کنفرانس گوادلوپ

کنفرانس گوادلوپ به‌دعوت ژیسکاردستن، هنگامی تشکیل شد که خطر مداخله‌ شوروی برای بهره‌برداری از اوضاع بحرانی ایران در آغاز سال1979 جدی به‌نظر می‌رسید. روس‌ها تا اوایل تشکیل دولت نظامی و تا زمانی که هنوز امیدی به بقای رژیم سلطنتی در ایران وجود داشت به حمایت خود از رژیم شاه ادامه می‌دادند و اثری از تبلیغات ضد رژیم، یا طرفداری از انقلاب ایران در مطبوعات و رسانه‌های خبری شوروی دیده نمی‌شد، زیرا دولت شوروی علاوه بر روابط دوستانه‌ای که با رژیم شاه برقرار کرده بود، تشکیل یک حکومت مذهبی در ایران را به مصلحت خود نمی‌دانست و از استقرار چنین رژیمی در همسایگی جمهوری‌های مسلماننشین خود بیمناک بود.
کد خبر: ۳۰۶۸۹۶

 اما در اواخر آبان1357 که ناتوانی دولت نظامی در جلوگیری از گسترش حرکت‌های انقلابی آشکار شد و دامنه اعتصابات و تظاهرات گسترش یافت، دولت شوروی ناگهان سکوت خود را شکست و برژنف رهبر وقت شوروی روز 18 نوامبر 1978 (27 آبان1357) با ارسال پیامی به کارتر، آمریکا را از مداخله در امور ایران برحذر داشت. همزمان با ارسال این پیام برای کارتر، روزنامه پراودا ارگان رسمی دولت شوروی نیز ضمن مقاله‌ای درباره هرگونه مداخله خارجی در امور ایران هشدار داد و نوشت که هرگونه مداخله خارجی در امور ایران بخصوص دخالت نظامی در این کشور همسایه را عملی بر ضد امنیت خود تلقی خواهد کرد.

در نهایت در مقطعی که سراسر ایراندر تظاهرات و راهپیمایی علیه رژیم پهلوی بود و هر لحظه ضعف و انحطاط آن بیشتر نمایان می‌شد، سران چهار قدرت بزرگ غرب به پیشنهاد فرانسه، در جزایر گوادلوپ در شرق دریای کارائیب در آمریکای مرکزی گرد هم آمدند و به بررسی رویدادهای ایران و آینده آن پرداختند. در این کنفرانس، جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا، هلموت اشمیت، صدراعظم اسبق آلمان غربی، جیمز کالاهان، نخست وزیر انگلستان و ژیسکار دستن، رئیس‌جمهور وقت فرانسه، با هدف حفظ منافع خود در ایران، به تبادل نظر پرداختند. کارتر معتقد بود، به علت وضعیت حاکم بر ایران، دیگر امکان حمایت از شاه وجود ندارد. وی توانست، سران سه کشور دیگر حاضر در گوادلوپ را با خود همراه سازد و برای ارتباط با دولت بعد از رژیم پهلوی، به برنامه‌ریزی بپردازند. ضمن آن که ژیسکار دِستن امیدوار بود با توجه به حضور امام خمینی(ره) در فرانسه، بتواند نقش واسطه با نیروهای مخالف رژیم شاهنشاهی را ایفا نماید. با شکل‌گیری این کنفرانس و سپس نتایج آن، محمدرضا پهلوی که تصمیم به خروج از ایران داشت، کار خود را به کلی تمام شده دید و متوجه شد که دیگر حمایت‌های پیشین غرب برای او و رژیم شاهنشاهی وجود ندارد.

منابع:

1 - مدنی، سیدجلال‌الدین؛ تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1362، ج 2، ص 2.308 -طلوعی، محمود؛ داستان انقلاب، تهران، نشر علم، 1375، ص 3.389 - ونس، سایروس؛ و برژینسکی، زبیگنو؛ توطئه در ایران، ترجمه محمود طلوعی، تهران، انتشارات هفته، 1362، ص 122.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها