در این ایام همه عجله دارند، چنان که گویی تو فیلم زندگی شهرت را با دور تند به نظاره نشستهای.
در چنین حال و هوایی و در این روزها به شعب یکی از بانکهای دولتی رفتم تا هزینه بیمه را بپردازم.
مثل انسانهای متمدن، شاسی دریافت نوبت را فشردم و ماشین هم با ادب تمام شماره 189 را تقدیم کرد. همان دم شماره 150 صدا زده شد.
روی صندلیهای زرد شعبه نشستم. در نگاه اول 7 باجه در برابرم بودند که با کمی دقت متوجه شدم دریچه شیشهای 2 باجه یکی با مقوایی زرد و دیگری با کاغذدانی پوشانده شده و از متصدی صندوق یا کارمند مربوط هم خبری نیست.
یک باجه برای امور نقلوانتقالات بود، یک باجه هم با تابلوی کلر فقط چکها را از چکداران میگرفت. ماند 3 تا. چشم که دواندم دیدم روی شیشه یکی از این 3باجه فعال نوشتهاند «مخصوص همکاران گرامی.»
با خودم گفتم اگر مقصود از این همکاران گرامی، همکاران گرامی همین شعبه است که اینها همه آن طرفند پس چرا این نوشته را از این طرف زدهاند؟ پس این فرض صحیح نیست.
اگر منظور از همکاران گرامی، همکاران گرامی شعبههای دیگر بانک است که به یقین آنها کارهای بانکیشان را در شعبه خود سهلتر انجام میدهند و اگر منظور از همکاران گرامی، همکاران گرامی دیگر بانکها هستند که بعید است همکار گرامیای از بانک «الف» در بانک «ب» حسابی باز کند یا کار اداریای در این شعبه داشته باشند.
همینطور داشتم از خودم میپرسیدم پس این همکاران گرامی چه کسانی هستند و هر روز چند نفرشان به این شعبه مراجعه میکنند که یکسوم باجههای فعال به آنها اختصاص داده شده است که بلندگو صدا کرد شماره 189 به باجه 7.
جلوی باجه رفتم. کارم انجام شد و بیرون آمدم و حالا چند روزی است که در فکر آن همکاران گرامی هستم. به نظر شما آنها چه کسانی هستند؟
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)