من عادت به خوردن برگهای نازک و جوانههای لطیف نوک شاخه درختان دارم و با این قد بلندم قادر هستم که از شاخههای بلند درختان تغذیه کنم. من بدنی کوچک دارم ولی پاها و گردنم بسیار بلند است. حدودا بلندی گردن و دست و پاهایم هر کدام به 2 متر میرسد. گردن من فقط 7 مهره دارد یعنی به اندازه تعداد مهرههای گردن انسان. اما با این تفاوت که هرکدام از این مهرهها بسیار دراز بوده و به همین علت است که گردن من بسیار سفت و محکم است و دارای ماهیچههای بسیار قوی هستم. پشت من از شانه به طرف دمم شیب دارد. گاهی اوقات هم گردن درازم باعث آزارم میشود.
مثلا در موقع آشامیدن آب مجبور هستم که پاهایم را آنقدر از هم باز کنم تا بتوانم سرم را به آب برسانم.
سر من کوچک و باریک است و وسط چشمهایم تیره و دور آن عسلی رنگ است که این باعث شده که به صورتم حالت نجیبانه دهد.
طول زبانم بسیار بلند است و قادر هستم که با این زبان بلندم با مهارت و چالاکی تمام حتی نازکترین و کوچکترین جوانه درختان را از لابهلای خارها و شاخهها بکنم و بخورم و با لب بزرگ بالاییام، قادر هستم تا در یک لحظه چند دسته برگ را از درخت بچینم.
گوشهای من کاملا بزرگ است و در مقابل ضعیفترین صدا حساسیت نشان میدهم. یعنی حس شنواییام بسیار بسیار قوی و حساس است. حس بویایی و بیناییام هم بسیار قوی است و این دو حس من را از خطرها آگاه میسازد.
البته راه دیگری که میتوانم خود را از خطر دور نگه دارم، این است که پوستم دارای رنگی میباشد که وقتی در سایه درختان مشغول چرا هستم، من را نامریی میکند.
و همچنین دارای پاهای بسیار بلندی هستم که میتوانم با سرعتی معادل 50 کیلومتر در ساعت، در هنگام حمله دشمن از دست او بگریزم و به این ترتیب از تیزپاترین اسبها تند و تیزتر میدوم.
دست و پایم سم دارد و بدنم پوشیده شده از موهای کوتاه صاف و لکههای بزرگ و کوچک گوشهدار و نزدیک به هم که در سراسر بدنم دیده میشود و این لکهها زرد یا قهوهای هستند و خطهای پهن روشنتر یا سفید رنگی آنها را از هم جدا میکند.
دوست من حالا میتوانی بگویی اسم من چیست؟
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)