در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بماند که یکی از دوستان، بعد از دیدن آقایی که همسرش مهرش را به اجرا گذاشته بود، در به در دنبال تلفن میگشت که از عیال مربوطه بابت اندک دلخوری صبح دلجویی کند.
برای ابراز شهادت و اثبات مستمندی همکارمان خدمت منشی دادگاه رسیدیم، بعد از ثبت مشخصات ما از داراییهای همکارمان پرسید، هر چی گفت، ما گفتیم ندارد. بنده خدا کارمند
است!
خدمت قاضی محترم دادگاه رسیدیم سوگند خوردیم که راست میگوییم و بنده خدا کارمند است و ندارد و ندارد و ندارد.
این هم بماند که یکی دیگر از دوستان برای گفتن سه کلمه سوگند، بین هر کلمه، سه بار پرسید، الان چی بگم؟ داشتیم از دادگاه خارج می شدیم، قاضی خطاب به ما گفت: دادن شهادت دروغ جرم
است.
در مسیر برگشت به محل کار از پنجره ماشین به آسمان خیره شده بودم، یاد دخترک و پسرکی افتادم که با دستههای گل به دادگاه آمده بودند تا شاید مادرشان را با خود به خانه ببرند، نگاهم از آسمان به پایین سر خورد، چشمم به تابلو بانک افتاد. یاد همین دوستمان افتادم که تنها در دادگاه به امان خدا ولش کرده بودیم، چند وقت پیش به وام نیاز داشت، رفتیم بانک شهادت دادیم که وضعش خوب است و الحمدالله کارمند است و آقای بانک! نگران باز پرداخت اقساط وامتان
نباشید.
تمام دیروز را به حرف قاضی فکر میکردم که: «دادن شهادت دروغ جرم است.» الان ماندهام که بابت اینکه گفتم بنده خدا کارمند است و ندارد، مجازت میشوم یا اینکه الحمدالله کارمند است و وضعش خوب است و اقساطش را میدهد؟
مهیار عربی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: