در باب اهداف و دلایل این تحول در سیاست خارجی چند نکاتی چند قبال توجه است.
اولا هند تلاش دارد تا برای اجرای طرحهای توسعهای، منابع دائمی انرژی را کسب و به نوعی آن را تضمین کند. با توجه به سفر مقامات هندی به آسیای میانه و قفقاز ،رویکرد آنها به خاورمیانه از جمله عربستان را میتوان در این چارچوب ارزیابی کرد. در این میان هند تلاش دارد تا جایگاهی جدید برای خود در خاورمیانه کسب کند که از نظر اقتصادی نیز برای آن اهمیت دارد.
با توجه به جمعیت مسلمان هند، این گرایش میتواند در بعد سیاست داخلی نیز برای سینگ مناسب باشد به ویژه اینکه گرایش وی به آمریکا و اروپا و رژیم صهیونیستی با انتقادهای مردمی همراه بوده است. با این وجود برخی ناظران سیاسی با توجه به روابط هند با آمریکا و صهیونیستها این سفر را اقدامی برای بازیگری هند در روند صلح خاورمیانه نیز ارزیابی کردهاند. البته بررسی وضعیت بیش از یک میلیون هندی شاغل در عربستان نیز از دیگر اهداف این سفر میباشد.
ثانیا عربستان که درگذشته بیشتر نگاهی غربی و آمریکایی داشته، برخی تمایلات به شرق را نیز از خود نشان داده است. گرایش به برقراری و توسعه روابط با روسیه، چین، آسیای مرکزی و قفقاز، ژاپن و هند را میتوان در این چارچوب ارزیابی کرد. برخی ناظران سیاسی برای این عقیدهاند که دلسردی کشورهای عربی و نیز اعتراضهای ملتهایشان به ادامه روابط با غرب موجب شده تا برخی تحرکات از سوی این کشورها به سمت شرق اجرا شود.
به هرتقدیر سفر سینگ به عربستان را میتوان تحرکی دیگر از جانب هند برای بازیگری در معادلات جهانی و به نوعی ابراز جایگاه بینالمللی آن دانست که در کنار سایر رایزنیها و تحرکات جهانی آن صورت گرفته است.
آنچه مسلم است هند تلاش دارد با ارتباطات چند جانبه ضمن تامین منابع و نیازهای داخلی خود به قدرتی جهانی مبدل شود که میتوان زمینه سازی عضویت دائم آن در شورای امنیت و حضور فعالتر در معادلات جهانی باشد هرچند که حضور بازیگران دیگر به ویژه در حوزه خاورمیانه چالشهایی را برای این سیاستها به همراه خواهد داشت به ویژه اینکه اعراب به صورت سنتی به آمریکا گرایش داشته که تا حدودی کار را برای سایر کشورها دشوار ساخته است.
قاسم غفوری-جام جم آنلاین