افشین از رشت. پسر کوچولوی من 3 ماه دیگر وارد 6 سالگی میشود اما متاسفانه با وجود دقتی که من و همسرم سعی کردیم در تربیتش نشان بدهیم او یک پسر خجالتی و کم حرف است. چیزی به مدرسه رفتن پارسا نمانده و ما بسیار نگران این روحیه او در کلاس درس و مدرسه هستیم. فکر میکنید در این چند ماه باقی مانده میتوانیم رفتار او را اصلاح کنیم؟
اصلا جای نگرانی نیست، برای اصلاح رفتار پارسا فقط باید به این نکات توجه کنید: اولین گام در پرورش یک کودک خجالتی پذیرش است. شما باید پارسا را آن طور که هست بپذیرید، نه آن طور که دوست داشتید یا انتظار دارید باشد. شک نکنید که پارسا با فهمیدن اینکه شما او را «همینطور که هست» دوست دارید، اعتماد به نفساش ترمیم میشود.
در قدم بعدی باید با گفتار و رفتارتان سعی در تغییر رفتار پارسا داشته باشید. البته تاکید بر این نکته که او مجبور نیست کاری را که دوست ندارد انجام بدهد ضروری است. چون اصرار کردن بر انجام کار، روحیه تدافعی در کودکان را بیشتر میکند.
حالا باید دقت کنید که احساسات پارسا را بشنوید و به او اجازه بدهید که خودش باشد. اطمینان داشته باشید با صرف وقت، عشق و حمایت شما، پارسا میتواند بر ترسهای خود غلبه کند. به عبارت دیگر شما باید پارسا را باور کنید تا او هم خودش را باور کند.
و بالاخره اینکه دقت کنید که پرخاشگری نسبت به کودکی مثل پارسا که به هر ترتیب با ترسهایش درگیر است اصلا مناسب نیست.
درنهایت به شما پدر و مادر عزیز تاکید میکنم که پذیرش، عشقورزی و تشویق از نکات کلیدی پرورش بچههای خجالتی هستند. بنابراین درک این موضوع که موفقیت یا شکست بچههای خجالتی در رفع خجالت و کمرویی، آن قدر مهم نیست که یادگیری دوست داشتن خود، از اهمیت بیشتری برخوردار است در پایان بد نیست مطالب صفحه 3 این ویژه نامه را هم بخوانید .
ساقیاز تهران. فرزند 8 ساله من یک دختر همیشه عصبانی است. او اصلا نمیتواند عصبانیت خودش را کنترل کند و دائم یا میخواهد دیگران را بزند یا با آنها با عصبانیت رفتار کند. من هر راهی که به نظر میرسید برای اصلاح او پیش گرفتم اما هیچکدام نتیجه نداشت. لطفا من را راهنمایی کنید.
بازهم جای نگرانی نیست فقط کافی است به این نکتهها دقت کنید: عصبانیت او را با عصبانیت پاسخ ندهید، چون عصبانیت شما باعث تشدید عصبانیت او میشود، ابتدا خشم خودتان را کنترل کنید، با صدایی آرام و ملایم به دخترتان پاسخ بدهید. این روش به شما کمک میکند که کارهای دخترتان را کنترل کنید و از طرف دیگر خودتان الگوی رفتاری میشوید که دوست دارید در او ببینید. در بیشتر موارد تنها دانستن این نکته که شما عصبانیتش را درک میکنید، میتواند او را آرام کند.
در مواردی که رفتار عصبی فرزندتان غیرقابل کنترل است، سعی کنید جلوی او را بگیرید به این شکل که مثلا از دخترتان بخواهید که به اتاقش برود و آنجا بماند تا آرام شود. در شرایطی که احساس میکنید دخترتان آرام است با او درباره عصبانیتش صحبت کنید، به او بگویید مهم است که یاد بگیرد چگونه رفتارش را کنترل کند. ابتدا بگذارید بفهمد که بار دیگر اگر از عصبانیت منفجر شود شما با فرستادن او به اتاقش، در واقع به او کمک میکنید که آرام شود.
معمولا شروع کار چندان ساده نیست اما به مرور زمان و مشاهده اولین تغییرات بدون تردید این روحیه دختر کوچولوی شما اصلاح میشود.
شیرین از همدان. دختر 9 ساله من از بچگی قدرت تخیلی قوی داشت. اما چند وقتی است که ادعا میکند یکسری موجودات عجیب و غریب را در منزل میبیند و در مورد آنها هم خیلی با ترس و جدی حرف میزند. من و همسرم خیلی از این بابت نگرانیم. لطفا ما را راهنمایی کنید.
دوست خوبم قدرت تخیل یک ویژگی خوب در کودکان است که موجب رشد شخصیت آنها میشود اما زمانی که تخیل باشد نه توهم. ممکن است این روحیه دختر شما هم ناشی از تخیل یا توهم باشد اما پیشنهاد میکنم که در اولین فرصت به یک روانشناس برای مشاوره حضوری مراجعه کنید.
سمانه از فومن. پسر من کلاس اول است اما از روز اولی که به مدرسه رفت از مدرسه هراس داشت. روزهای اول فکر میکردیم با گذشت زمان همه چیز درست میشود اما حالا با وجودی که چیزی به پایان سال تحصیلی نمانده او هنوز هم از مدرسه میترسد! فکر میکنید با او چه کار باید بکنیم؟
در مرحله اول باید علت ترس او را ریشهیابی کنید. ببینید دوست خوبم اختلال اضطراب جدایی در هر سنی در کودکان ممکن است وجود داشته باشد ولی کودکان در مدرسه بیشتر آن را تجربه میکنند.
همه بچهها به طور طبیعی به پدر و مادر خود وابستگی عاطفی دارند و این وابستگی در حد تعادل مشکلی برای آنها ایجاد نمیکند. اما گاهی بعضی از مادران کودکان را بیش از حد به خود وابسته میکنند و بدون اینکه بخواهند یا بدانند از کودک خود شخصیتی منفعل میسازند که حتی قادر نیست زمانی کوتاه دوری از مادر را تحمل کند. پس در مرحله اول باید روی رفتار خودتان و همسرتان مطالعه کنید. افراطی بودنبیش از حد حمایت کنندهبودن، مضطرب بودن، بیش از حد عاطفی بودن، وسواسی و کم تحمل بودن و بالاخره موشکاف بودن همه از نشانههای پدر و بخصوص مادرانی است که فرزندانی بیش از حد وابسته به خود دارند.
از طرف دیگر ترس از رفتن به مدرسه بیشتر از آن که علت شخصیتی و عاطفی داشته باشد، ناشی از یادگیری است. بنابراین باید به رفتار خود با کودکتان دقت کنید، شاید عامل اصلی ترس او را پیدا کنید. البته بررسی شرایط او هم در مدرسه میتواند مفید باشد اما از آنجا که شما به ترس او قبل از ورود به مدرسه اشاره کردید بیشتر از هر کجا در خانه و در میزان وابستگیهایتان باید عامل این ترس را جستجو کنید.
آزاده تنها