حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
شاید یکی از دلایل اصلی شکلگیری این جریان، وضعیت نابسامان ایران بعد از حوادث جنگ جهانی دوم باشد. در شرایط بحرانی آن روز، در حالیکه غارتگران مشغول تاراج سرمایههای کشور بودند برخی از صاحبان افکار انحرافی در حوزه فرهنگ، دین و اعتقادات مردم را زیر سوال میبردند و بخش اعظمی از توان علمی استادان حوزه نیز برای پاسخگویی به شبهاتی بود که همزمان با وزش نسیم اروپا و نشر آزادانه ایدههای کمونیستی، ناسیونالیستی و سکولاری حیات فرهنگی جامعه ایرانی را به مخاطره افکنده بود. تنها حضور گروه فداییان اسلام بود که ضربات سهمگینی را بر پیکر اشغالگران وارد کرد.سیدمجتبی میرلوحی صفوی، از روحانیون مبارز و رهبر جمعیت «فدائیان اسلام»، در سال 1303 شمسی در تهران متولد شد. وی پس از خروج رضاخان از کشور به فعالیتهای سیاسی روی آورد. سخنرانی وی علیه دولت قوامالسلطنه در 17 آذر 1321 (در حالی که 18 سال بیش نداشت) اولین مبارزه وی علیه حکومت پهلوی محسوب میشد. در پی این سخنرانی و تهییج دانشآموزان دیگر مدارس و همراهی عدهای از مردم ناراضی، تظاهراتی در مقابل مجلس شورای ملی علیه قوام برگزار شد که با مداخله و تیراندازی پلیس، دو نفر شهید شدند. این حادثه اثر عمیقی در شخصیت سیدمجتبی گذاشت و او را در راه مبارزه با حکومت پهلوی مصممتر ساخت.. در سال 1322 او به نجف رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت.
وی فقه و اصول و تفسیر را از استادانی چون علامه امینی، حاج آقا حسین قمی و آقا شیخمحمد تهرانی آموخت. او در نجف، یکی از آثار احمد کسروی را که در آن به یکی از امامان معصوم(ع) توهین شده بود مطالعه کرد و چون برخی از مراجع نجف کسروی را مرتد دانستند، از این رو به ایران بازگشت تا کسروی را از آن کار بازدارد. وی پس از چند جلسه بحث و گفتگو با کسروی، وی را عنصری بیدین یافت. در مرحله بعد به کمک حاج سراج انصاری، شیخ قاسم اسلامی، شیخ مهدی شریعتمداری و جمع دیگری از فضلا و نویسندگان تهران «جمعیت مبارزه با بیدینی» را تشکیل داد. اما این جمعیت علیرغم تماسها و مذاکرات متعدد نتوانست کسروی را از دینستیزی و اغفال جوانان باز دارد. به همین دلیل نواب صفوی پس از آنکه در آخرین ملاقات خود با کسروی، توسط او و گروه مسلح همراهش تهدید شد، مصمم گردید وی را از میان بردارد. بدین منظور با تهیه پول از دو نفر از روحانیون - سید اسدالله مدنی و آقا شیخ محمدحسن طالقانی - کسروی را در 23 اردیبهشت 1324 در میدان حشمتیه تهران ترور کرد، اما کسروی جان سالم به در برد و نواب دستگیر و زندانی گردید. به درخواست علمای ایران و نجف پس از 2 ماه، با قید کفالت آزاد شد. نواب، پس از آزادی از زندان، طی اعلامیهای جمعیت «فدائیان اسلام» را تشکیل داد. وی در این اعلامیه برادری، استقامت و اتحاد را خط کلی جنبش فدائیان اسلام؛ رسیدن به حاکمیت اسلام و قرآن را هدف اصلی جنبش؛ و شهادت و انتقام و قصاص را روش اصلی مبارزه معرفی کرد. فدائیان اسلام از زمان پیدایش تا زمانی که با اعدام رهبر این جمعیت در سال 1334 از هم فروپاشید در بسیاری از مناطق ایران فعالیت داشتند. آنان با اقداماتی چون اجتماع و تظاهرات روز جمعه 31 خرداد 1327 در مسجد سلطانی به پشتیبانی مردم فلسطین و تشکیل دفاتری برای ثبتنام و اعزام نیرو به فلسطین اشغالی، ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار وقت در 13 آبان 1328، مخالفت با آوردن جسد رضا شاه به قم، ترور رزم آرا در 16 اسفند 1329، تحصن در زندان قصر در 21 دی 1330، ترور سید حسین فاطمی معاون نخست وزیر و مخالفت با پیمان نظامی سنتو و ترور نافرجام حسین علاء موجودیت خود را اعلام کردند و بر جریانهای سیاسی تاثیر گذاشتند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....