در لیگ برتر به عنوان سطح اول فوتبال ایران و با وجود صرف هزینهای بالغ بر 100 میلیارد تومان از سوی 18 تیم حاضر در مسابقهها، تعداد مهاجمان قابل و قهار که به اصطلاح قدیمیهای فوتبال در محوطه جریمه حریف بوی گل بدهند و از هر فرصتی برای رسیدن به گل استفاده کنند به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد.
علی کریمی پس از 21 هفته در حالی بهترین گلزن لقب گرفته است که در تعدادی از مسابقهها اصلا مهاجم نبوده و در پست هافبک نفوذی به میدان رفته است. ضمن اینکه به ثمر رساندن 11 گل در طول 21 هفته آمار قابل توجهی برای بهترین گلزن نخواهد بود. در همین لیگ برتر مهاجمانی هستند که با مبالغ کلان خریداری شدند، اما حتی به اندازه یک بازیکن درجه دوم کارایی نداشتند و بیشتر هفتهها را از روی نیمکت نظارهگر تلاش تیمشان بودند یا به عنوان ذخیره به میدان رفتند. برخی بازیکنان هم مثل محسن خلیلی و آرش برهانی با وجود استعدادی که در گلزنی دارند به دلایل مختلف نتوانستند انتظارها را برآورده کنند و هرگز چهره یک مهاجم ششدانگ و فرصتطلب را به نمایش نگذاشتند. علت این ضعف و افت را باید در تغییر روش باشگاهها طی چند سال اخیر جستجو کرد.
در طول این سالها باشگاهها بیشتر مصرفکننده بودند تا تولیدکننده. با این شیوه، سازندگی در پستهای مختلف بخصوص دروازهبانی و خط حمله که آموزشهای تخصصی میخواهند به فراموشی سپرده شد، در حالی که شاید اگر تیمی از هزینه خرید یک مهاجم، صرف تربیت بازیکنان با استعداد در گلزنی میکرد نتیجهای به مراتب بهتر از این به دست میآمد.
زمانی در تیم ملی فوتبال ایران آنقدر مهاجم خوب بود که مربی برای انتخاب بهترینها دچار دردسر میشد. همایون بهزادی، حسین کلانی، صفرایرانپاک، حسن روشن، غلامرضا فتحآبادی، ناصر محمدخانی، عبدالعلی چنگیز، غلامحسین مظلومی، مسعود مژدهی و بسیاری نامهای دیگر در دهه 50 و اوایل 60 خط حمله ایران را تماشایی کرده بودند. اواخر دهه 60 و اوایل 70 هم فرشاد پیوس سرآمد تمام مهاجمان بود؛ کسی که بزرگان فوتبال میگفتند هیچکس بهتر از او چارچوب را نمیشناسد و یک تمامکننده واقعی مقابل دروازه حریفان بود. چیزی که بیشتر مربیان تیمهای حاضر در لیگ برتر هنگام شکست یا تساوی از نداشتن آن مینالند و نداشتن یک مهاجم آماده و فرصتطلب را مهمترین دلیل ناکامیهای خود برمیشمارند.
اما برای متوقف کردن این سیر نزولی چه باید کرد؟ وظیفه کیست که در راه تربیت و آمادهسازی مهاجمان فوتبال و پرورش نسلی تازه در خط حمله گام بردارد؟ آیا ادامه این روند تماشاگران فوتبال کشورمان را که همیشه به دنبال تماشای دیداری هجومی و پرگل هستند، دلزده نمیکند؟ کارشناسان معتقدند برای رهایی از این وضعیت علاوه بر صرف هزینه و وقت، همکاری فدراسیون فوتبال، باشگاهها و هیات فوتبال استانها لازم است.
همه دنبال گلزن حاضر و آماده هستند
حمید درخشان بیتوجهی به سازندگی را مهمترین دلیل فقر مهاجم کارآمد در فوتبال میداند و به «جامجم» میگوید: سازندگی بازیکن در باشگاهها رونق خود را از دست داده است. همه دنبال پیدا کردن مهاجم آماده هستند و نمیخواهند روی تیمهای پایه خودشان سرمایهگذاری کنند تا بازیکن بسازند.
