حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مثل هر مدیر دیگری، منتقدان و موافقان بسیاری دارد. برخی طرحها و برنامههایش موفق بوده و تعدادی از آنها شکست خورده است. امروز که به پشت سر نگاه میاندازد و گذشته را بررسی میکند، به یک جمله میرسد و تکرار میکند که ساختار مدیریتی تئاتر کشور نسبت به توانایی هنرمندان آن کوچک است و نیاز به بازنگری دارد.
به پیش رو که نگاه میکند، جشنواره تئاتر فجر را در همین نزدیکی میبیند که شرایط برگزاری امسالش، حرف و حدیثهای بسیاری را به دنبال داشته است. چند روز دیگر ، بیست و هشتمین دوره این رویداد تئاتری آغاز میشود و او با تاکید میگوید که شرایط ویژهای بر آن حاکم نیست و مثل هر سال دیگر با حضور عدهای و غیبت تعدادی دیگر از هنرمندان برگزار خواهد شد.
گفتگو با حسین پارسایی را در دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر انجام دادیم؛ وقتی دفتر کارش شلوغ بود و رفت و آمدها و زنگ تلفنها نشان از آن داشت که مراحل مقدماتی برپایی این دوره از جشنواره به اوج خود رسیده است.
تئاتر ضرورت است، چیزی شبیه نان. با این جمله تا چه اندازه موافق هستید و آیا هنرهای نمایشی در کشور ما جایگاه واقعیاش را پیدا کرده است؟
برای پاسخ به این پرسش اجازه دهید به جای پرداختن به بحثهای کلی و نظری، به سراغ جزییات و مصداقها برویم. وقتی از ارزیابی جایگاه امروز تئاتر کشور صحبت میکنیم، سنجشی نسبی مدنظر ماست که با مبدا و مقصد و جزییاتش معنی پیدا میکند.
منظور من هم این است که تئاتر به نسبت گذشته در نگاه و عملکرد مدیران و مسوولان نهادهای فرهنگی و هنری کشور آیا دچار پیشرفت شده یا عقبگرد پیدا کرده است. در سطح جامعه و استقبال مخاطبان هم باید این ارزیابی صورت بگیرد.
پس بگذارید از بحث سهم تئاتر از بودجه کشور شروع کنیم. در سال 1383، بودجه تئاتر کشور 2 میلیارد و 500 میلیون تومان بوده که امسال به 14 میلیارد و 600 میلیون تومان رسیده است. این به روشنی نشاندهنده ارتقای جایگاه تئاتر در بودجه کشور است.
با توجه به تورم و افزایش هزینههای دولتی در 5 سال گذشته، از این رقم خیلی هم نباید ذوق زده شویم.
ما هم نیستیم. این رشد بودجه خیلی فزاینده و تاثیرگذار بوده، اما نشاندهنده توجه مسوولان، مدیران و برنامهریزان ارشد کشور است و با توجه به توقف بودجه تئاتر در سالهای 79 تا 83، افزایش سالانه و 6 برابر شدن آن در طول 5 سال دلگرم کننده است.
برای سال آینده چه بودجهای در نظر گرفته شده است؟
پیشبینی شده است تا 2 برابر افزایش یابد که البته باید منتظر تصویب و ابلاغ بودجه سال آینده ماند.
به این ترتیب از نظر حمایت اقتصادی و مالی میتوان گفت تئاتر کشور جایگاه بهتری پیدا کرده است.
در چشم جامعه و از نظر استقبال مخاطب چطور؟
از این منظر هم من به آمار و ارقام استناد میکنم. میانگین تماشاگران تئاتر در سال 1386، 4 میلیون تماشاگر بوده که برای سال 1387، 30 درصد افزایش پیدا کرده و از مرز 5 میلیون و 500 هزار تماشاگر گذشته است.
با توجه به ظرفیت سالنها و تعداد نمایشهای روی صحنه رفته این عدد چندان درست به نظر نمیآید.
چون تعریفی که از تئاتر دارید، تنها محدود به تالارهای نمایشی رسمی و دولتی و اجراهای عمومی است. در حالی که وقتی ما از هنرهای نمایشی صحبت میکنیم، تئاتر خیابانی، اجراهای گروههای آزاد، جشنوارهها و آثار مناسبتی را هم در برمیگیرد.
این افزایش در تعداد دانشجویان تئاتر و ظهور چهرههای جدید در این عرصه هم مشهود است که بیشک در آینده تاثیرات مثبتی از خود به جای خواهد گذاشت. تئاتر دانشگاهی در گذشته جدا از جریان اصلی هنرهای نمایشی کشور بود، اما امروز به بدنه حرفهای تئاتر کشور وصل شده است.
این افزایش مخاطبان بیشتر در برگیرنده کدام اقشار یا طبقات جامعه است؟
مردم کوچه و بازار چندان شناختی از تئاتر ندارند و با آن آشنا نیستند. آنان این هنر را خاص و ویژه میدانند و چندان عادتی برای تماشایش ندارند. با این حال در چند سال گذشته با تنوع در رویکردهای موضوعی، تئاتر توانسته است مخاطبان بیشتری را به خود جذب کند.
منظورتان چه رویکردهای موضوعی است؟
برای مثال نمایشهایی که موضوعهای مذهبی دارند و در مناسبتهای خاص دینی روی صحنه میروند، تماشاگرانی را به سالنها میکشانند که تا به حال هیچگاه پای تئاتر ننشستهاند. این مخاطبان جدید بتدریج به تماشاگران دائمی و پر و پا قرص تئاتر تبدیل خواهند شد.
از سوی دیگر، نمایشهای کمدی توانستهاند بخشی دیگر از جامعه را با هنر تئاتر آشتی دهند و باعث رونق تالارها و سالنها شوند.
این که تعدادی از سالنهای سینما در تهران، آخرین سئانس خود را به نمایشهای کمدی و شادیآور اختصاص دادهاند و هر روز به تعداد آنها افزوده میشود، نشان از اقبال روزافزون تودههای مردم به این هنر دارد.
فکر میکنم مهمترین موفقیت در جذب مخاطب این بوده که پای تعداد زیادی از مدیران و مسوولان رده بالای دولتی و خانوادههایشان به تالارهای نمایشی باز شده و این اتفاق در تغییر نگاه آنان به این هنر موثر بوده است.
بیشک موجب گشایشهای زیادی در عرصه هنرهای نمایشی کشور شده است؛ اما به نظر من مهمترین اتفاق این است که اینک قدرت و دایره انتخاب مخاطب بیشتر شده و هر کس بنا به سلیقه و ذائقهاش میتواند نمایش مورد علاقه خود را انتخاب کرده و پای آن بنشیند.
حتی اگر بپذیریم تئاتر کشور در چند سال گذشته ارتقا پیدا کرده است، اما هنوز تا سقفی که میتواند برسد، فاصله زیادی دارد. در حال حاضر این هنر با چه کاستیها، موانع و کمبودهایی در راه پیشرفت خود روبهروست؟
مهمترین و جدیترین مشکل، کوچک بودن ظرف ساختاری مدیریت تئاتر کشور نسبت به توانایی و بضاعت هنرمندان آن است. یک اداره کل به هیچوجه نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای جامعه تئاتری ایران باشد.
این ساختار اداری یک روز مرکز هنرهای نمایشی بود که امروز به اداره کل تبدیل شده است و چه بسا در آینده به اندازه یک دفتر کوچک شود؛ اتفاقی که برای موسیقی و هنرهای تجسمی رخ داده است.
چگونه میتوان انتظار داشت یک خانواده 100 هزار نفری را با یک بودجه 7 میلیارد تومانی مدیریت کنیم.
بودجه امسالتان که 14 میلیارد تومان بوده است.
منظورم بودجه تولید تئاتر است. در واقع حدود 50 درصد بودجه کلی تئاتر کشور در اختیار هنرمندان برای تولید تئاتر قرار میگیرد. باقی بودجه صرف هزینههای عمرانی، جاری و پشتیبانی میشود.
