به بهانه برپایی جشنواره نوآوری و پژوهش در مدیریت شهری به سراغ او رفته ایم تا ببینیم ارزیابیاش از مبحث زیباسازی بافت شهری تهران چیست.
فکر میکنید پژوهش برای زیباسازی چطور باید باشد و چه المانهایی باید داشته باشد؟
بیش از آن که به زیباسازی فکر کنیم باید به شرایط موجود فکر کنیم که چه چیزی موجب میشود ما احساس میکنیم باید زیباسازی باشد. چرا در متون کهن ما کسی سخن از زیباسازی به این معنا بر زبان نمیآورد، چون آن زمان میان هنرمندان، معماران و صنعتگران تعامل وجود داشت و همه از یک آبشخور فرهنگی، ذهنی و معنایی واحد تغذیه میشدند.
یعنی از نظر شما ناخودآگاهی جمعی تاریخی این حس زیبایی شناختی و جمال شناسی مشترک را به دنبال داشته است؟
اگر بخواهم مثال عینیتر بزنم، میتوانم بگویم که اگر یک فضای شهری در جایی شکل میگیرد ، اگر تزئینات دیواری و مبلمان شهری از پایه در تعامل با هم صورت گیرد چیزی زشت باقی نمیماند که بخواهیم زیبایش کنیم. زمانی ما به سراغ زیبا سازی میرویم که سیاستگذاریهایمان جزء نگر باشد. مثل یک اثر نقاشی میماند که ترکیب بندی آن خراب است و دائم بخواهیم اجزا را درست کنیم؛ در حالی که وقتی در ارتباط با هم درست نشوند باز هم درکل دچار اشکال خواهند شد. برای این که وارد حوزه عملیتر شویم چند مثال در زمینه مسائل شهری خودمان میزنم. میدانیم که مثلا مجموعه نواب و شهرکهای فاز دوم کرج حوزههایی است که در سالهای نه چندان دور طراحی و ساخته شدهاند یا در مسیری که به رودهن منتهی میشود شهرک پردیس ساخته شده. ما میدانیم که تاریخ این مجموعه شهری دور و دراز نیست.در کنارش فضاهای متروی ده سالهای داریم. وقتی تمام این حوزهها را بررسی میکنیم میبینیم شهرساز یا معمار کارش راتمام میکند و بعد افرادی میآیند تزئین دیوار ومبلمان و حجم را به این مجموعه اضافه میکنند؛ در حالی که نگرش و جهان بینی یا دیدگاه مشترکی بین آنها وجود ندارد.
در نقاشیهای دیواری شهر چه وضعیتی حاکم است؟
در نقاشی دیواری شاهد بافتهای ناهمگونی در شهر هستیم، مثلا از میدان امام خمینی( ره ) تا میدان فردوسی شما کل تاریخ معماری جهان و کل تزئینات را میبینید! از ساختمان هخامنشی گرفته تا فرشتههای قاجار و آجرکاری و گچ کاری - اگر سیاستگذاریهای ما در بافت شهری اصلاح شود ما میتوانیم یک عنصر را در یک محله غالب کنیم و بگوییم مثلا در این محله اگر کسی فقط با آجر کار کند این قدر از مالیات معاف است. بعد از بیست سال میبینیم بافت آجری حاکم میشود. در یک محله دیگر بگوییم با سنگ سفید کار کنند .در واقع یک نوع همگونی بدهیم و در این همگونی تنوع هم ایجادکنیم. متاسفانه ما در میدان شهدا یا نزدیک ترمینال شرق در بافت بسیار ساکن برجهای عمومی میبینیم. یکدفعه در مقابل مان ساختمانهای دو، سه، ده یا بیست طبقه بالا رفته است ! منهای این که حیاط خانهها نمایان میشود و نا امنی بصری ایجاد میکند،از نظر تصویری جای کار زیاد دارد. به نظر میرسد که معماران و شهرسازان و نقاشان و مجسمه سازان جزء جزء کار میکنند و زیبایی سازی پیرامون را محترم نمیشمرند. اگر یاد بگیریم در شهرها حتی به بهانه زیباسازی، یک ناهنجاری به ناهنجاریهای موجود اضافه نکنیم کار بزرگی انجام دادهایم.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)