وی ادامه میدهد: به نظر من در تیمهای بزرگ در هر دهه یک مهاجم خلاق ظهور کرده که ذاتا گلزن بوده و شم گلزنی داشته است. این اتفاق در دهه 40، 50، 60 و حتی 70 بیشتر در پرسپولیس و استقلال رخ داد، اما در دهه 80 چنین بازیکنی نداشتیم که البته فکر میکنم به تغییر دیدگاهها در فوتبال و همان ضعف سازندگی برمیگردد.
درخشان میگوید: البته در مورد بعضی بازیکنان مهاجم کوتاهی میشود،مثلا محسن خلیلی فاکتورهای لازم برای استثنا بودن را داشت،اما پس از مصدومیت درست از او استفاده نشد و اعتماد به نفساش را از دست داد. در مجموع برای تربیت مهاجم تمام عیار و ششدانگ باید تخصصی کار کرد، چون این پست واقعا تخصص روز میخواهد و اگر چنین شرایطی باشد مهاجمی تربیت میشود که به درد تیمش بخورد و در شرایط سخت ناجی تیم باشد.
به مسائل روحی روانی مهاجمان توجه نمیشود
عبدالعلی چنگیز به شیوه تمرین مهاجمان در ایران اشاره میکند و میگوید: اگر مهاجم فقط به سمت دروازه شوت بزند کاری از پیش نمیبرد. وظیفه مدافع و مهاجم خیلی باهم فرق میکند. اگر مدافع توپ را دفع کند همه راضی هستند چون او به وظیفهاش عمل کرده است، اما مهاجم علاوه بر در اختیار گرفتن توپ باید چارچوب را بشناسد، خوب ضربه بزند، جایگیری کند و حتی مدافع را با خلاقیت جا بگذارد. در کشور ما ضعفهای علمی در پرورش مهاجمان مشاهده میشود.
وی ادامه میدهد: برای یک مهاجم، شرایط روحی و روانی و اعتماد به نفس در زدن ضربات آخر خیلی مهم است، در حالی که در فوتبال ما از کلاسهای روانشناسی و جامعهشناسی ورزشی استفاده نمیشود و همه از اهمیت آن غافل هستند. با درنظرگرفتن مقدماتی ساده و ابتدایی از بسیاری از مهاجمانی که حالا در لیگ حاضر هستند و نمیتوانند انتظارات را برآورده کنند، میتوان بازیکنان فرصتطلب و توانایی ساخت و نمیشود بازیکن را به حال خود رها کرد و انتظار گلزنی خارقالعاده داشت. تمرین مهاجم باید اختصاصی باشد تا نتیجه بهتری بهدست بیاید.
باید به مدارس فوتبال توجه کرد
حسن روشن در گفتگو با «جامجم» این افت را به تمام فوتبال ایران گسترش میدهد و خط حمله را جزئی از آن میداند. وی ادامه میدهد: ساختار مدارس فوتبال در ایران از پایه کج است، در تهران و شهرستانها برخی مدارس فوتبال که اتفاقا از سوی آدمهای درست و خوبی اداره میشوند، هزینههای هنگفتی دارند، برای گرفتن زمین تمرین و تامین مخارج با دردسر روبهرو هستند و همین مساله، کار را سخت میکند. در فوتبال دو پست به آموزش تخصصی ویژه نیاز دارد، اول دروازهبانی، بعد مهاجم. در گذشته هم همینطور بود. تمرینات خاصی را برای مهاجمان در نظر میگرفتند، حتی مدافعان که میل به حمله داشتند و به گلزنی علاقه نشان میدادند،در این تمرینات شرکت میکردند تا در وقت نیاز به خط حمله اضافه شوند.
روشن میافزاید: الان هیچ برنامه ویژه و خاصی در تمرینات دنبال نمیشود، با احترام به تمام مربیان باید گفت فوتبال ما از بیبرنامگی رنج میبرد، ضعف باشگاهها در لیگ برتر هم به ردههای پایه برمیگردد، در مدارس فوتبال امکانات نیست، به نونهالان، نوجوانان و جوانان بها داده نمیشود، اگر در این ردههای سنی امکانات برای مربیان فراهم شود، اجاره زمین سنگین نباشد، حقوق بازیکن و مربی درست پرداخت شود؛ مربی هم دلسوزی نشان میدهد وبازیکن انگیزه پیدا میکند. در فوتبال ایران استعداد بین مهاجمان خط حمله زیاد است چون اصولا فوتبال ما برپایهریزی هجومی و تماشاگرپسند بنا شده، باید از این سرمایهها بدرستی بهره ببریم.
