حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کافی است در هر شهری که ساکن هستید، سری به انجمنها و جلسات ادبی بزنید تا ببینید چند نفر از حاضران در جلسه را بانوان تشکیل میدهند.
نکته دیگری که درباره حضور پررنگ بانوان در شعر امروز معروف است، حذف تدریجی و خاموش شدن آتشفشان شعری آنها پس از ازدواج است که البته این سنت دیرینه هم در سالهای اخیر و بخصوص با پیوندهای شاعرانه تا حدودی کمرنگ شده است و در این زمینه لیلا کردبچه نمونه خوبی است ؛ بانوی جوان و خوشذوقی که تجربه سرودن را مدت زمان زیادی است آغاز کرده و سرودههایش نیز معمولا حرکتی رو به جلو و خلاقانه دارند.
برخورد هوشمندانه با زبان که البته همراه با بهکارگیری زبان ساده و نگاه متفاوت در جزئیترین رخدادها و حتی گاه دمدستیترین حوادث پیرامون است، تقریبا 2 مولفه اصلی شعرهای کردبچه را تشکیل میدهند و به نوعی میتوان گفت کردبچه بیشتر در شعرهایش تلاش میکند با تغییر جا و وارونه کردن نظام علّی و معلولی اطراف و همراه کردن آن با زیباییشناسی خاص خود، شعری از جنس روزگار ما بسراید. با هم چند شعر از او را در ادامه میخوانیم.
1
هربار میخندی
تعادل این شهر به هم میخورد
اما بخند
زندگی را
برای از نو ساخته شدن بهانهای باید
2
عطر تنت را
در شیشههای رنگی کوچک میفروشند
و قسم میخورند تازه از آن سوی آبها آمدهای
قرار نبود وقتی قهر میکنی
اینگونه دلت را به دریا بزنی و بروی
3
گفتی میآیی
و یاد اخبار هواشناسی افتادم
که لذت بارانهای بیهنگام را میبرد
گفتی میآیی
و یاد تمام روزهایی افتادم
که بیهوده چتر برداشته بودم
4
دکترها میگویند
دیدنت برای ناراحتی قلبیام خوب است
دکترهای بیچاره چقدر درس خواندهاند
تا بفهمند
دیدنت برای ناراحتی قلبیام خوب است
سینا علی محمدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....