حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در این نوشتار اثرات تلویزیون، برنامههای تبلیغی و آگهیها، برنامههای خشونتآمیز، برنامههایی که سبب ترس کودکان میشوند، ایجاد تفاهم و تعادل با دیگران از طریق این پرده شیشهای، آنچه والدین در این زمینه میتوانند انجام دهند، زمان مناسبی که صرف تماشای تلویزیون میشود و یادآوری نکاتی چند برای والدین را بررسی میکنیم.در این بررسیها باید در نظر گرفت که از یک سو میزان تفریحات و سرگرمیها و نیز جنبههای آموزشی و فرهنگی تلویزیون میتواند سود بسیار و عمدهای برای کودکان داشته باشد و از طرف دیگر نگرانیها و سوالات بیشماری در مورد اثرات سوء رسانههای گروهی خصوصا برنامههای تبلیغاتی و خشونتآمیزشان، در روند رشد و پیشرفت کودکان وجود دارد.
در این که تلویزیون و ویدئوها همه ما را به نحوی سرگرم میکنند شکی نیست، اما برای کودکان علاوه بر این جنبه، پنجرهای به دنیای خارج و محیط بیرون از کانون خانواده فراهم خواهد نمود. دنیایی که بر رشد و ترقی و پیشرفت آنها تاثیر بسزایی خواهد داشت.
این رسانه گروهی همچنین پیامهایی را در مورد شیوه زندگی و رفتار بین افراد جا میاندازد و آنها را خواه ناخواه مجبور به پذیرش یک سری اصول و شیوه در زندگی روزمرهشان میکند.
این پرده شیشهای همچنین میتواند واقعیات خشن و ناملایمات زندگی را نمایان ساخته و پیامهایی را به کودکان بدهد که برای رشد و پیشرفتشان مضر باشد.
اما در عین حال میتواند تجربیات مثبتی را هم به آنها بدهد و راهها و شیوههای معتبر و جوابگوی فعالیت در جهان را به آنها نشان بدهد.
کودکان به فرصت و مجالی نیاز دارند تا بتوانند محدوده وسیعی از کردار و رفتار و طرز برخورد با دیگران را بیازمایند و به نمایش بگذارند و به عبارتی فرصت امتحان و انتخاب داشته باشند و بتوانند دنیای خارج از محدوده تلویزیون را تجربه نمایند.
آنها نیاز دارند که به همان خوبی که تلویزیون نگاه میکنند، صحبت کنند، بازی کنند، خیالپردازی کنند و بخوانند و بنویسند.
به عنوان والدین، شما باید تماشای تلویزیون و ویدئو را در تعادل با دیگر فعالیتها نگه دارید. هنگامی که بچهها به مقدار زیاد تلویزیون نگاه میکنند، ممکن است تکالیف و وظایف مدرسهشان را به همان خوبی که اگر تلویزیون نگاه نمیکردند یا به میزان لازم نگاه میکردند، انجام ندهند.
واکنش های متفاوت
واکنشهای کودکان، مختلف است و این غیرممکن است که دقیقا تعیین کنیم که هر بچه در برابر آنچه که در تلویزیون میبیند، چگونه پاسخ خواهد داد و چه واکنشی از خود نشان میدهد. سن کودکتان و میزان رشد و مرحله پیشرفتی او تفاوت بزرگی در چگونگی پاسخ و واکنش او ایجاد خواهد کرد.
تحقیقات جدید نشان میدهند که تجربیات مکرر میتوانند الگوهایی را بنا نموده و ایجاد کنند که از دوران کودکی شروع میشوند و تا دوره نوجوانی و حتی جوانی نیز ادامه مییابند و این الگوها بر مهارتهای اجتماعی افراد از قبیل اندیشیدن، صحبت کردن، حل مشکلات، جلب توجه کردن و تعامل با دیگران تاثیرگذار خواهند بود.
مطالعات نشان دادهاند که بعد از تماشای شوهای تلویزیونی سریع و محرک، بچهها کارهایی را که وقت میبرند خیلی با سختی و مشقت انجام میدهند، مثلا کتاب خواندن یا درست کردن پازل.
کودکان تقریبا به دستگاه تلویزیون میچسبند و از پای آن بلند نمیشوند و همه برنامهها را نگاه میکنند، حتی آگهیهای بازرگانی را. هرچه کودکتان مدت زمان بیشتری را به تماشای تلویزیون بگذراند، زمان کمتری برای بازی کردن، اجتماعی شدن و تمرین کردن سایر مهارتها و هر آنچه برای پیشرفت و سلامتی او مهم است، خواهد داشت.