فدراسیون فوتبال سازندگی را رها کرده است
محمود یاوری تیم ملی را فرزند لیگ میداند و معتقد است این مادر توجه خاص میخواهد که الان چنین توجهی وجود ندارد. وی به «جامجم»میگوید: ما در سطح زیربنایی فوتبال متاسفانه ضعف داریم، فدراسیون فوتبال دو، سه سال است که سازندگی در همه پستها را در ردههای سنی بالای 8 سال رها کرده است، کریم انصاریفرد، احسان حاجصفی و خیلیهای دیگر محصول کار علمی حداقل 10 سال قبل هستند، اما حالا کار علمی کمتر انجام میشود. همه چیز به سازمان تیمهای ملی واگذار شده؛ در حالی که این اشتباه است، تیم ملی باید از باشگاهها تغذیه شود، تیم ملی فرزند لیگ است و این مادر باید با توجه به تیمهای پایه قوی و قویتر شود که متاسفانه به خاطر همین بیتوجهیها مسیری فرسایشی دارد که به عقب حرکت میکند و وضعیت مهاجمان که هیچ، وضع کل فوتبال ما با این روند بدتر از این هم میشود.
وی ادامه میدهد: شما به آبادان که میروید، شور و حالی را بین فوتبالیستها میبینید که نظیر ندارد، استعداد بازیکنان مهاجم واقعا بالاست، در زمینهای خاکی چشم بسته دروازه را پیدا میکنند و گل میزنند اما بدون برنامه جلو میروند، آموزش نمیبینند و مثل نهالی که به حال خود رها شود، خشک میشوند و از بین میروند.
مبلغ قرارداد بازیکنان نامتعارف است
یاوری که سالها در این فوتبال تجربه دارد، عامل دیگر را هم درکارایی پایین مهاجمان مهم میداند. او تصریح میکند، فرهنگ قرارداد بازیکنان با باشگاهها فرهنگ صحیحی نیست، متاسفانه ما در این زمینه لجام گسیخته به سمت ولخرجیهای نامتعارف پیش میرویم و نتیجه این میشود که یک بازیکن 10 برابر فعالیت خود پول میگیرد و تازه برای هر گل برایش پاداش هم تعیین میشود، معلوم است که یک مهاجم در چنین شرایطی مثل سالهای دور برای گل زدن و شادی مردم از هوش خود بهره نمیبرد و حواسش جای دیگر است.
مهاجمان تحرک لازم را ندارند
اما فرشاد پیوس که بهترین گلزن دوران خود بوده است، درباره وضعیت کنونی مهاجمان میگوید: بزرگترین عیب مهاجمان در شرایط فعلی این است که ساکن هستند و جابهجایی لازم را در محوطه جریمه حریف ندارند، مهاجمان باید برای این که وضعیت بهتری پیدا کنند، اول از همه باید خودشان به فکر خود باشند و کار اختصاصی انجام دهند، مهاجم باید علاوه بر ساعتی که با تیم تمرین میکند، تمرین اختصاصی هم داشته باشد، هرگلزن باید حداقل روزی یک ساعت به سمت دروازه شوت بزند، جایگیری را تمرین کند و چارچوب را بخوبی بشناسد. الان کمتر مهاجمی است که این وقت را صرف کند.
بازیکنان به تمرین تن نمیدهند
ناصر ابراهیمی مشکل گلزنان فعلی را تن ندادن به تمرینات سنگین عنوان میکند و به «جامجم» میگوید؛ اگر بخواهید گلزنان امروز را با زمان ما مقایسه کنید به فشار تمرینات میرسید، آن زمان هیچکس از تمرین خسته نمیشد، همه با عشق و علاقه تمرین میکردند و فقط برای انجام وظیفه به روزی 2 ساعت تمرین اکتفا نمیکردند، الان فرهنگ 2 نوبت تمرین در روز بین بازیکنان ما جا نیفتاده است چه برسد به تمرینات اختصاصی، همان طور که پیش از این بارها گفتم الان سالهاست که علی کریمی تنها پدیده فوتبال است چون فوتبال مثل گذشته، رونق ندارد، اگر به جوانانی که استعداد دارند؛ توجه شود و از آن طرف بازیکنان هم به تمرینات تن بدهند؛ ستارههای زیادی خواهیم داشت، ولی الان هم تیم ملی و هم تیمهای باشگاهی از نبود مهاجمانی قابل و گلزن رنج میبرند.
سارا احمدیان
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)