم چینی است بعد از یکبار شستن کم رنگ یا بد رنگ شد، مهم نیست، لباس را اصلاً نمیشوییم.
یکی دیگر از حسنهای این بنها این است که میتوانید برای فامیل عیدی بخرید و بعد فراموش کنید که برچسب قیمت را بکنید و بین فامیل ژست بچه پولداری بگیرید و کلی لذت ببرید. از معایب خرید با بن بگذریم، ماجرای ما حکایت دیگری است.
از منزل با یک پاکت سفید که 2 عدد بن داخل آ ن بود، برای خرید به یکی از شعبههای فروشگاه مورد نظر رفتیم. به سختی در چند صد متری مغازه جای پارک پیدا کردیم، از پیاده رو کم عرض خیابان که با وجود بساط دستفروشها کم عرضتر هم شده بود، به هر شکل ممکن خودمان را به فروشگاه رساندیم، داخل فروشگاه غیر از ما کسی نبود.
ابتدا قصد خرید پالتو داشتم، اولین پالتو را که انتخاب کردم، فروشنده گفت: «از اون فقط دو ایکس لارج داریم» از دومین پالتویی که انتخاب کردم فقط رنگ آبی مانده بود، از انتخاب سومین پالتو منصرف شدیم و سراغ کتهای تک رفتیم، فروشنده میگفت تمام کتها تک سایزند.
از خرید در آنجا منصرف شدیم و رفتیم شعبه مرکزی، به نظرم اصلاً مشتری نداشت چون تعداد جنسهایش از فروشگاه قبلی خیلی بیشتر بود. در بدو ورود مورد استقبال شایان فروشنده قرار گرفتیم، بنده خدا حدود 10 دقیقه از کیفیت جنسهای موجود تعریف کرد، نگران بود مبادا بدون خرید مغازه را ترک کنیم.
3 عدد پیراهن و یک شلوار انتخاب کردیم، اما مبلغ کمی از بن مان مانده بود، فروشنده خطاب به ما گفت: «بن دارید؟» گفتیم بله اما دیگر فروشنده را ندیدیم. پای صندوق هم صندوق دار محترم گفت: «1100 تومان از مبلغ بنتان مانده، لطفاً 1400 تومان دیگر بدهید و یک جفت جوراب بردارید». از فروشگاه که خارج شدیم احساس بدی داشتم، فکر کنم یک کمی به ما بیاحترامی شد، البته مهم نیست.
مهیار عربی