کودکان نیاز دارند یادگیری فعالانه و اکتیو، چگونه صحبت کردن، نوشتن و اندیشیدن را تمرین کنند. هنگامی که تلویزیون تمام توجه کودک را به خودش جلب میکند، ذهنشان درگیر یادگیری فعال نخواهد شد و نمیتوانند مشغول انجام کارهای دیگری که به رشد و پیشرفتشان کمک میکند، شوند.
کودکان زیر 6 سال بسختی تفاوت بین خیالپردازی و واقعیت در تلویزیون را درک خواهند کرد. آنها موضوعات اصلی را دنبال نخواهند کرد و تمایل دارند روی جزئیات مهیج تمرکز کنند. آنها دلایل و اثرات را درک نمیکنند. آنها شخصیتهای کارتونی را به صورت حقیقی و واقعی میپندارند و در معرض جاذبههای تبلیغاتی هستند.
کودکان در فاصله سنی 6 تا 9 سال هنوز بسختی میتوانند تفاوت بین خیالپردازی و حقیقت را درک کنند، خصوصا اگر شبیه زندگی واقعی روزمرهمان باشد. آنها تمایل دارند که مورد تحسین قرار گیرند و دوست دارند شبیه قهرمان مورد علاقهشان با همان تواناییها باشند.
کودکان بزرگتر که به سن دبستان رسیدهاند، احتمالا توسط مسائلی که بر پایه حقیقت هستند و ممکن است برایشان اتفاق بیفتد، مضطرب میشوند. آنها در مورد دنیای اطرافشان، هویتشان و جنسیتشان کنجکاوند و ممکن است در مسیر روابط دختر و پسر گمراه شوند.
نشان داده شده است که وقتی کودکان در اتاق خوابشان یک دستگاه تلویزیون دارند، نسبت به کودکانی که تلویزیون در خانهشان در یک فضای مشارکتی مثلا هال یا پذیرایی است، تکالیف مدرسهشان را بخوبی انجام نمیدهند.
حد و حوزه رفتاری فرزندتان، باورها و اعتقاداتش و چشمانداز او روی زندگی با آنچه که آنها در تلویزیون میبینند، تاثیر میگیرد و بستگی به این دارد که آنها برنامههای تلویزیون را تا چه میزانی حقیقی میپندارند.
کودکان به 3 طریق قضاوت میکنند که یک برنامه حقیقی است یا خیر:
1) آنها اشیاء و اشخاصی را در تلویزیون تشخیص میدهند که تجربه کرده باشند. برای مثال، در نظر میگیرند که این حقیقی است زیرا در این برنامه سگی وجود دارد که شبیه سگ من است.
2) آنها فکر میکنند برنامههایی غیرواقعیاند که با تجربیات آنها تضاد داشته باشند.
3) آنها درک میکنند که برنامههای تلویزیونی چگونه ساخته میشوند. برای مثال ممکن است بیان کنند که من میدانم که کارتونها چطور ساخته میشوند یا این که «من میدانم که اشخاص بازیگرها هستند». برای کودکان 9 تا 10 ساله بازیگری افراد واضحتر و آشکارتر و در عین حال ملموستر خواهد بود، اما یک کودک 6 تا 7 ساله باور دارد که خانوادههای تلویزیونی، خانوادههای حقیقی
هستند.
برخی از تصاویر ممکن است ترسناک باشند. اگرچه میزان این ترس برای هر کودک متفاوت خواهد بود. برخی از بچهها حتی از این که کمی ترسانده شوند لذت میبرند، اما این تا وقتی است که احساس امنیت کنند.
دانستن این که آنها واقعا در امنیت هستند، به کودکان این آزادی را میدهد که احساس هیجان همراه با ترس را تجربه کنند. کودکان هرچه بیشتر برنامههای ترسناک نگاه کنند، بیشتر به این باور خواهند رسید که جهان پیرامونشان یک مکان ترسناک است و این مساله آنها را نگران و عصبی کرده، اعتماد به نفسشان را از بین میبرد. آنچه که فرزندتان در مورد خودش فکر میکند (خواه احساس خوشحالی از راهی که در آن هست و در پیش گرفته باشد و خواه احساس ناراحتی و دلتنگی باشد) میتواند از اشخاصی که مورد تحسین او هستند نیز تاثیر بگیرد.
نظر او دراینباره که چه چیزی خوب است، چه چیزی ارزنده و قابل صرف وقت است، چه چیزی ارزشمند است و شناخت ارزشهای رفتاری و کرداری، همگی میتوانند توسط افراد مشهوری که او در صفحه تلویزیون میبیند، شکل بگیرند و این روند به همان خوبی انجام میشود که شما میتوانستید به او آموزش دهید و این امر بیانگر میزان تاثیر این پرده شیشهای در آموزش و یادگیری فرزندانمان است.