با این بودجه اندک تولید، ما در خوشبینانهترین حالت تنها میتوانیم به 30 درصد تقاضاهای تولید تئاتر در سطح کشور پاسخ مثبت دهیم.
مهمترین مشکل ما همین است که قالب یک اداره کل برای قامت تئاتر کشور بسیار کوچک و تنگ است و اجازه رشد و پیشرفت به آن نمیدهد.
علاوه بر اداره کل هنرهای نمایشی، نهادها و ارگانهای دیگری هم در عرصه تئاتر هزینه و کار میکنند که میتوانند فعالیتهایشان را در این سازمان تازه تاسیس بگنجانند.
این آرزوی ماست که چنین شود. در حال حاضر اگر چه میپذیریم فعالیت و هزینه کردن هر نهاد و دستگاهی در عرصه تئاتر مغتنم است و به نفع این هنر تمام میشود، اما معتقدیم هماهنگ شدن آنها و پرهیز از موازیکاری میتواند ثمرات پربارتری به همراه داشته باشد.
برای مثال جشنوارههای متعددی برگزار میشود که میتوان آنها را در هم ادغام و هزینههای صرفهجویی شده را در راه تولید تئاتر صرف کرد.
در حال حاضر 180 جشنواره استانی، منطقهای، کشوری و بینالمللی تئاتر در کشور برگزار میشود که متولی آنها نهادها و سازمانهای گوناگون هستند.
در محاسبهای که چندی پیش انجام دادیم، متوجه شدیم از سوی مراکز گوناگون به طور تخمینی حدود 50 میلیارد تومان صرف امور تئاتر کشور میشود که اگر موازیکاریها، فعالیتهای تکراری و حیف و میلها را از آن حذف و همه بودجه را در یک مسیر و با برنامهریزی سازمان یافته خرج کنیم، تنها در عرض چند سال باعث تحولی بزرگ خواهد شد.
ما تا کی باید جزیرهای عمل کنیم و توان مالی و هنریمان را پراکنده سازیم و در یک راستا قرار ندهیم. همه این فعالیتها و بودجهها باید در دل سازمان بزرگ تئاتر گردهم آیند
ما تا کی باید جزیرهای عمل کنیم و توان مالی و هنریمان را پراکنده سازیم و در یک راستا قرار ندهیم. همه این فعالیتها و بودجهها باید در دل سازمان بزرگ تئاتر گردهم آیند تا باعث رشد و شکوفایی هنرهای نمایشی بویژه در شهرستانها شوند.
با بودجه فعلی اداره کل هنرهای نمایشی، سرانه هر هنرمند تئاتر کشور در طول سال 70 هزار تومان است. یعنی با این پول اندک باید همه هزینههای پشتیبانی، تولید، جاری و دستمزدها را پرداخت که به هیچوجه پاسخگوی نیازها نیست.
ساختار اداری این سازمان تئاتری چگونه خواهد بود؟
تمام ادارات و نهادهای فعال در حوزه تئاتر میتوانند عضوی در هیات امنای این سازمان داشته باشند و برنامهها و سیاستهای آن را بررسی و تصویب کنند. رئیس این سازمان هم مثل دیگر نهادهای مشابه از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب خواهد شد که زیر نظر و بر طبق برنامههای هیات سیاستگذاری یا امنا یا هر اسمی که میخواهید رویش بگذارید، کار خواهد کرد.
آنچه چند روز پیش برای تجمیع جشنوارههای دینی پیشنهاد کردید در همین راستاست؟
بله، چرا که یک جشنواره میتواند پاسخگوی تمام مضامین و موضوعهای مذهبی باشد و پول صرفهجویی شده از این راه را به سمت تولید تئاترهای دینی هدایت کرد.
برای همین، فاصله 10 روزه میان عیدقربان و عیدغدیر را پیشنهاد دادهایم تا در آن جشنوارهای بزرگ و جامع در حوزه موضوعهای دینی و مذهبی برگزار کنیم. در چنین رویدادی میتوان به همه مفاهیم و مضامین رضوی، علوی، مهدوی، فاطمی و... پرداخت و با پول صرفهجویی شده در مناسبتهای دینی چون محرم و صفر اجراهای عمومی زیادی را روی صحنه برد.
یکی دیگر از موانع رشد و ارتقای تئاتر ایران، انحصاری شدن آن در تهران است؛ آن هم در مجموعهای با عنوان تئاترشهر. چرا هنوز نتوانستهاید این مشکل را حل کنید؟
چون میل و خواست هنرمندان ما نیست و در برابر آن مقاومت میکنند. آنان نمیخواهند حتی 200 متر دورتر از تئاترشهر،کارشان را در تالار فارابی دانشکده هنر روی صحنه ببرند.
تمرکززدایی میتواند اقدامی بزرگ و تاریخی درعرصه تئاتر کشور باشد، به شرطی که هنرمندان هم از آن استقبال کنند.
خب برای ترغیب هنرمندان هیچکاری انجام ندادهاید؟
چرا. برای مثال گفتهایم نمایشهایی که در خارج از مجموعه تئاترشهر اجرا میشوند، تا 30 درصد به مبلغ قرارداد آنها خواهیم افزود تا صرف تبلیغات کنند. اما طبق یک عادت دیرینه، هنرمندان بیشتر میخواهند از اعتبار و تماشاگر ثابت و تضمین شده تئاترشهربهرهمند شوند.
و در این ماجرا اداره کل هنرهای نمایشی هیچ تقصیری ندارد؟
چرا. بخشی از این مشکل به ما برمیگردد. ما ضعف تبلیغات داریم، از بیلبورد شهری محروم هستیم، در اجرای عمومی استمرار نداریم، اقتصاد گروههای نمایشی تامین نمیشود و... مشکلاتی دیگر که همه آنها را باید به مرور رفع کرد.
پرسش من 2 بخش بود. درباره کمرنگ بودن فعالیتهای تئاتری در شهرستانها توضیح ندادید. در خارج از تهران، تئاتر بشدت جشنواره زده است و از اجرای عمومی چندان خبری نیست.
البته نباید به هیچوجه تعداد اجراهای عمومی در تهران را با شهرستانها مقایسه کرد. ظرفیت اجرای عمومی تئاتر در شهرستانها تنها حدود 50 درصد پایتخت است.
چرا؟
چون تماشاگر تهرانی در طول سالها عادت به دیدن نمایش پیدا کرده است و مخاطب شهرستانی این ویژگی را ندارد. از سوی دیگر خود گروههای نمایشی شهرستانها هم بیشتر تمایل دارند در تهران دیده شوند تا در شهر خودشان. در طول سال ما با دهها درخواست از شهرستانها روبهرو هستیم که میخواهند در تهران اجرای عمومی به آنها بدهیم.
فکر نمیکنید کمبود امکانات و سالن آنان را به سمت تهران سوق میدهد؟
بیشک این هم یک دلیل دیگر است. وقتی منابع مالی ادارههای کل استانها محدود است و بودجه اندکی به اجرای عمومی اختصاص مییابد، هنگامی که سالنها تجهیز نیستند و از گروههای تئاتری حمایت نمیشود، نمیتوان چندان انتظاری داشت. برای همین است که میگوییم در هر شهرستان باید دفتر انجمن هنرهای نمایشی با برنامه مدون و بودجه مستقل داشته باشیم.
بیش از یک سال است که انجمن هنرهای نمایشی را در استانها راهاندازی کردهاید و هنوز تحرکی در تئاترشهرستانها ایجاد نکرده است.
خب ما از نقطه صفر شروع کردیم و در حال حاضر پل ارتباطی بخش دولتی و هنرمندان تئاتر است. در سال گذشته ما از 120 کارگردان شهرستانی در طرح چهار فصل تئاتر حمایت کردیم تا آثارشان را روی صحنه ببرند.
آیا میدانید که بیشتر این نمایشها تنها 2 یا 3 شب روی صحنه میمانند؟
حمایت از جانب ما صورت گرفته، اما اجرای عمومی در شهرستانها با پیچیدگیهای خاصی روبهروست که در هر منطقه باید به طور موردی بررسی شود. جاهایی مثل شیراز، زاهدان و مشهد رپرتوار تئاتر برگزار میکنند و با همان بودجه اختصاص یافته از طرف ما و کمکهای ادارههای کل ارشاد، تحرکی در عرصه اجراهای عمومی به وجود میآورند و بعضی شهرستانها نمیتوانند این کار را بکنند.
ما از تولیدات چهار فصل حمایت میکنیم، طبق قراردادهای انجمنهای هنرهای نمایشی بودجه در اختیارشان قرار میدهیم و تمام توان خود را برای تمرکززدایی از پایتخت به کار میبندیم تا تئاترشهرستانها جان بگیرد. حال برای رفع موانع دیگر باید در مورد هر استان و شهرستان به طور مجزا بحث و بررسی صورت بگیرد.
در این گفتگو تا اینجا از کمبود بودجه دولتی سخن زیاد گفتهایم. اما در همین فضای تئاتری، گروههای آزاد و مستقلی وجود دارند که روی پای خود میایستند و از این راه پول درمیآورند. در این بخش دیگر نیازی به کمک مالی نیست و بیشتر باید به سمت آموزش و ارتقاء هنری گروههای آزاد رفت. در این ارتباط چه کردهاید؟
انجمن تئاتر آزاد ارتباط خوبی با دفتر ارزشیابی ما دارد و در این چند سال با همکاری هم توانستهایم شرایط مساعدی را برای اجرای کمدیهای سالم فراهم کنیم.
بیشتر دغدغهها در چند سال گذشته این بوده که آثار به روی صحنه رفته نباید نافی ارزشها و اخلاقیات جامعه باشد که خوشبختانه هنرمندان گروههای آزاد هم با عملکردشان نشان دادهاند در این زمینه حساسیت دارند.
اما کارهایشان از نظر هنری دارای ضعفهای زیادی است که فکر میکنم به کمک شما و برگزاری کارگاههای آموزشی میتوان تا حد زیادی آنها را رفع کرد. با این کار هم سطح آثار آنان و هم سطح سلیقه مخاطبانشان ارتقاء پیدا میکند.
وقتی ما کارگاههای آموزشی با حضور بزرگان تئاتر جهان برگزار میکنیم و از جمع هنرمندان نمایش تنها 5 نفر در آن حاضر میشوند، چگونه انتظار دارید اعضای گروههای آزاد نمایشی که از نظر مالی مستقل هستند را مجبور کنیم در کلاسهای آموزشی ما شرکت کنند.
به نظر میرسد این اتفاق باید در انجمنهای صنفی بیفتد و خود آنان دست به کار شوند و چنین دورههای آموزشی را راهاندازی کنند که قطعا ما هم حمایت خواهیم کرد.
یکی از مواردی که هنرمندان به عنوان مانع در سرراه رشد تئاتر کشور مطرح میکنند، ممیزی است. بویژه این که به هیچ وجه ضابطهمند نیست و در بسیاری موارد دوگانه اعمال میشود. برای مثال در کارهای کمدی با سعه صدر، اجازه طرح مسائل سیاسی و اجتماعی، بیشتر از درامهای جدی داده میشود. آیا این را میپذیرید؟
خارج از مجموعه دفتر ارزشیابی و نظارت ما، چنین استنباطی وجود دارد که فرد، محتوا، گونه یا برخی از دورههای تاریخی در ارزیابی و نظارت ممیزهای ما تاثیر دارد. این تعبیر و داوری اشتباه است، چرا که تنها خود متن و نمایش مورد ارزیابی قرار میگیرد و نه چیز دیگر.
به نظر من این ناهمگونی ظاهری ممیزی که مورد اعتراض قرار میگیرد، تنها به دلیل ظرفیتهای متفاوت نمایشهاست و نه گونه و ژانر آنها و نه هنرمندی که آن را به صحنه آورده است.
در نمایشهایی، ظرفیت و بستر لازم برای طرح انتقادات اجتماعی و سیاسی وجود دارد. در مقابل آثاری هستند که با مطرح کردن چنین مسائلی، سوءتفاهمهایی را پدید میآورند که نه به نفع تئاتر است و نه به نفع جامعه. اینجاهاست که ما وارد مذاکره میشویم و از نویسنده و کارگردان میخواهیم تا زمینههای ایجاد این سوءتفاهمها را برطرف سازند. به عبارت دیگر اگر مفهوم و مسالهای انتقادی در بدنه کار خوب جای بگیرد و تاکید خاص و ویژهای برآن نشود، امکان طرحش راحتتر است.
به عبارت دیگر میتوانم بگویم آثار ماندگار تئاتر کشور، نمایشهای هوشمندی هستند که با تدبیر به نقد سیاسی و اجتماعی میپردازند.
آیا در بحث ممیزی، از خارج مجموعه اداره کل هنرهای نمایشی به شما توصیه یا هشدار خاصی داده نمیشود؟
سوال میشود، اما توصیه یا هشدار نه. مجموعه هنرهای نمایشی مستقل است و براساس ضوابط و قوانین مدون کار میکند. برای همین اگر تشخیص ما اجرای کاری باشد، پشت آن میایستیم و اگر به نمایشی مجوز ندهیم، با دلیل و مدرک به صورت علنی درباره آن توضیح خواهیم داد.
چند روز دیگر، بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر شروع به کار خواهدکرد که بعضی از بخشهای آن تازه است. در این باره و بویژه بخش بازار تئاتر توضیح دهید.
سالهاست دوستان تئاتری از ما گله داشتهاند که تنها کار خواص از سوی هنرمندان و گروههای خارجی دیده میشود. با راهاندازی بازار تئاتر، بیش از 50 مدیر شرکتهای هنری و هنرمندان شناخته شده جهان به طور مستقیم با محصولات نمایشی ایران آشنا خواهند شد و میتوانند با کارگردانها ارتباط برقرار کنند.
برای اولین بار پای منتقدان جهانی نیز به جشنواره باز شده است.
بله. این حضور باعث میشود فضای نقد تئاتر جشنواره هم مثل آثار شرکتکننده در آن بینالمللی شود و زمینه بهتری برای ارزیابی نمایشها به وجود آید.
در جلسه چند روز پیش با کارگردانان تئاتر حاضر در جشنواره گفتید از میزبانی بزرگان هنرهای نمایشی کشور خوشحال هستید. باتوجه به حضور پیدا نکردن بسیاری از چهرههای مطرح این عرصه در جشنواره امسال به نظر میرسد این ابراز نظر غلوآمیز است.
اگر نگاهی به جدول برنامههای جشنواره بیندازید، میبینید که در این دوره هم مثل سالهای گذشته چهرههای مطرحی حضور دارند و البته تعدادی هم نیستند که خیلی طبیعی است.
من با استفاده از واژه تحریم یا انصراف در این باره موافق نیستم، چون موضوعیت ندارد. وقتی کسی میتواند بگوید از حضور در جشنواره انصراف داده است که متن داده، قرارداد بسته و بعد منصرف میشود. در حالی که وقتی هیچ قدمی برای شرکت در جشنواره برنداشته یا نظر مثبت ما را جلب نکرده است، چگونه میتواند دم از انصراف بزند.
مواردی هم داریم که کار شخصی پذیرفته نشده و با اطلاع ازآن گفته است انصراف داده که واقعیت ندارد.
وقتی هنرمندی قرارداد میبندد، کارش را اجرای عمومی میبرد و از امکانات مرکز هنرهای نمایشی استفاده میکند، چگونه میگوید جشنواره را تحریم کرده است. کسی میتواند چنین ادعایی کند که به کلی رابطهاش را با مراکز دولتی تئاتر قطع کرده است.
مهدی یاورمنش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....