مستندسازی و امنیت روانی شهروندان

تصور کنید یک روز در حالی که مشغول کارهای روزانه خودتان هستید و در ذهن برای کارهای پیش رو برنامه‌ریزی می‌کنید، در حیاط خانه را باز می‌کنید تا روز را خارج از خانه آغاز کنید. در خانه را که باز می‌کنید، سه نفر را پشت در می‌بینید، یک آقا که دوربین روی شانه دارد و در حال تصویربرداری از در خانه شماست، یک آقای میکروفن به دست که کنار تصویربردار و کنار زنگ ایستاده و یک پلیس که آنطرف‌تر ایستاده بدون این‌که از آیفون تصویری دیده شود. حال خود را تصور کنید و ذهن خودتان را که چه جوری یک باره به‌هم می‌ریزد.
کد خبر: ۳۰۸۶۳۷

مرد میکروفون به دست سلام می‌دهد و بدون توجه به حضور شما زنگ در خانه را می‌زند. شوکه می‌شوید و در را می‌بندید و آنها را به حال خود می‌گذارید و می‌روید اما یک سوال شما را به طرف خانه‌تان برمی‌گرداند. اینها چه کسی هستند و دارند مقابل خانه شما چه می‌کنند؟ جواب این سوال را آقای میکروفن به دست می‌دهد: ما داریم برای تلویزیون یک گزارش آموزشی می‌سازیم. بایستید نگاه کنید. بعد زنگ یکی از واحدها را می‌زند، یکی از خانم‌های همسایه جواب می‌دهد، گزارشگر می‌گوید مامور سازمان آب هستم در را باز کنید و در خانه باز می‌شود. گزارشگر می‌گوید: دیدید؟ همسایه شما از کجا متوجه شد که من واقعا مامور سازمان آب هستم؟ این برنامه را می‌سازیم که به مردم آموزش بدهیم. می‌گویم شما با مدیر ساختمان هماهنگ کردید که در خانه‌ها را می‌زنید...؟ آقای پلیس جلو می‌آید و می‌گوید: امنیت ساختمان شما کاملا تامین است. اینها با مجوز کار می‌کنند... بازگو کردن بقیه صحبت ما شاید برای شما خسته‌کننده باشد.

مثلا این‌که آنها گفتند خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان هستند. کارت نشان دادند و وقتی بهشان گفتم با همه اینها باید با مدیر ساختمان هماهنگ می‌کردید، آن وقت پسر جوان گزارشگر گفت: آن وقت برنامه ما آموزشی نمی‌شد چون دیگر مستند واقعی نبود. دیدم خوب دارد درس پس می‌دهد حتما استادش به او بقیه انواع مستند را درس داده است. پلیس هم مرتب از امنیت ساختمان می‌گفت و این که مطمئن باشید کسی وارد ساختمان شما نمی‌شود. اما واقعیت این است که مهم‌تر از امنیت ساختمان امنیت روانی مردم است؛ مردمی که آنها را شهروند تعریف کرده‌اند و همه تلاش دولتمردان و مسوولان مملکت این است که امنیت روانی این شهروندان را تامین کنند.

اما انگار استاد این جوان از تنها چیزی که برایش نگفته بود امنیت روانی است. من به عنوان شهروند چه گناهی کرده‌ام که در خانه‌ام را که باز می‌کنم با سه نفر مواجه شوم که با ژست خود مرا مبهوت می‌کنند و انواع سوال را برایم به وجود می‌آورند. بخصوص آقای پلیس که با دیدن او در پشت در خانه اولین چیزی که در ذهنم خطور می‌کند این است که حتما اتفاق بدی افتاده است.

برنامه‌های آموزشی تلویزیون سهم زیادی در آموزش همگانی دارند. سوژه‌ای که این جوان برای گزارش خود انتخاب کرده است سوژه خوبی است اما این آموزش به چه قیمتی است؟ اول به هم ریختن ذهن یک شهروند و بعد ترمیم آن. استاد این جوان یا حتی پلیس که نیروی انتظامی که او را همراهی کرد، تا امنیت ساختمان را تامین کند می‌توانستند به این جوان بگویند که امنیت روانی مردم به اندازه امینت مالی آنها مهم است. بهتر است آنها وقت بگذارند ابتدا با مدیر ساختمانی که می‌خواهند از در و پیکر آن تصویربرداری کنند، هماهنگ کنند و او از ساکنان خانه بخواهد تا با این گروه همکاری کنند. این کار شاید در وهله اول زمانبر باشد اما باعث می‌شود حریم ذهنی مردم تخریب نشود. می‌دانیم که در سراسر دنیا روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به ساخت برنامه‌هایی که به دوربین مخفی معروف هستند، اعتراض دارند چون بر این باور هستند که این برنامه‌ها بدون اجازه مردم حریم ذهنی آنها را به هم می‌زنند و باعث ایجاد بدبینی آنها به رسانه می‌شوند بنابراین بد نیست گزارشگران جوان رسانه‌های کشور ما هم از ابتدای راه اصول اولیه را بشناسند و بعد به شهرت و تاثیر‌گذاری برنامه‌هایشان فکر کنند.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها