درباره فیلم کمال‌الملک ساخته زنده‌یاد علی حاتمی

تجلیل از نقاش ایرانی

«هنر مزرعه بلال نیست که هر سال محصولش بهتر شود. از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی‌ ای ای... سوسو می‌زنند.» «من خلاقم، در دیار کلام غریبم. آرزو طلب نمی‌کنم، آرزو می‌سازم»! یادتان هست که این دیالوگ‌ها متعلق به چه فیلمی است؟ حتی اگر هم نام فیلم به یادتان نیاید یا حتی اگر آن را ندیده هم باشید، قطعا اگر با سینمای مرحوم علی حاتمی آشنایی داشته باشید، بعید است که به یاد سبک نوشتاری او در زمینه دیالوگ‌پردازی نیفتید؛ سبکی که در تمام آثار او جلوه‌ای منحصربه‌فرد داشت، از جمله در همین فیلمی که نامش کمال‌الملک است.
کد خبر: ۳۰۷۲۴۷

کمال‌الملک فیلمی بیوگرافیکال است. این ژانر سینمایی شامل شیوه‌ای است که در آن زندگی و شرح احوال بزرگان تاریخ در عرصه‌های مختلف علم، مذهب، هنر، سیاست، ورزش و... مرور می‌شود و البته ممکن است خیلی هم منحصر به تاریخ قدیم نباشد و شرح احوال معاصران را هم در برگیرد. این ژانر در تاریخ سینما فیلم‌های فراوانی را به خود اختصاص داده است، اما در سینمای ایران اقبال چندان پررنگی بدان صورت نپذیرفته است که البته دلایل اجتماعی خاص خودش را دارد و بررسی آن از هدف و حوصله این نوشتار خارج است. اما یکی از کسانی که در سینمای ما در این خصوص همت فراوان به خرج داده است زنده یاد علی حاتمی است. فیلم‌هایی نظیر ستارخان، حاجی واشنگتن، فیلم ناتمام جهان پهلوان تختی و سریال سلطان صاحبقران از جمله این آثار است و البته جدا از آن می‌توان در سریال هزاردستان و نیز فیلم سینمایی دلشدگان هم جلوه‌هایی روشن از تاریخ زندگی و فعالیت بزرگان سیاست و هنر این دیار را به تماشا نشست. البته حاتمی شیوه خاص خود را در تاریخ‌پردازی داشت و مانند بسیاری دیگر از فیلمسازان که در جنبه‌های تاریخی کار می‌کنند (مثل الیور استون که فیلم‌هایی مانند جی. اف. کی و نیز نیکسون را ساخته است)، همواره از جانب مورخان متهم می‌شد که چرا مقید و متعهد به روایت مو به مو از این دانش و میراث بشری نیست. اما این بحثی دامنه‌دار در عرصه تعامل بین سینما و تاریخ است و هنرمندان و سینماگران نیز بیش از آن که خود را وفادار به جزئیات تاریخی بدانند، نسبت به آن چه که روح تاریخ نامیده می‌شد احساس مسوولیت می‌کنند و در مابقی جنبه‌ها تحت تأثیر اقتضائات دراماتیک و شیوه‌های بیانی سینمایی، تغییراتی را انجام می‌دهند.

فیلم کمال‌الملک همان‌طور که از عنوانش پیداست، مربوط به زندگی نقاش معروف ایرانی، محمد غفاری معروف به کمال‌الملک است. او در سال 1227 در کاشان متولد شد و پس از پایان دوره ابتدایی برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون ثبت‌نام کرد. ناصرالدین شاه پس از آن که او را به دربار خود آورد به سبب مهارتش در امر نقاشی لقب کمال‌الملک را به وی اعطا کرد و او نیز اولین بار، تابلوی تالار آینه را که 7 سال وقت خود را صرف کشیدن آن کرده بود با همین نام امضا کرد. پدر و عموی او نیز از نقاشان صاحب نام دوره قاجاریه بودند. کمال‌الملک زمانی پایش را به اروپا گذاشت که اوج رونق مکتب مدرن در نقاشی بود، اما او ترجیح داد در موزه‌ها روی آثار کلاسیک وقت صرف کند، آن سان که بیش از 12 تابلو از آثار نقاشان کلاسیک مثل رامبراند را بازسازی کرد. بعد از سفر اروپا و در مراجعت به ایران اوضاع سیاسی چنان بود که کمال‌الملک ترجیح داد به جای اقامت در کشور، راهی زیارت عتبات عالیات شود. تابلوهایی مانند زرگر بغدادی و شاگردش و میدان کربلای معلی و چند تابلوی دیگر حاصل همین سفر است. کمال‌الملک پس از بازگشت از سفر کربلا، مدرسه صنایع مستظرفه را تاسیس کرد. در پی روی کار آمدن رضا خان، دوران کمال‌الملک هم به سر آمد چرا که او دستور رضا شاه را برای کشیدن تصویر ولیعهد نپذیرفت. کمال‌الملک در اواخر عمر خود به نیشابور رفت و بر اثر حادثه‌ای زمین خورد و عینکش شکست و در چشمش فرو رفت و بعد از آن دیگر نتوانست به هنر نقاشی بپردازد، در پی این محرومیت، سرانجام در سال 1319 دیده از جهان فروبست. با کار او جریان 200 ساله تلفیق سنت‌های ایرانی و اروپایی به پایان می‌رسد و سنت طبیعت‌گرایی اروپایی در قالب نوعی هنر آکادمیک تثبیت می‌شود.

علی حاتمی که در اوایل دهه 1360 روی این ماجرای تاریخی کار کرد در گفتگویی راجع به انگیزه‌اش گفته بود: «می‌خواستم با علم و آگاهی و خیال قبلی یک رشته فیلم در ابتدا یک سه‌گانه راجع به هنرهای ایرانی بسازم. اولینش خوشنویسی بود و دومی درباره نقاشی و سومی موسیقی بود.... انتخاب کمال‌الملک به عنوان نقاش سرآمد و شاخص از این نظر بود که باورهای توده نیز بر آن صحه می‌گذاشت... یکی دیگر از نکاتی که درباره انتخاب کمال‌الملک جالب و مد نظر بود، شخصیت فرهنگی و اهمیت سیاسی و اجتماعی او بود... هدف من تجلیل از نقاش ایرانی و نقاشی ایرانی بود.» در این فیلم 122 دقیقه‌ای حکایت نقاش ایرانی چنین روایت می‌شود که محمد غفاری (جمشید مشایخی)، مشهور به کمال‌الملک، به سمت نقاش‌باشی دربار ناصرالدین شاه قاجار (عزت‌الله انتظامی) پذیرفته می‌شود. او پس از چند صباحی لقب کمال‌الملک می‌گیرد. در دربار ناصرالدین شاه جواهرات سلطنتی توسط کامران میرزا (پرویز پورحسینی) ربوده می‌شوند. کمال‌المک به اتهام دزدی جواهرات مورد اهانت و بازجویی قرار می‌گیرد، اما سرانجام توسط اتابک اعظم (محمدعلی کشاورز) از اتهام مبرا می‌شود. پس از ترور شاه و تاجگذاری مظفرالدین شاه (علی نصیریان)، کمال‌المک برای تکمیل هنرش به اروپا می‌رود و در بازگشت به مشروطه‌خواهان می‌پیوندد. کمال‌المک بعد از امضای فرمان مشروطیت و مرگ مظفرالدین شاه از دربار فاصله می‌گیرد و سال‌ها بعد پیشنهاد رضاشاه (داوود رشیدی) را برای همکاری رد می‌کند. او در سن کهولت تبعید می‌شود و به مرگ طبیعی در می‌گذرد.

زمانی که فیلم به اکران اولش درآمد واکنش اغلب منتقدها چندان بدان مثبت نبود. فیلم اگرچه در سومین جشنواره فیلم فجر به خاطر دیالوگ‌پردازی در فیلمنامه مورد تقدیر قرار گرفته بود و جمشید مشایخی هم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شده بود، اما کارشناسان به فیلم ایرادهای متعددی می‌گرفتند. یکی از بارزترین این ایرادها، عدم تقید حاتمی به واقعیت‌های تاریخی بود. مثلا در تاریخ آمده است که اهدای لقب کمال‌الملک به نقاش، سرقت جواهرات و نیز پایان کار تابلوی تالار آینه هر‌یک در 3 تاریخ جداگانه در فواصل چند سال رخ داده‌اند اما در فیلم حاتمی همزمان روایت شده‌اند. همچنین برخلاف ادعای فیلم، تاریخ درباره همکاری یا تمایل کمال‌الملک با مشروطه خواهان ساکت است. برخی نیز از این که هیچ رویکردی به زندگی شخصی کمال‌الملک در فیلم یافت نمی‌شود آن را نشانه عدول از قواعد ژانر بیوگرافیکال دانسته‌اند. برخی منتقدها هم از آشفتگی در شخصیت‌پردازی نقاش ایراد گرفته‌اند و گفته‌اند در هر سکانس و فصل او یک جور ساز می‌زند و معلوم نیست طرف درباریان است یا مردم یا انقلابیون یا هرکس دیگر. البته در این میان برای کسانی هم که نوع دیالوگ‌پردازی حاتمی را نمی‌پسندیدند، طبعا گفتگوهای فیلم کمال‌الملک هم واجد ایجاز لازم نبوده است. یکی از منتقدانی که صریحا از رویکرد فیلم به تاریخ ایراد فراوان گرفت منتقد پیشکسوت، دکتر هوشنگ کاووسی بود.

اما با گذر زمان تا حدی از شدت حمله به این کار حاتمی فروکاسته شد و حتی در جریان جشنواره هفدهم فیلم فجر که طی برنامه‌ای جنبی توسط خانه سینما قرار شد از آثار برتر سینمای ایران بعد از انقلاب تقدیر به عمل آید، فیلم کمال‌الملک در رده فیلم‌های تاریخی مقام برتر را کسب کرد و به عنوان بهترین فیلم تاریخی سینمای ایران شناخته شد. انصاف آن است که اگر از برخی مختصات روایی و تاریخی صرف نظر کنیم، سبک دیداری حاتمی تا حد زیادی، واجد اصول خاص زیبایی شناسانه‌ای بود که در تلفیق با نقاشی حرکت می‌کرد و فیلمی هم که راجع به نقاشی است طبعا در این بین مختصات بارزتری خواهد داشت. مرحوم حاتمی حتی ثبات یا حرکت دوربینش و نیز رنگ‌آمیزی و چیدمان عناصر میزانسن‌هایش را بر حسب این اسلوب خاص پیش می‌برد.

جدا از اینها فیلم دارای هنرنمایی‌هایی نیز از بازیگران اصیلی همچون جمشید مشایخی و عزت‌الله انتظامی است. مشایخی خود درباره بازی‌اش در این فیلم در جایی گفته بود: «آن روزی که مرحوم علی حاتمی پیشنهاد نقش کمال‌الملک را به من داد بسیار خوشحال شدم و برای نزدیک شدن به شخصیت این هنرمند بزرگ با نوه‌های کمال‌الملک دیدار و گفتگو داشتم و مطالب بسیاری را درباره او خواندم. همچنین سراغ شاگردان کمال‌الملک رفتم تا هر چه بیشتر درباره ویژگی‌های او بدانم تا بتوانم حق مطلب را در ایفای این نقش بدرستی ادا کنم. در اثر مرحوم علی حاتمی زندگی کمال‌الملک از کودکی روایت شد و پایان قصه زمانی که قالیچه‌ای که همکارش بافته است را می‌بیند می‌گوید تو هنرمندی نه من که یک بار زیر پاهایم را نگاه نکردم و حالاجمشید مشایخی پس از چند دهه در نقش کمال‌الملک، روایتگر رفتار و برخورد وی با سلاطین بزرگ دوران مشروطیت شده است و با هر کدام از این سلاطین یک سکانس دارد.» اما عزت‌الله انتظامی از زاویه‌ای دیگر به نقشش نگریسته بود: «در این فیلم میل نداشتم بازی کنم چون هیچ‌وقت از نقش شاه خوشم نمی‌آمد. شخصیت عصاقورت داده‌ای است که بازیگر را معذب نگه می‌دارد به خصوص این که جمشید مشایخی یک بار قبلا در سریال سلطان صاحبقران این نقش را بازی کرده بود و لزومی به دوباره کاری‌اش نمی‌دیدم. اما حاتمی گفت آیا نقش ناپلئون را فقط یک نفر باید بازی کند؟ دیدم راست می‌گوید. قبول کردم، در حالی که تصورم این بود که کار خوبی درنخواهد آمد.»

فیلم کمال‌الملک قرار است در جشنواره فیلم‌های زمستانی شبکه 4 به نمایش درآید، پخش این فیلم فرصت مناسبی است برای یادآوری ارزش‌های کار 2هنرمند که در عرصه هنرهای دیداری کار می‌کردند: مرحوم کمال‌الملک و شادروان علی حاتمی. به رغم همه حرف و حدیث‌های منتقدانه، دیدن مجدد این اثر قطعا لذتبخش خواهد بود؛ مخصوصا اگر پیکره تاریخ را در آن نه منجمد در یک زمان خاص بلکه جاری در روح زمانه معاصر هم بدانیم.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها