رسالت: ضرورت همراهی دولت با مجلس
«ضرورت همراهی دولت با مجلس» عنوان سرمقاله امروز روزنامه رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پیشه است که در آن می خوانید:
تصویب یک فوریت طرح الزام دولت به پیگیری و استیفای حقوق دیپلمات ها و اتباع ایرانی آسیب دیده از اقدامات اشغالگران آمریکایی ، اقدامی شایسته از سوی مجلس بود.
در تاریخ مناسبات آمریکا و ایران ظلم های زیادی در حق مردم ایران شکل گرفته است ، اما به رغم فریادها و شعارهای تند و برحق، جای خالی قوانینی که محمل حقوقی پیگیری حقوق تضییع شده باشد ، احساس می شود. در حالی که طرف آمریکایی خصومت با ایران را از طریق کنگره نهادینه و قانونمند می کند.
در سال 2008 میلادی که اوج شعارهای جنگ و اقدام بوش علیه ایران بود،24 طرح و قطعنامه در کنگره علیه جمهوری اسلامی صادر گردید. اما سال بعد یعنی 2009 در اولین سال حکومت اوباما و به رغم شعار تغییر و پیام های مثبت اولیه او،66 قطعنامه و طرح در کنگره علیه ایران شکل گرفت که بخش اعظم آنها به محوریت دموکرات ها تنظیم گردید.
به عبارتی هر پنج روز یک طرح در دستور کار قرار گرفته است ، یعنی حدود سه برابر عملکرد سال2008.
دفاع از حقوق بشر در ایران، تصویب بودجه برای مداخله ، حمایت ازاغتشاشات و تلاش برای تطویل اختلافات و بویژه طرح های تحریم ایران از تحریم بنزین یا طرح جامع تحریم، از جمله موضوعات طراحی شده در قالب قطعنامه ها و طرح های مصوب بوده است.
این در حالی است که ایرانیان حقی را از مردم و حتی دولتمردان آمریکایی ضایع نکرده اند و خود قربانی سیاست ها و اقداماتی هستند که ریشه در دستگاههای اطلاعاتی سیاسی و نظامی آمریکایی دارند : اشغال ، ترور ، کودتا و...
مجلس شورای اسلامی در موارد خاصی با صدوربیانیه ها و امضای نامه هایی موضع خود را در قبال سیاست های آمریکا در منطقه و در قبال کشورمان اعلام کرده است . اما باید این اقدام با تصویب قوانین حقوقی قابل اجرا تکمیل شود.
طبق کنوانسیون ژنو، مسئولیت جان و مال افرادی که در مناطق اشغالی مورد ظلم قرار می گیرند، با اشغالگران است. آمریکایی ها در عمل تا سال2011 که طبق موافقت نامه امنیتی با دولت عراق آن را سال خروج خود مشخص کرده اند، از همه مسئولیت ها طبق کنوانسیون فوق برخوردار هستند.
هر چند که آنها تلاش کردند موافقت نامه فوق تحت عنوان موافقت نامه پایان اشغال عراق امضاء شود تا خود را از بار حقوقی شرایط آینده خلاص نمایند و در عین حال سلطه استراتژیک خویش را حفظ نمایند.
از سویی تداوم سیاست اشغالگری در افغانستان و جستجوی مناطق اشغالی جدید در کشورهای منطقه همچون یمن نشان دهنده این است که اشغال برای آمریکایی ها به یک راهبرد تبدیل شده و نباید آن را صرفا یک تاکتیک دانست.
ریشه این راهبرد ، «اصالت بحران» ، در سیاست خارجی آمریکا است چون تنها در شرایط بحرانی نیاز به «آمریت» شکل می گیرد لذا در قانون اخیر مجلس نیز قید مناطق اشغالی ، گنجانده شده است تا پیگیری های آینده به کشورخاصی محدود نشود.
شکنجه دیپلمات های ایرانی ، بازداشت و شکنجه شماری از اتباع ایرانی در عراق، اقدامات سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در داخل ایران با فرماندهی از داخل مناطق اشغالی و ارتباط با گروههای تروریستی عمل کننده در داخل ایران ، از جمله مصادیق خروج آمریکایی ها از حدود اختیارات خود در مناطق اشغالی و نقض کنوانسیون های بین المللی مرتبط است.
آیا کمیته خاصی برای پیگیری این حقوق تضییع شده در محاکم داخلی و خارجی شکل گرفته است؟آسیب دیدگان از میان اتباع ایرانی که به رسانه ها دسترسی ندارند با مراجعه به کدام ارگان به بلاتکلیفی خود ادامه دهند؟ کدام نامه از سوی مراجع رسمی کشور در هشدار به نقض حقوق ایرانیان به محافل حقوقی و مراجع بین المللی ارسال شده است؟
طبق طرح اخیر کمیسیون امنیت ملی، که فوریت آن به تصویب رسید، دولت موظف است که ظرف3 ماه دستگاه یا دستگاههای مسئول استیفای حقوق ایران توسط اشغالگران آمریکایی را مشخص نماید.
دوم اینکه یک بانک اطلاعاتی جهت شناسایی و راهنمایی آسیب دیدگان از اقدامات اشغالگری مشخص شود. و اقدامات لازم جهت طرح دعاوی در محاکم داخلی و خارجی فراهم شود و سرانجام اینکه دولت موظف است هر شش ماه یک بار گزارش عملکرد این قانون را به کمیسیون امنیت ملی ارائه دهد.
انتظار می رود با تصویب نهایی طرح پیگیری حقوق ایرانیان در مناطق اشغالی ، هم زمینه برای احقاق حقوق دیپلمات ها و اتباع ایرانی فراهم آید و هم اینکه این طرح تبدیل به یک رویه حقوقی و قضائی در منطقه شود. چرا که معتقدیم اشغالگران که منافع خود را تنها در اشغال جستجو می کنند ، باید پاسخگوی تبعات حقوقی و سیاسی استراتژی اشغالگری خود نیز باشند.
در واقع با افزایش هزینه های مختلف میلتیاریسم می توان نقشی پیشگیرانه را در این رابطه اعمال نمود البته امیدواریم دستگاههای متولی و موظف به اجرای قانون نیز در امر اجرا جدی تر عمل نمایند.
به عنوان نمونه سال پیش طرح الزام دولت به پیگیری حقوق جانبازان شیمیایی در محاکم داخلی و خارجی در مجلس تصویب شد.
چند ماه بعد نیز در کمیسیون تلفیق وسپس در صحن علنی مجلس یک ردیف ده میلیارد ریالی برای اجرای این قانون گنجانده شد ولی متاسفانه هنوز هیچ اقدام عملیاتی در این رابطه صورت نگرفته و 80 هزار جانباز شیمیایی در انتظار احقاق حق خود هستند.
مردمسالاری: تروریست های کوردل راه به جایی نخواهند برد
«تروریست های کوردل راه به جایی نخواهند برد» عنوان یادداشت روز امروز روزنامه مردمسالاری به قلم مهدی قوامی پور است که در آن می خوانید:
از آغازین روزهای شکل گیری جنبش اصلاح طلبی در ایران همواره اصلاح طلبان به دوری و بیزاری از خشونت در همه ابعاد آن تاکید داشته و تساهل و تسامح را سرلوحه کارهای خویش قرار دادند و اتفاقا به همین خاطر مورد حمله و شماتت طالبان خشونت قرار گرفتند لیکن آنان نه تنها در شعار که در عمل نیز در طی این سال ها با به جان خریدن تهدیدها و تهمت ها اعتقاد و ایمان راسخ خود را به پرهیز از خشونت نشان دادند تا جایی که سعید حجاریان حاضر نشد علیه ضارب خود شکایت کند.
اما به راستی چرا اصلاح طلبان تا این پایه از خشونت و خشونت ورزی بیزاری می جویند؟ آیا این نشان از ترس و جبن آنان دارد؟ آیا این نشان می دهد که آنان فاقد هرگونه پایگاه اجتماعی بوده و قادر به دفاع از خود نبوده فلذا وانمود می کنند که از خشونت بیزارند و فی المثل اگر روزی قدرت یابند دست به اقدامات خشونت طلبانه خواهند زد؟ با نگاهی هر چند گذرا به مبانی اندیشه اصلاح طلبان و مطالبات اجتماعی که اصلاح طلبان آن را در عرصه سیاست و قدرت نمایندگی می کنند به خوبی نشان می دهد که اولا اصلاح طلبان مطالبات تاریخی بخش عمده ای از جامعه را نمایندگی می کنند لذا آنان را فاقد پایگاه اجتماعی دانستن یا انکار واقعیت است یا یک خطای استراتژیک و این هر دو به معنای نشناختن جامعه و تاریخ این مرز و بوم است.
فی الواقع اصلاح طلبان در ایران پیگیر مطالباتی هستند که برآمده از دل جریان مشروطه خواهی مردم این دیار است یعنی داشتن ایرانی آباد و آزاد.
ثانیا آنان خود به عنوان سربازان و سرهنگان امام راحل و فرزندان انقلاب بر این باورند که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اندیشه های مترقیانه امام راحل از اسلام قادر به پاسخ گویی به تمامی نیازهای جامعه ایرانی خواهد بود فلذا هر گونه خشونت و خشونت ورزی را مغایر با اندیشه ها و آرمان های خود و ملت خویش می دانند.
اصلاح طلبان بر این باورند که زمانی همه ظرفیت های قانون اساسی محقق خواهد شد که خشونت از عرصه کشمکش های سیاسی خارج شده و هزینه فعالیت های سیاسی در چارچوب قانون اساسی کاهش یابد.
آنان معتقدند که حتی پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور نیز نمی تواند بدون دوری و پرهیز از خشونت رخ دهد و اتفاقا این یکی از مواردی بوده و هست که مخالفان اصلاحات را به خشم می آورد چرا که آنان دوست تر می دارند که اصلاح طلبان با توسل به خشونت بهانه برای سرکوب و از میدان به در کردن خود را به دست خود از این منظر ترور ناجوانمردانه استاد فیزیک دانشگاه تهران در روز سه شنبه با هرانگیزه و هدفی و از سوی هر فرد یا گروهی نه تنها به شدت مورد تنفر جنبش اصلاح طلبی ایران است که همواره بر پرهیز از هرگونه خشونت و افراط و تفریط پای فشرده است بلکه دقیقا در جهت عکس خواست ها و مطالبات اصلاح طلبانه ملت و کشور نیز است...
چرا که هر گونه اقدام ساختارشکنانه و خشونت طلبانه و ترور، فضای سیاسی کشور را به سمتی پیش خواهد برد که پاسخ به مطالبات مردمی را به تعویق انداخته و موجبات خشنودی طالبان خشونت را فراهم می آورد و این همان نکته ای است که سران و نخبگان جنبش اصلاحات همواره بر آن تاکید داشته و دارند اما آیا این قبیل خشونت ها برای تروریست های کوردل و پدیدآورندگانش سودی خواهد داشت؟ برای پاسخ به این سوال کافیست نگاهی از سر عبرت آموزی و تعمق به تاریخ داشته باشند.
کیهان: رقیق سازی و قانون گریزی !
«رقیق سازی و قانون گریزی !» عنوان یادداشت روز امروز روزنامه کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن می خوانید:
مناظره های تلویزیونی همیشه برای مردم جذابیت خاصی داشته اند. شاید جدای از موضوع مورد مناظره، صراحت در بیان و شفافیت مواضع مناظره کنندگان یکی از دلایل اصلی این جذابیت باشد. این شب ها برنامه «رو به فردا» تلاش می کند تا با دعوت از شخصیت های سیاسی و اجتماعی، ضمن بازخوانی و ریشه یابی ماجراهای پس از انتخابات، راه های برون رفت از فتنه و پیشنهادهایی در این باره را از منظر گروه های مختلف سیاسی مطرح نماید.
البته این نکته را نباید فراموش کرد که مردم ایران با حضور گسترده و پرشور در راهپیمایی های متعدد- خصوصا 9 دی- و دفاع از ارزش های انقلاب و مبانی نظام و محکومیت سران و عوامل فتنه و آشوب های اخیر، بارها نشان داده اند که ریشه ماجراهای بعد و حتی قبل از انتخابات را به خوبی شناخته و تحلیل دقیق و قاطعی در این باره دارند.
برنامه های مناظره تلویزیونی بیش از آن که به شفافیت این موضوع کمک کند، امکانی را فراهم کرده تا نمایندگان فکری برخی از گروه های سیاسی و شخصیت های سیاسی و اجتماعی در برابر دیدگان میلیون ها نفر و با در نظر گرفتن شرایط و واقعیات موجود، بار دیگر مواضع خود را به طور شفاف بیان کرده و از آن دفاع کنند تا مرزبندی آنان نسبت به سران فتنه، آشوبگران و اهانت کنندگان روشن شود.
اما مساله ای که این روزها اتفاق می افتد و نشئاتی از آن در این برنامه نیز ظهور یافته، اجرای پروژه «رقیق سازی» تقصیر و نقش سران فتنه در ماجراهای اخیر است.
اکنون که غبار فتنه فروکش کرده و دست فتنه گران و اندیشه ناپاک آنان برای مردم و نظام رو شده است، برخی از شخصیت ها و گروه های سیاسی تلاش می کنند تا تقصیر سران فتنه را کمرنگ تر کرده و نقش آنان را در برپایی فتنه اخیر تا جای ممکن، هرچه رقیق تر نشان دهند.
در این باره گفتنی هایی است:
1- حکم همفکران و به اصطلاح آنهایی که جایگاه و وزن سیاسی شان در اردوگاه اصلاح طلبان تعریف می شود، معلوم است. آنها تلاش می کنند تا با «تطهیر» سران فتنه راه نجاتی برای دوستانشان که سر نخ ماجراهای پس از انتخابات به آنان ختم می شود و اکنون ملت خواستار محاکمه و مجازات آنان شده اند، بیابند و در پوشش پروژه «رقیق سازی» جلوی مرگ سیاسی جناح و تفکر خود را نیز بگیرند. اما دیگرانی که سابقه و تفکر سیاسی آنان نشان می دهد، سنخیتی با این گروه ندارند، چرا در این پروژه سهیم شده اند؟!
می خواهیم به پاسخ این سؤال خوش بینانه نگاه کنیم؛ شاید این دوستان به زعم خود تلاش می کنند تا برای برون رفت از فتنه اخیر که بخشی از فرصت های خدمتگزاری را سوزانده، باعث اخلال در چرخه فعالیت ها و پیشرفت کشور شده و دشمن را جری تر نموده با کاهش تقصیر فتنه گران، تا حد ممکن دو طرف ماجرا را به هم نزدیک کرده تا شعله دعوا فروکش کرده و ماجرا ختم به خیر شود!
واقعاً اینکه آقایان موسوی، کروبی و خاتمی «سران فتنه» خوانده نشوند، بلکه لقب! «نخبگان به خطا رفته زیاده خواه قدرت طلب» به آنان اعطا شود که نیازی به محاکمه و کیفر نداشته و مجازات «انزوای» آنان در بین مردم برایشان کافی باشد!! و یا رفتار ساختارشکنانه آنان و ضدیت آشکارشان با مبانی انقلاب، نظام، امام و رهبری تنها یک «لغزش سیاسی»! قلمداد شود و یا رقیق سازی هایی از این دست، چاره درستی برای کار است؟
چرا بعضی ها اصرار دارند سفره خود را از بصیرت و دشمن شناسی مردم جدا کنند؟! جریانات اخیر به گونه ای رقم خورد که با وجود فضای غبارآلود، خداوند نشانه ها را طوری شفاف و روشن قرار داد که دیگر ذره ای ابهام باقی نمانده و هیچ عذر و بهانه ای از هیچ کس پذیرفته نیست.
ممکن است در این میان عده ای فریب خورده هنوز راه را کج بروند ولی این دلیل نمی شود که مردم خداجو و عاشق اسلام و انقلاب حقایق آشکار را نفهمیده باشند.
مردم در راهپیمایی 9 دی نشان دادند که در «بصیرت» از بسیاری نخبگان و خواص جامعه جلوترند. شناسایی دشمنی که تابلوی دشمنی بالای سرش گرفته بصیرت نمی خواهد. آنجایی که دشمن درونی، حق و باطل را با هم می آمیزد و غبار فتنه برپا می کند، بصیرت لازم است و مردم در این میدان برنده و سرافراز بیرون آمدند.
رهبر معظم انقلاب حماسه بزرگ 9 دی را نتیجه هوشیاری مردم و درک و بصیرت بالای آنان دانسته و فرمودند: اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر بجا آورده شود باز هم کم است.
2- فتنه ای که به پا شد، دعوای بین دو جناح سیاسی نبود تا بتوان آن را با ریش سفیدی و کدخدامنشی و یا شیوه هایی چون «لویی جرگه»!! حل و فصل کرد. تقلیل تقصیرهای فتنه گران و یا حتی سهیم کردن جناح مقابل در تقصیرهای پیش آمده، دردی را دوا نخواهد کرد.
مردم در راهپیمایی 9 دی اتمام حجت کرده و خواسته خود را فریاد زدند. حال وظیفه مسئولان امر است تا وظایف خود را در قبال اغتشاشگران و سران فتنه به انجام رسانند.
مردم و نظام هر کدام وظیفه ای دارند. سعه صدر نظام و البته مماشات برخی مسئولان سبب شد تا مردم بعد از 7 ماه، خود سران فتنه را محکوم کرده و علناً خواستار محاکمه و مجازات آنان شوند.
مسئولان نظام - خصوصاً قوه قضاییه- نیز باید به وظیفه خود عمل کرده و قانون و عدالت را درباره سران فتنه به اجرا گذارند. اگر این اتفاق نیفتد و استخوان لای زخم بماند و آتش زیرخاکستر، باید در آینده به هر بهانه ای شاهد بروز ناآرامی و اغتشاش و توهین و ضدیت با اسلام و انقلاب باشیم. مطمئناً در فرصت های بعدی گستاخی فتنه گران بیش از این دوره خواهد بود. کما اینکه در طول این 7 ماه نیز هرچه به عاشورای 88 نزدیک شدند وقاحت بیشتری به خرج دادند.
3- از سوی دیگر بیانیه ها و موضع گیری های سران فتنه که همچنان در حمایت از آشوبگران، نظام را محکوم می کنند و بر آن می تازند، نشانگر آن است که رویای بازگشت کسانی که روزی «یار امام» خوانده می شدند، تعبیر نخواهد شد. آنان به دست خود سابقه انقلابی شان را در بازار مکاره ای که سالهاست دشمن برای شکست و براندازی حکومت اسلامی برپا کرده، به حراج گذاشتند و متأسفانه نمی توان گفت که این کار را هم از سر ناآگاهی انجام داده اند.
«ذخیره انقلاب» همین مردمی هستند که برای حفظ نظام و دفاع از آرمانهای انقلاب خمینی(ره) و در تایید رهبری انقلاب بارها در میدان حاضر شده و دشمن را ناامید کرده اند، نه کسانی که با زیر پا گذاشتن سوابق انقلابی خود، نقش مهره و پیاده نظام دشمن را ایفا کردند.
ولی نعمتان نظام و کشور و دلسوزان واقعی انقلاب تنها راه خروج از فتنه و تمام شدن فتنه گریها را «عمل به مر قانون» و اجرای عدالت درباره سران فتنه و عوامل آنان می دانند.
جمهوری اسلامی: تحلیل سیاسی هفته
«تحلیل سیاسی هفته» عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
در روزهای اخیر سه عنصر آرامش پایدار بینش فعال و بصیرت نقاد به عنوان نیازهای جامعه خودنمایی می کنند زیرا همانگونه که رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم قم اشاره کردند دشمن درصدد است با حوادث ماههای اخیر روند توسعه و حضور قدرتمندانه جمهوری اسلامی در عرصه های بین المللی را تخریب کند و لذا مسئولان باید با مدیریت مدبرانه این هدف را ناکام بگذارند.
ایشان به مسئولان توصیه کردند در شرایط غبارآلود کنونی با احتیاط و تدبیر بیشتری عمل کنند تا دشمن در فتنه انگیزی ناکام بماند. حضرت آیت الله خامنه ای ضمن برشمردن ویژگیهایی همچون بصیرت موقعیت سنجی و دشمن شناسی آنرا لازمه حرکتهای سعادتمندانه و حق مدارانه خوانده و تشخیص راه را از چاه در شرایط غبارآلود منوط به آن دانستند.
ایشان به همه آحاد مردم بویژه جوانان توصیه فرمودند مراقب باشند که با حرکتهای خودسرانه و بی رویه به عاملی برای خروج از مسیر قانون و وسیله ای برای فتنه انگیزی دشمنان تبدیل نشوند.
براین اساس هیچکس نباید ذره ای تردید به خود راه دهد که عمل به این توصیه های مدبرانه راه را برای رسیدن به آرامش وحدت و تفاهم و عبور از شرایط حساس کنونی فراهم خواهد کرد.
امروز هرگونه حرکت خودسرانه افراط گرایی نادیده گرفتن بخش هایی از بدنه جامعه که ممکن است اختلاف سلیقه هایی با دولت و دستگاه اجرایی داشته باشند حرکتی برخلاف خط رهبری است.
قطعا هنر در این نیست که عده ای با رفتارهای خود منتقدین به برخی عملکردهای نظام اجرایی را به صف مخالفین نظام و دشمنان انقلاب ملحق کنند و در جهت صف آرایی میان مردم و پیچیده کردن اوضاع تلاش نمایند.
امروز خدمت به نظام در گرو عمل به توصیه های راهگشای رهبری در زمینه تقویت وحدت و انسجام جامعه از طریق «جذب حداکثری و دفع حداقلی» و میدان دادن به افراد دلسوز در ایجاد پیوند میان نیروهای انقلاب است و هرگونه حرکت تند و افراطی که فاقد پایگاه بصیرت آمیز بوده و صرفا به پشتوانه هواهای نفسانی و گروهی عمل می کنند ضربه به نظام و در راستای اهداف دشمن خواهد بود.
هفته جاری سرانجام پس از 7 ماه تاخیر در برنامه ریزی و تدوین برنامه پنجم توسعه که می بایست در خرداد ماه از سوی دولت برای بررسی و تصویب به مجلس ارائه می شد روی میز کار نمایندگان قرار گرفت ولی با توجه به فرصت کوتاهی که تا پایان سال باقی مانده مجلس باید وجهه همت خود را صرف بررسی و تصویب لایحه بودجه سال 89 کند که آنهم تاکنون تقدیم مجلس نشده و دولت وعده کرده ماه آینده و با تاخیر دو ماهه ارائه نماید.
قطعا هرگونه تاخیر و تعلل در برنامه ریزیهای کلان و عدم هماهنگی با مجلس نتیجه ای جز ضایع کردن فرصت کارشناسی و محروم شدن از نظرات نمایندگان ملت در برطرف کردن نقایص احتمالی دربر ندارد و عملا فایده ای از این فرصت سوزی برای دولت متصور نیست بنابراین دولت باید با انجام به موقع تکالیف خود در ارائه لوایح و صرف وقت و دقت کارشناسانه از نظرات عموم صاحبنظران بویژه نمایندگان مردم بهره مند شود.
در هفته جاری ارائه گزارش کمیته ویژه مجلس که برای بررسی حوادث پس از انتخابات تشکیل شده بود بازتاب گسترده ای در افکار عمومی داشت.
این گزارش که پس از بازبینی های متعدد و جرح و تعدیل های مختلف و صرف زمان طولانی قابلیت انتشار یافت به گونه ای تنظیم شده که ملاحظات لازم در آن رعایت گردیده ولی در عین حال حاوی تصریحاتی مبنی بر نقض حقوق شهروندی از سوی برخی عناصر منتسب به دستگاههای انتظامی و قضایی بوده که باید حامی حقوق مردم باشند.
در این گزارش تصریح شده که فرد یا افرادی اصرار داشتند علیرغم وجود ظرفیت برای پذیرش دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات در زندان اوین متهمین را به بازداشتگاه کهریزک منتقل کرده و تحت شرایط غیرقانونی مورد بازجویی و شکنجه قرار دهند به گونه ای که حتی پس از کشته شدن تعدادی از بازداشت شدگان با صحنه سازی و تنظیم گزارشهای کذب مبنی بر مرگ متهمین به علت بیماری مننژیت سعی در گمراه کردن افکار عمومی داشتند.
به همین دلیل در گزارش کمیته ویژه مجلس از قوه قضائیه خواسته شده هرچه سریعتر نسبت به برخورد با عوامل اصلی فجایع بازداشتگاه کهریزک اقدام کرده و نتایج آنرا به مردم اعلام کند. از این رو مردم اکنون از قوه قضائیه انتظار دارند با بررسی این گزارش و صدور حکم عادلانه نسبت به استیفای حقوق خانواده های قربانیان و فروکش کردن التهاب و ناآرامی در جامعه همت گمارند.
هفته جاری در صحنه بین المللی نیز رویدادهای مختلفی را شاهد بودیم. تشدید بحران یمن و افزایش مداخلات خارجی دور تازه حملات رژیم صهیونیستی به غزه و افزایش مخالفت با احداث دیوار فولادی در مرز غزه توسط رژیم مصر از جمله رخدادهای مهم خبری یک هفته گذشته در صحنه خارجی بودند.
در یمن همزمان با ورود آمریکا و انگلیس به عنوان بازیگران جدید به بحران این کشور سعودی ها نیز بر شدت حملات خود علیه شیعیان «حوثی» افزوده اند و طی هفته جاری نیروی هوایی عربستان دهها مورد حمله هوایی به استان « صعده » پایگاه مبارزان «حوثی» صورت دادند.
رژیم عربستان که پیشتر نیز از سیاست دولت یمن در سرکوب شیعیان حوثی حمایت می کرد از دو ماه قبل به دعوت صنعا مستقیما وارد عمل شده و به قلع و قمع حوثی ها پرداخته است.
با اینحال اخبار رسیده از مناطق درگیری حکایت از آن دارد که حتی ورود ارتش عربستان به بحران یمن در سرکوب شیعیان طرفدار گروه «حوثی» نتوانسته است اعتراض آنها را خاموش کند و حوثی ها همچنان به مقاومت ادامه می دهند. در این زمینه برخی اخباری که اخیرا منتشر شده از تصرف چند پادگان دولتی توسط حوثی ها خبر داده است.
گزارش های دیگر همچنین حاکی است اوضاع انسانی در این منطقه براثر حملات گسترده زمینی و هوائی ارتش یمن و عربستان به شدت وخیم است و براساس گزارش منابع مستقل علاوه بر کشته شدن شمار زیادی از ساکنان حدود 200 هزار نفر نیز آواره شده اند.
سعودی ها بهانه مداخله خود در یمن را نفوذ طرفداران حوثی به خاک این کشور قلمداد کرده اند ادعایی که پذیرش آن برای ناظران مسائل منطقه دشوار است.
این ناظران با رد این ادعا براین عقیده هستند که عربستان از قدرت یابی شیعیان در یمن نگران است و از آن بیم دارد که هرگونه توفیق شیعیان در یمن بر مناطق مرزی این کشور نیز که دارای اکثریت شیعه هستند تاثیر بگذارد.
اعلام ورود آمریکا و سپس انگلیس به جنگ یمن که خبر آن اخیرا توسط مقامات دولتی و محافل مطبوعاتی کشورهای ذیربط انتشار یافت بیانگر آن است که اولا غربی ها نیز از پیروزی احتمالی شیعیان در جنگ با نیروهای دولتی وحشت دارند و دوم اینکه اوضاع به نفع نیروهای دولتی یمن نمی باشد و در واقع آمریکا و انگلیس به بهانه کمک به «مبارزه با تروریسم» و جنگ با القاعده وارد ماجرای یمن می شوند ولی در اصل درصدد هستند در پوشش مبارزه با تروریسم و القاعده دولت یمن را از مخمصه ای که در اثر سیاست های تبعیض آمیزش علیه شیعیان گرفتار شده است نجات دهند.
با اینحال آنچه که مسلم است اینست که ابعاد بحران یمن روز به روز گسترده تر و شرایط این کشور به مرور به شرایطی نظیر افغانستان و عراق نزدیک می شود.
این هفته در سالگرد جنگ 22 روزه و یورش وحشیانه ارتش صهیونیستی به نوار غزه صهیونیستها حملات خود به غزه را تشدید کردند. بر اثر دور تازه حملات هوایی ارتش رژیم صهیونیستی به نوار غزه که مشخصا از دو هفته قبل آغاز شده است شماری از فلسطینی ها شهید و زخمی شده اند.
همزمان با حملات ارتش صهیونیستی به نوار غزه مقامات رژیم صهیونیستی از قصد این رژیم برای لشکرکشی جدید و گسترده تر از حمله قبلی علیه نوار غزه سخن گفته اند که منابع فلسطینی و مقامات دولتی فلسطین در غزه این تهدیدها را جدی تلقی کرده اند.
واقعیت این است که تهاجم سال گذشته ارتش رژیم صهیونیستی به غزه که به قربانی شدن بیش از 1200 فلسطینی و تبدیل شهر غزه به ویرانه منجر شد با سکوت ننگین و برخورد منفعلانه جامعه جهانی همراه بود که این مسئله باعث شد تا صهیونیستها برای انجام حملات تازه ترغیب شوند.
صهیونیستها اکنون به این نتیجه رسیده اند که جهان در برابر یورش سال گذشته به غزه اقدامی علیه این رژیم انجام نداد پس حتی اگر کشتار بسیار وسیع تری نیز علیه فلسطینی ها به خصوص علیه نوار غزه که پایگاه جنبش حماس است انجام دهند اتفاق مهمی رخ نخواهد داد.
خشم صهیونیستها علیه غزه به این خاطر است که این منطقه در اختیار دولت وابسته به جنبش حماس است و مردم این منطقه در برابر سه سال و نیم محاصره همه جانبه ای که توسط این رژیم ایجاد شده مقاومت کرده و حاضر به تسلیم نشده اند و این بر حقارت صهیونیستها در انظار جهانی افزوده است.
قطعا اگر صهیونیستها به پیروزی خود در هر جنگ تازه ای علیه جنبش حماس اطمینان داشته باشند در انجام آن تردید نخواهند کرد ولی واقعیت آن است که صهیونیستها به پیروزی خود اطمینان ندارند و تحمل هر شکست جدیدی به خصوص پس از شکست های خفت بار در جنگ 33 روزه علیه حزب الله لبنان و جنگ 22 روزه در غزه وضعیت بحرانی و شکننده این رژیم را بیش از پیش وخیم خواهد ساخت که همین مسئله تصمیم سردمداران رژیم صهیونیستی برای آغاز جنگ جدید در غزه را دشوار می سازد.
این هفته اعتراضات علیه سیاست های خائنانه رژیم مصر در داخل و خارج این کشور گسترش یافت و علاوه بر مخالفت گروههای سیاسی داخلی کشورهای مختلف نیز شاهد ابراز مخالفت گروهها و شخصیت های سیاسی و مذهبی علیه اقدام رژیم مصر در احداث دیوار فولادی در مرز غزه بودند.
رژیم مبارک که ننگ هم پیمانی با رژیم صهیونیستی را بر پیشانی خود دارد در توجیه ساخت دیوار فولادی در مرز غزه این اقدام را در جهت تامین امنیت ملی خود عنوان کرد! این درحالی است که همگان می دانند احداث این دیوار در راستای تکمیل حلقه محاصره بر مردم غزه می باشد و دستور آنرا رژیم صهیونیستی صادر کرده است.
تبانی رژیم مصر و صهیونیستها علیه مردم غزه در جریان جنگ غزه در سال گذشته به اوج رسید که با وجود درخواست جهانی از رژیم مصر برای بازگشایی مرز غزه و رساندن نیازهای حیاتی به ساکنان جنگ زده غزه قاهره بی شرمانه از این کار سرباز زد و از هرگونه مددرسانی به مردم غزه که زیر آتش سنگین صهیونیستها به خاک و خون کشیده می شدند جلوگیری نمود.
اکنون نیز قاهره به یاری رژیم صهیونیستی در توطئه ضدانسانی برای نابودی فلسطینی های ساکن غزه از طریق ایجاد قحطی و گرسنگی شتافته است. صهیونیستها قصد نابودی و یا به تسلیم کشاندن ساکنان نوار غزه را دارند و در این مسیر چشم به همراهی رژیم مبارک در رسیدن به هدف پلید خود دوخته اند متاسفانه رژیم مصر حاضر شده است با پذیرش ننگ بیشتر و همراهی با دشمنان فلسطین رژیم صهیونیستی را در رسیدن به هدفش همراهی کند.
بدیهی است که این سیاست خفت بار رژیم مصر مورد پذیرش مردم این کشور نمی باشد و مردم مصر در انتظار روزی هستند که با تغییر شرایط و اتحاد با سایر ملت های مسلمان زمینه های پیروزی مردم فلسطین را فراهم سازند.
دنیای اقتصاد: پیشبینی در دو علم
«پیشبینی در دو علم» عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد به قلم پویا جبل عاملی است که در آن می خوانید: شاید برای بسیاری، از عجایب باشد که وقتی اروپا سردترین سال چند دهه اخیر را سپری میکند،رهبران کشورها در کپنهاگ نگران گرمایش زمین باشند و به دنبال چارهای برای آن. پرسش اصلیاین عده از دانشمندان این است که وقتی شما قادر به پیشبینی آب و هوا در یک ماه آینده نیستید چگونه سخن از گرمایش در چند دهه آینده میزنید؟ وقتی به پاسخ دانشمندان هواشناسی رجوع کنید، قرابت بسیاری میان کار اینان و اقتصاددانانی که با مدلهای مختلف در کار پیشبینی آینده اقتصاد هستند، مییابید.نکته اول، پیشبینی علمی همراه با بیان احتمالات است.
اصولا هیچ گزاره علمیکه به پیشبینی میپردازد بدون ارجاع به میزان اطمینانی از وقوع حادثه نیست. بنابراین اگر شما امروز با خیال راحت به گزارش هواشناسی برای فردا گوش میدهید و گزارشگر سخن از درصد احتمال وقوع آن نمیگوید این به خاطر آن است که احتمال وقوع آن برای کارشناسان بسیار بالا است و البته شما عبارت «انتظار داریم» را میشنوید اما فراموش نکنیم که اگر فردا آمد و پیشبینی درست از آب در نیامد نمیتوان عالم و علم آن را زیر سوال برد که همان چند درصد نااطمینانی به وقوع پیوسته است.
در حقیقت نفس پیشبینی علمیآن است که به مخاطب معیاری میدهد و در عین حال بر غیریقینی بودن آن تاکید دارد؛ حال مساله این است که داشتن این معیار خوب است یا نداشتن هیچ سنجشی؟ معیاری که در بسیاری از زمانها به وقوع میپیوندد و چه بسا زمانی محقق نمیشود.
پیشبینی مدلهای اقتصادی در بسیاری از زمانها و به خصوص برای آینده نزدیک محقق میشود و البته زمانی هم هست که اجماع آنها به خطا پیشبینی میکنند؛ همچنان که در رکود اخیر شاهدش بودیم؛ اما باید تاکید کرد کهاین به معنای نادرست بودن مدل پیشبینی کننده نیست که با آن احتمالی پیشبینی میکند، هر چند میتوان پذیرفت که باید در توسعه مدلهای کنونی همتی دو چندانتر داشت.
بالاتر ازاین موضوع بر خلاف علم هواشناسی که بیش از همه بر پیشبینی استوار است و دخل و تصرف آنچنانی در پدیده مورد مطالعه خود ندارد، علم اقتصاد بر تحولات اقتصادی تاثیر دارد و ای بسا عدم اعتماد به آن که ناشی از خطا در پیشبینی است، میتواند جامعه را دچار خسران کند و تصمیم گیریها تهی از علم باشد. نکته دیگر آنکه عالمان هواشناسی بر این مساله پافشاری دارند که پیشبینی آب و هوا (weather) با مساله تغییرات جوی (climate change) متفاوت است.
در اولی به دنبال نوسانات دما هستیم که در دورهای بسیار کوتاه مدتتر از دومی رخ میدهد و در عین حال در تغییرات جوی سخن از روند کلی دمای هوا میشود که این روند به دلیل افزایش کربن فزاینده است. در واقع شاید بتوان گفت امروز برای دانشمندان پیشبینی روند دمای کره زمین آسان تر از پیشبینی نوسانات، آن هم مثلا در مدت زمانی بالاتر از یک ماه باشد. در اقتصاد نیز وضعیت مشابهی وجود دارد.
به عنوان مثال میتوان با اطمینان قریب به یقین از آینده نامساعد اقتصادی خبر داد که دچار کمبود سرمایه، عدم وجود بنگاههای خصوصی، نبود حقوق مقتضی برای مالکیت، پایین بودن انگیزه نیروی کار، گسست با اقتصاد جهانی و... است؛ اما در عین حال ممکن است در یک ماه آمار نشان از رشد اقتصادی بالاتر یا تورم پایینتر دهد.
بیتردید این آمار نمیتواند ناقض روندی باشد که اقتصاددانان در انتظار آن هستند؛ هر چند شاید بهانهای باشد برای تصمیمگیرندگان برای نشان دادن وضعیتی شایسته بنابراین علاوه بر تکیه بر احتمالات در پیشبینیها، باید بر اختلاف میان نوسان و روند آتی نیز تاکید داشت؛ آن چنان که زمستان سرد کنونی عزم دول جهان را برای کاهش گازهای گلخانهای کم نمیکند و در عین حال دولتها بهرغم عدم پیشبینی فراگیر مدلهای اقتصادی از رکود اخیر هنوز ازاین علم برای حل بحرانهای خود استفاده میکنند. بر اقتصادهایی هم که روند آتی آنها نگرانکننده است، لازم است تا دلخوش نوسانهای روزمره نباشند.
آفتاب یزد: سپاس و بدرود !
«سپاس و بدرود !» عنوان سرمقاله امروز روزنامه آفتاب یزد است که در آن می خوانید:
دقیقا 3414 روز پیش (19 شهریور 79) توفیق یافتم با درج سرمقاله، نخستین روز انتشار سراسری آفتاب یزد – پس از حدود 2 سال انتشار استانی– را به اطلاع دوستانی برسانم که این روزنامه را برای نخستین بار برپیشخوان روزنامه فروشیها در سراسر کشور مشاهده میکردند.
آن روز «مجلس اصلاحات» تازه آغاز به کار کرده بود و «دولت اول اصلاحات» نیز سال آخر فعالیت خود را سپری میکرد. از همان روز تا امروز، تلاش کردم که آنچه در این ستون و سایر بخشهای روزنامه نوشته میشود به معنای واقعی، «اصلاحطلبانه» باشد و در راستای دفاع از حقوق ملت.
بر همین اساس، گاه گلایه دوستان اصلاحطلب خود در مجلس و دولت اصلاحات را به تن خریدم در مقاطع متعدد، اتهام افکنی و بیتحملی دوستان جناح مقابل را شاهد بودم اما آنچه این قلم را در نوشتن، استوار میساخت احساس رضایت از انجام تکلیف دینی و ملی بود.
همچنین ابراز سپاسهای بزرگوارانه بسیاری از هموطنان به صورت تلفنی و یا در ملاقاتهای تصادفی در محافل عمومی، خستگی کار طاقت فرسای روزنامهنگاری را از میان میبرد.
اینجانب در بارگاه خداوند بزرگ و در پیشگاه ملت عزیز ایران، شاکر هستم که آنچه در 9 سال و 4 ماه و 5 روز گذشته نوشتهام تماما مستند بوده و شاید همین استنادات بود که گاه بعضی از «سوژهسازان» را «کم تحمل» میساخت زیرا نمیتوانستند با استنادات قانونی، راه را بر این قلم ببندند.
عدم ذوقزدگی از تمجیدها و سرخورده نشدن از کم تحملیها، عنایت دیگر خداوند به نگارنده بود و همین مسئله نیز بر افراطیون – در جناحهای مختلف – گران میآمد.
اما هیچگاه شرایط، مانند هفتههای اخیر نبوده است. اینجانب از مدتی قبل برای پیگیری برخی امور شخصی از جمله تحصیل، در خارج از کشور اقامت داشتهام و با استفاده از فنآوریهای پیشرفته، ارتباط لحظه به لحظه با روزنامه را حفظ کردهام و لذا قاعدتا بسیاری از مخاطبان، از غیبت این دوست خود بیاطلاع ماندهاند.
در این مدت، منش نگارنده و نحوه چرخیدن قلم او بر روی کاغذ، هیچ تغییری نسبت به 9 سال قبل از آن نداشت. در این ماهها، معیار اصلی برای من، رضایت خالق و منافع بندگانش و در مرحله بعد، التزام به ضوابطی بود که در زمان اقامت در ایران نیز به آنها پایبندی داشتم؛ اگر چه برخی از آنها را قابل تامل میدانستم.
همین پایبندی و التزام و نظارت دقیق بر همه اجزای روزنامه باعث شد در فضایی که دهها روزنامه در کشور با مشکل مواجه شدند، آفتاب یزد بدون هر گونه رانت دولتی یا وابستگی به هر یک از احزاب و گروهها بصورت مستمر انتشار یافت.
اقامت اینجانب در خارج از کشور اگر چه ممکن است از چشم مخاطبان مهربان آفتاب یزد مخفی مانده باشد اما قطعا تشکیلات رسمی کشور از آن بیاطلاع نبودند و یقین دارم در این مدت، مندرجات روزنامه «به ویژه سرمقالهها» را با حساسیت بیشتر رصد میکردهاند لذا اقدام اخیر معاون جدیدالورود وزارت ارشاد، بسیار سوالبرانگیز است.
وی در یک گفتگوی یک طرفه تلویزیونی، اتهاماتی را متوجه اینجانب نمود که یقین دارم هدف اصلی یا نتیجه آن، تحت فشار قرار دادن روزنامه میباشد البته ظاهرا در دولت جدید، این یک رویه است که عدهای، خود را در مقام مدعیالعموم، قاضی و مجری حُکم قرار دهند و با استفاده یک طرفه از تریبونهایی که امانت ملت میباشد به اتهام افکنی بپردازند.همچنین هرگاه رئیس دفتر رئیس جمهور «دُرافشانی» جدیدی مینماید که تمام نیروهای متدین را به واکنش وا میدارد، عدهای ماموریت مییابند سوژه جدیدی درست کنند تا اذهان را منحرف نمایند.
آقای معاون، مدعی شده است که «سردبیر روزنامه در لندن اقامت دارد و لحظه به لحظه، آن چه رسانههای غرب، بیبیسی، صدای آمریکا و دیگر رسانههای صهیونیستی منعکس میکنند، همان را در روزنامه خود بازتاب میدهد... ما تحلیلهای بیبیسی را هر روز در این روزنامه میبینیم... » آقای معاون، در این بخش از اظهارات خود، مستقیما از آفتاب یزد نام نبرد، اما سوال و جوابهای بعدی با مدیر مسئول، برای همگان آشکار ساخت که مقصود، کدام روزنامه است و سردبیر مورد نظر چه کسی !؟
البته همانگونه که برخی تشویقهای قبلی دوستان و بیتحملیهای رقبا، اینجانب را دچار ذوقزدگی یا سرخوردگی نکرد، به خاطر اتهام افکنی نامشروع معاون وزیر ارشاد، نیز «یقه درانی» نخواهم کرد.
لابد مسئولان دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی و اعضای هیئت نظارت بر مطبوعات هم برای دفاع ازعملکرد خود، تدبیری خواهند اندیشید زیرا ادعای غیرمنصفانه آ قای معاون، به معنای غفلت و بیتفاوتی همه دستگاههای قضایی، امنیتی و اطلاعاتی کشور نسبت به انتشار چند ماهه یک روزنامه تحتتاثیر محافل صهیونیستی است اما از آنجا که اینجانب مایل نیستم دریچهای از «اطلاع رسانی مشروع و قانونی» در کشور مسدود و دهها جوان ایرانی، شغل خود را از دست بدهند از امروز علیرغم میل باطنی، همکاری خود با آفتاب یزد را قطع و «بدرود» خود را با «سپاس بیکران» به کسانی تقدیم میکنم که تقریبا یک پنجم از عمر خود را به طور شبانهروز در خدمت آنها بودهام.
همچنین از برخی نهادهای رسمی کشور که بر خلاف تعدادی از مدیران کم تحمل دولتی، رویه انتقادی آفتاب یزد به ویژه ستون سرمقاله را تحملکردهاند سپاسگزاری مینمایم و آنها را به بررسی سوابق آقازاده بیست و چند سالهای توصیه میکنم که با استفاده از رانت پدر، هم اکنون مدیریت یکی از شرکتهای بزرگ ایرانی در آلمان را به عهده دارد و لابد به برکت همین مدیریت، شرایط اقامت دائم خود و خانواده در آن «کشور صهیونیست پرور» و... را آماده میسازد!
همچنین نهادهای دیگر کشور را دعوت میکنم دفاع جانانه آفتاب یزد در 9 سال گذشته از مرزهای جغرافیایی و عقیدتی کشور را با پیشنهاد مشکوک یکی از پرمدعاترین افراد برای تغییر نام خلیج فارس مقایسه نمایند، شاید ریشه بعضی از دشمنیها آشکار گردد. مراجعه به شجرهنامه افراد نیز در کشف ریشه برخی اتهامافکنیهای خصمانه، مفید خواهد بود. *
اگر عمری بود و تریبونی، در این موارد بیشتر سخن خواهم گفت. تا آن روز، بدرود!
*مایل نبودم به دفاع شخصی از خویش بپردازم اما به حکم آیه شریفه قرآن «لایُحِب اللّه الجَهرَ بالسّوءِ مِنَ القول الاّمَن ظُلِم» باستحضار میرسانم اینجانب سید مجتبی واحدی هستم و افتخار دارم که سی و سومین «جدِّ بزرگوار» اینجانب امام زینالعابدین (ع) بودند و نسب حقیر از آن طریق به حضرت اباعبدالله الحسین (ع) میرسد. دیگران هم اگر مایلند شجرهنامه خود را ارائه دهند!
ابتکار: گمشده شهر سیاست
«گمشده شهر سیاست» عنوان نگاه ویژه امروز روزنامه ابتکار است که در آن می خوانید:
شهر سیاست این روزها دچار ناآرامی هایی است. وآنچه که درآن دیده می شود غفلت از ارکان اساسی است که تا قبل از این بیشتر شاهد تامل و تقید نخبگان جامعه نسبت به آن ها بوده ایم. این غفلت باعث به وجود آمدن فضایی مسموم و ناسالم در عرصه سیاسی کشور شده و موجبات بی میلی و زدگی و همنچنین بی اعتمادی بسیاری را نسبت به عالم سیاست به وجود آورده است.
این روزها در عالم سیاست آنچه به وفور دیده می شود تخریب شخصیت ها، تهمت ها، تن دادن به شایعه ها، شکستن حرمت ها، نگاه های نادرست و صفر و صد بین، تک سبب بینی و....... است. برخی از مواقع این گونه رفتارها توسط افرادی صورت می گیرد که از آنان چنین توقعی نمی رود و آدم انگشت به دهان می ماند. افراط در این رفتارها، تا جایی است که انسان شک می کند این افراد به خاطر خدمت به مردم تن به این اعمال دادند یا به خاطر قدرت.
سخنی نگویید که از ارزش شما بکاهد: داشتن آگاهی، دید جامع نسبت به مسائل، رعایت تقوای الهی و نیت خدمت به مردم; راه دست یابی به گمشده هایی است که امروز فقدان آنان بیش از هر زمان دیگری در عالم سیاست احساس می شود.
مردم و به خصوص مسئولینی که به طریقی در عرصه سیاست دستی دارند چه در عرصه های اجتماعی و سازمان های سیاسی و همینطور رسانه ها باید خود را ملزم به رعایت اصولی بدانند که امروزه فقدان آنان ضربه های بسیاری را به بدنه سیاسی و اجتماعی وارد ساخته، مهمترین این اصول عبارتند از:
تقوای زبان: در ضرورت کنترل زبان و آسیب هایی که در صورت عدم کنترل آن به انسان وارد می شود سخن بسیار گفته شده و بزرگان بسیار بر تامل و اندیشه قبل از سخن گفتن تاکید کرده اند. در حدیثی معروف از امام حسین علیه السلام آمده است که «سخنی نگویید که از ارزش شما بکاهد»اما متاسفانه این روزها عالم سیاست عرصه گفتنی های بدون تامل شده است.
چیزی که امروزه در این عرصه زیاد می بینیم: تهمت ها در غیاب اشخاص و بدون ارائه مستدلات و مدارک، شایعات و پخش اخبار غیر موثق و با منبع نامعلوم، رعایت نکردن حرمت اشخاص و بی محابا صحبت کردن بدون در نظر گرفتن شان افراد و همینطور عدم در نظر گرفتن مصلحت ها است. یکی از مواردی که رهبر در این باره بدان متذکر شدند، عدم استفاده از سخنان تحریک آمیزتوسط مسئولین بوده است.
متاسفانه می بینیم که برخلاف توصیه هایی که از امام حسین علیه السلام به ما رسیده است، افراد نه تنها حرمت دیگران را حفظ نکرده بلکه جملاتی را بکار می برند که خود ارزش خود را زیر پا نهاده و لگد مال می کنند. حفظ خشیت الهی و مسئول دانستن خود در برابر گفتار سبب دقت بیشتر درنوع و چگونگی بیان در افراد خواهد شود.
تقوای قلم: این مورد هم مانند تقوای زبان مشکلاتی جبران ناپذیر به وجود آورده است. البته در این جا ابزار اصالتی ندارد که بخواهد تقوا پیشه کند بلکه منظور صاحب قلم است که می خواهد نظر و افکار خود را در رابطه با شخصی به رشته تحریر درآورد.
در اثر بی تقوایی و عدم رعایت حدود و حریم ها در این باره از جمله هتاکی ها، و نسبت دادن اتهامات به دیگران، اشاعه اخبار غلط و همینطور نگارش تحلیل های ناصواب و منفعت طلبانه، بزرگترین مشکل ایجاد شده بدین وسیله ضربه به پیکره اعتماد افکار عمومی نسبت به رسانه ها و گسیل مردم به سمت رسانه های بیگانه بوده است که رفع آن نیز مستلزم تلاشی شبانه روزی و اصلاح روند فعلی خواهد بود.
رعایت تقوا پیرامون دو نکته بیان شده بدین معنی می باشد افراد با حفظ حرمت افراد که در دین اسلام بر این مهم تاکید شده است و عدم دروغ بستن به دیگری ، همینطور خشیت از پروردگار، رعایت انصاف و کنترل احساسات و تکیه بر منطق در گفتار و نوشتار خود دقت داشته باشند و قلم و زبان خود را مراقبت کنند.
اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید; بلاهایی که بر ملت ها وارد می شود، در بسیاری از موارد بر اثر بی بصیرتی است.
جهت گیری های نخبگان: نخبگان به دلیل بارعلمی و تجربه ای که بر دوش دارند دارای محوریت در جامعه هستند. بر روی هر سخن و عملکرد آنان صدها چشم نظارت دارد. در برخی از مواقع جهت گیری ها و سخنان نادرست آنان موجب گمراهی و سردرگمی عده زیادی خواهد شد و هزینه هایی را به بار خواهد آورد در مقابل جهت گیری ها و عملکرد صحیح از جانب آنان می تواند از ضررهای بسیاری جلوگیری کند و در هدایت و رهبری افکار عمومی نقش مهمی را ایفا کند.
این موارد دقت بیشتر بر روی اعمال و افکار، جهت گیری ها، سخنان و... را از سوی نخبگان جامعه می طلبد.مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام بر اهمیت این امر تاکید کرده و اینگونه فرموده اند که:«نخبگان بدانند هر حرفی، هر اقدامی، هر تحلیلی که به آنها کمک بکند، این حرکت در مسیر خلاف ملت است. همه ما خیلی باید مراقب باشیم; خیلی باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع گیری کردن، مراقب گفتن ها، مراقب نگفتن ها. یک چیزهائی را باید گفت; اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکرده ایم. یک چیزهائی را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت; اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کرده ایم. نخبگان سر جلسه ی امتحانند; امتحان عظیمی است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم; سقوط است».
سکوت نخبگان درایام قبل و بعد از انتخابات و در برخی از مواقع موضع گیری ها و عملکردهای نابجای آنان لطمات زیادی را بر کشور تحمیل کرد و زمینه ای را برای مانور بهتر دشمنان ایجاد و شیرینی حماسه حضور 85 درصدی مردم را دچار تلخی هایی کرد. تا آنجا که رهبر معظم انقلاب به مردود شدن برخی از نخبگان اشاره کردند.
قانون گرایی:التزام به قانون و متعهد دانستن خود نسبت به رعایت آن سبب ایجاد امنیت و آرامش در جامعه، طی شدن روال انجام امور از مجاری خود، جلوگیری از حرکات احساسی و ایجاد فضا برای سواستفاده دشمنان و همینطور ایجاد ثبات می شود. عده ای از افراد بر خلاف توصیه های رهبری و سایر بزرگان نظام و ایجاد بستر برای رسیدگی به امور خود از این راه از قانون سرپیچی کرده و خواسته و یا ناخواسته سبب بروز مسایل و مشکلاتی دیگر شدند.
عدم تبعیت از قانون از جمله مواردی است که از سوی گروه های متخلف صورت گرفته و بر خلاف تصور برخی مختص به جریانی خاص نیست. این مورد موجب بروز تخلفاتی در بین نیروهای امنیتی در بازداشتگاه کهریزک شد که رهبری دستور به توقیف این بازداشتگاه و رسیدگی به تخلفات صورت گرفته دادند.قانون گرایی از اصول مردم سالاری دینی می باشد که در کلام امام نیز بر آن تاکید شده است. نگاه امام خمینی(ره) به قانون و قانونگرایی و التزام عملی به قانون از مهمترین وجوه اندیشه سیاسی ایشان است.
در منظر امام خمینی(ره) معیار همه چیز قانون است و حرف آخر را در همه امور قانون می زند و جز با تحقق قانون سعادت فرد و جامعه تامین نمی شود و اسلام دین قانون است و حکومت در اسلام حکومت قانون. از این رو قانون در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) والاترین جایگاه را دارد.نخبگان سر جلسه ی امتحانند ; امتحان عظیمی است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم; سقوط است.
توجه به منتقدان: از دیگر گمشده هایی که باز فقدان آن در این روزها مخصوصا در بین رسانه ها احساس می شود عدم توجه به منتقدان است.
نقد و توجه به آن سبب رشد، پوپایی و رفع اشکالات و کاستی ها می شود. گاهی در نگاه منتقدان نکاتی دیده می شود که فرد مسئول چون در درون یک مسئله قرار دارد متوجه آن نکات نمی شود، اما انتقاد فرصتی مناسب برای بهره بری برای فهم این کاستی هاست.اما رسانه ها گاهی به جای اینکه خود در مقام منتقدی مشفق در آیند و به روند بهبود امور در جوامع کمک کنند. منتقدان دیگر را نیز به چشم دشمن پنداشته و بدترین نوشتارها را نثارشان می کنند.
مقام معظم رهبری درباره توجه به منتقدان در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد خطاب به دولت دهم در کنار توجه به طرفداران و دشمنان دولت توجه به منتقدان را نیز متذکر شدند و اینگونه فرمودند که:« یک دسته ی دیگر هم هستند که اینها جزو نظامند، با رئیس جمهور، با نظام هیچ دشمنی ای ندارند; ممکن است منتقد باشند. این منتقدان را بایستی به حساب آورد; نظرات آنها را باید شنید; آنچه که قابل فهم است، قابل قبول است، آن را پذیرفت. و من امیدوارم که همین جور عمل بشود و ان شا»الله خواهد شد».
گاهی شبهات و ابهامات مطرح شده، مسایلی کوچک و قابل رفع و گاهی هم سوتفاهمی بیش نیستند که عدم توجه به نقد منتقدان و عدم رفع شبهات و ابهامات خود سببب بروز مشکلات و مسائل عدیده ای می شود که در صورت توجه به آنها چنین مسائلی رخ نخواهد داد.
موضع صریح در برابر دشمنان:گاهی دشمنان درباره برخی از افراد و خطاب به آنها سخنانی می گویند که با هدفی خاص و خارج از شان آنان می باشد که این سخنان نیز هیچ سنخیتی با ابن افراد ندارند که بهترین عکس العمل در برابر این موضع گیری ها و گفته ها اعلام موضع صریح و اعلام برائت از آنان توسط فرد مورد خطاب واقع شده است. اما متاسفانه در این ایام با سکوت برخی از نخبگان روبه رو شدیم که در برابر موضع گیری های دشمنان هیچ نگفته و سکوت کردند که این خود سبب برخی ابهامات، اتهامات و به دور شان آن افراد بود و شایسته است افراد در برابر این مسائل با موضع گیری سریع و روشن خود از برخی گفته ها تبری جسته و نگذارند دشمنان انقلاب از سکوت آنان بهره ببرند.
این امر هم با دقت بیشتر در موضع گیری ها، عملکرد افراد تصحیح خواهد شد و همانطور که در کلام معصومین هم آمده که می فرمایند:«خودتان را در موضع تهمت قرار ندهید» باید افراد سعی کنند به این گفتار اهتمام ورزیده و با دقت بیشتر خود را از مواضع تهمت که به دلیل سکوتشان ایجاد شده خارج نمایند.در منظر امام خمینی(ره) معیار همه چیز قانون است و حرف آخر را در همه امور قانون می زند و جز با تحقق قانون سعادت فرد و جامعه تامین نمی شود و اسلام دین قانون است.
بصیرت: بصیرت از گمشده هایی است که شاید فقدان آن بیشترین آسیب را به بدنه کشور وارد ساخت. و نادیده انگاشتن آن سبب پدید آمدن بسیاری از مواردی شد که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفته اند. مقام معظم رهبری در بسیاری از سخنان خود در داشتن بصیرت در امور توصیه کرده اند.
داشتن بصیرت در نخبگان از امور مهم مورد تاکید قرار گرفته توسط مقام معظم رهبری می باشد. ایشان تاکید دارند که این افراد علاوه بر ایجاد بصیرت در خود، باید دیگران را نیز به بصیرت سوق دهند.
رهبر معظم انقلاب بصیرت را اصلی ترین نیاز امروز جامعه خوانده، اینطور بیان فرموده اند که:«اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید; بلاهایی که بر ملت ها وارد می شود، در بسیاری از موارد بر اثر بی بصیرتی است».
در واقع داشتن بصیرت سبب می شود که افراد با دقت بیشتری در سخنان و عملکرد خود رفتار کنند و از ریختن آب به آسیاب دشمن برحذر باشند و در نگاه به مسایل جاری در جامعه با بینش و قدرت تحلیل درست پیش بروند. از افتادن در گرداب اشتباهات، دام های دشمنان و سطحی بینی بدور باشند.
دست یابی دوباره به این گمشده ها باعث می شود وحدت جامعه که اساسی ترین نیاز جامعه برای پیش برد انقلاب، نیل به سوی پیشرفت و حفظ کشور در مقابل تهدیدات دشمنان و همانطور که امام راحل فرمودند دستاورد مردم و رمز پیروزی و حفظ انقلاب اسلامی ایران است، بیش از پیش حفظ شود و منسجم تر گردد. و دشمن رویای دستیابی به وجبی از خاک این مرز و بوم و سلطه بر آن را با خود به گور ببرد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)