تبلیغات و آگهیها
تبلیغات تلویزیونی میتوانند بچهها را تحت تاثیر و نفوذ خود قرار دهند. اکثریت کودکان زیر 8 سال به آنچه که تبلیغات به آنها میگوید باور دارند.
بچههای 8 تا 10 ساله از این مساله آگاهی دارند که تبلیغات همیشه همه حقیقت را به آنها نمیگوید.
کودکان در فاصله سنی 6 تا 9 سال هنوز بسختی میتوانند تفاوت بین خیالپردازی و حقیقت را درک کنند خصوصا اگر شبیه زندگی واقعی روزمرهمان باشد آنها تمایل دارند که مورد تحسین قرار گیرند
بهترین افراد برای کسانی که میخواهند محصولاتشان را به فروش برسانند، بچهها هستند، زیرا بهآسانی میتوان آنها را ترغیب نمود. با تکنیکهایی که استفاده میشود، کودکان براحتی گمراه شده یا فریب میخورند. از طریق شکل، سرعت، اندازه و روشی که یک محصول کار میکند، میتوان در جلب توجه کودکان موفق بود. آنها اغلب آنچه را که تبلیغ میشود، میخواهند و والدینشان را با تمام انواع دلایلی که برای خرید آن محصولات تبلیغ شده میآورند، اذیت میکنند.
شما میتوانید به کودکتان کمک کنید که در مورد تبلیغات چیزهایی بیاموزد. با صحبت کردن با او در مورد آنچه که آنها در تلویزیون میبینند و فواید و مضرات آن در این راه موفق خواهید شد. همچنین میتوانید در مورد اینکه آن محصول چطور ساخته شده است و در زندگی روزمره چه کاراییهایی دارد، با او صحبت کنید.
فیلمهای خشن
اکثر والدین در مورد اثراتی که تماشای خشونت در تلویزیون روی فرزندانشان دارد، نگرانند. در این زمینه باید دانست که کودکان با یکدیگر متفاوتند و اثرات مختلفی نیز از این برنامهها میگیرند و این اختلاف ناشی از سن و مراحل رشدی آنان است. کودکان در همه سنین، وقتی که مشاهدهگر خشونت با بچههای دیگر یا حتی حیوانات هستند، مضطرب و آشفته خواهند شد.
بچههای کوچکتر (زیر 8 سال) از کارتونها این پیام را دریافت میکنند که «خشونت، اعمال شده و برنده خواهد شد.» اگرچه در حین تماشای این کارتونها بخندند و خیالپردازی کنند.
کودکان بزرگتر نیز احتمال بیشتری دارد که همان پیام را از قهرمانان خشن و در فیلمهای اکشن و سریالهای جنایی جذب کنند.
در حالی که دیدگاهها و نقطهنظرات مختلفی در مورد اینکه چه مقدار خشونت در تلویزیون برای بچهها مضر است، وجود دارد، شواهد بیان میکنند که دیدن مکرر صحنههای خشونتآمیز در تلویزیون این اثرات سوء را دارد:
کودکان از روشهای پرخاشگرانه و تهاجمی بیشتری در حل مشکلاتشان استفاده خواهند کرد.
کودکان در مورد جهان خشونتبار و ترسناک اطرافشان که باید در آن زندگی کنند، نگران و مضطرب خواهند شد.
حساسیت آنها در برابر خشونت در زندگی واقعی کمتر خواهد شد. چه چیزی سبب ترسیدن کودکان میشود؟ برنامههایی که این ترس را ایجاد میکنند:
اوایل کودکی (زیر 7 یا 8 سال)
تصاویر ترسناک از قبیل حیوانات بدطینت، هیولاها، جانوران عجیب و غریب یا کاراکترهای بدشکل یا ناقص شده با اندامهای بریده.
وقتی که یک کاراکتر نرمال، به صورتی غیرنرمال تبدیل میشود یا عجیب غریب میشود.
داستانهایی که با مرگ یکی از والدین یا هر دوی آنها همراه است.
ادامه از صفحه 3
داستانهایی که مصیبتها و حوادث طبیعی را به صورت آشکار نشان میدهند.
سنین دبستان (12 7 سال)
خطرات و تهدیدات واقعگرایانهتر، خصوصا آنها که برای یک بچه اتفاق میافتد.
خشونت یا تهدیدات خشونتآمیز
داستانهایی که در آنها کودکان صدمه میبینند و در معرض خطر هستند.
