حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حمید خواستگار سمیه بود و قرار بود با هم ازدواج کنند، روزبه هم با حمید دوست بود. وقتی به مکان خلوتی رسیدیم، روزبه خواست سیگار بکشد ما توقف کردیم، یکدفعه سه پسر جوان که یکی از آنها همان مقتول است به سراغمان آمدند و به من و برادرزاده ام حرفهای نامربوطی زدند، روزبه و حمید هم فقط به آنها نگاه کردند، وقتی سمیه را کشیدند، مجبور شدم از او و خودم دفاع کنم. از طرفی یوسف (مقتول) هم به من حمله کرد. دو نفر مرا گرفته بودند که نفر دیگر سمیه را ببرد. من هم چاقویی به دست یکی از آنها زدم و فرار کردم و سمیه را نجات دادم، اما باز هم به طرفم حمله کردند و ضربه دیگری زدم و یوسف غرق خون شد و من و سمیه فرار کردیم.من از ناموسم دفاع کردم و هیچ انگیزه دیگری برای قتل نداشتم.
مادر یوسف نیز در دادگاه گفته بود: پسرم ظهر در خانه بود، او حمام کرد و بعد هم ناهار خورد و برای دیدن دوستانش بیرون رفت، هنوز یک ساعت نگذشته بود که من جسد پسرم را تحویل گرفتم.
محمود یکی از سه پسری که به نازنین و برادرزادهاش حمله کرده بود نیز در توضیح حادثه گفت: من و دوستم سلمان روز حادثه از خانه بیرون رفتیم و به سمت پمپ بنزین حرکت کردیم. میخواستیم بنزین بزنیم و برگردیم. در راه برگشت بودیم که دو پسر و دو دختر را دیدیم، من به سلمان گفتم توقف کند تا با آنها صحبت کنیم. مشغول صحبت بودیم که یکدفعه یوسف به ما ملحق شد. او دوست ما بود و برای اینکه ما را پیدا کند دنبالمان آمده بود، بین یوسف و نازنین جر و بحث پیش آمد، نازنین میخواست فرار کند، اما یوسف مانع شد.
او از پشت کاپشن نازنین را کشید و او را از روی موتور به زمین انداخت. آنها دوباره با هم درگیر شدند، سمیه برادرزاده نازنین مرا دنبال کرد من هم آجری به طرفش پرت کردم.یوسف او را به زمین پرت کرد. نازنین فکر میکرد ما میخواهیم به او و برادرزادهاش حمله کنیم، به همین خاطر پیاده شد و بعد از فحاشیهای زیاد به طرف یوسف حمله کرد. من داشتم فرار میکردم که دیدم یوسف روی زمین افتاد . به طرفش رفتم تا کمکش کنم . او غرق خون بود. وقتی هم به بیمارستان رساندیمش فوت شد.هیات قضات بعد از شنیدن حرفهای طرفین پرونده عمل نازنین را مصداق دفاع مشروع دانستند و او تبرئه و آزاد شد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....