نوجوانی (13 سال به بالا)
صدمات فیزیکی واقعی یا تهدیدات شدید
تجاوز جنسی
ترس از بیگانگان یا مخفیکاری
کودکان نیاز دارند که شیوههای مختلف زندگی و رسوم و سنتهای متفاوتی را که کشور و دنیای ما را میسازند درک نموده و از آنها لذت ببرند. آنها ذاتا اشخاصی بی گذشت و متعصب متولد نمیشوند و آن را از دنیای پیرامونشان میآموزند؛ همانطور که در سال دوم زندگی آنها شروع به پرسشهایی در مورد اینکه افراد در چه چیزهایی به هم شبیهاند و در چه چیزهایی با همدیگر متفاوتند، میکنند.
بین 5/2 تا 5/3 سالگی کودکان شروع به جذب پیامها و شیوههای رفتاری و طرز برخورد از والدین، همسایهها، دوستان، آشنایان، کتابها و تلویزیون در مورد افراد نسلهای دیگر میکنند.
تلویزیون میتواند به همان خوبی که کودکان از اطرافیانشان میآموزند آنها را با داستانها، آداب و رسوم و سرودهایی مطابق با فرهنگشان آشنا سازد. گاهی اوقات انواع پیامهایی که کودک از تلویزیون دریافت میکند در نوع تفکر او نسبت به دیگران تاثیرگذار خواهد بود.
عملکرد والدین
تلویزیون میتواند مانع انجام اعمال هرروزه و روتین در خانه از قبیل آماده شدن برای رفتن به مدرسه، زمان خواب و زمان غذا خوردن و انجام تکالیف شود.
برای جلوگیری از این روند توصیههای زیر را به شما پیشنهاد میکنیم:
برنامههای تلویزیونی را ردهبندی کنید. این شیوه به شما و فرزندتان کمک میکند دریابید که چه برنامههایی برای گروههای سنی مختلف مناسب است.
به فرزندانتان از سنین کودکی بیاموزید در قبال تصمیمگیری برای آنچه میبینند مسوولیتپذیر باشند. به آنها کمک کنید ردهبندی خاص خودشان را بسازند و خودشان برنامههای مناسب را درجهبندی نمایند و در انتخاب برنامهها مشکل پسند باشند. مثلا گروه اول را برنامههایی قرار دهند که نباید دیدن آنها را از دست دهند. گروه دوم برنامههایی که دیدن و ندیدنشان مساوی است و گروه سوم آنهایی که هدر دهنده وقت هستند و نباید وقتشان را برای دیدن آنها تلف کنند.
طبق این برنامه کودکتان را تشویق کنید که ابتدا از دیدن برنامههای گروه سوم صرف نظر کند و سپس برنامههای گروه دوم را حذف نماید و فقط به همان گروه اول اکتفا کند.
قانونی تعیین کنید که تا وقتی همه کارها و وظایف انجام نشدهاند تلویزیون روشن نشود. لیستی از کارهایی که باید قبل از مدرسه انجام شوند تعیین کنید و به کودک کمک کنید وقت خود را در انجام آنها تنظیم کرده و مدیریت نماید. در این مورد واضح و قاطع برخورد کنید و به کودک بفهمانید که این، یک قانون همیشگی و راسخ است.
در صورتی که جا و فضای کافی دارید، دستگاه تلویزیون را از ناحیه اصلی خانه به جای دیگری منتقل کنید. این یک تصمیم آگاهانه و مناسب برای تنظیم زمان دیدن تلویزیون خواهد بود.
در نظر داشته باشید که اگر بیش از یک دستگاه تلویزیون در خانه دارید میزان کنترل شما بر زمان دیدن تلویزیون و آنچه در آن دیده میشود کمتر خواهد بود.
برای کودکانی که به مدرسه میروند دیدن تلویزیون به هنگام صبح و قبل از رفتن به مدرسه را ممنوع کنید. زیرا روی بقیه روزشان تاثیر خواهد گذاشت و باعث میشود که آنها به سختی برای رفتن به مدرسه آماده شوند.
بهطور روزانه برای گذران وقت کودکتان برنامهریزی کنید. لیستی از کارهای دیگری غیر از تماشای تلویزیون تهیه نموده و روی یخچال یا جای دیگری که در دیدرس باشد قرار دهید. مثلا زمانی برای بازی فوتبال یا هر ورزش دیگری که مورد علاقه فرزندتان باشد و سپس دیدن دوستان و آشنایان و یا رفتن به پارک و نیز کاردستی یا نقاشی و یا هر کار خاص دیگری.
اگر برنامههایی برای کودکتان بسیار مهماند، میتوانید آنها را ضبط نموده و در یک زمان مناسب به او اجازه دهید آنها را ببیند.
نسیما عرب
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....