حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وی سرمربی تیمهای اکباتان، تیم ملی امید، ذوبآهن و صنعت نفت آبادان بوده و دو دوره نیز مسوول کمیته آموزش فدراسیون فوتبال بوده است.
معینی فعالیتش را به عنوان مدرس فیفا در کلاسهای آموزش مربیگری و استاد دانشگاه پیگرفته و 7 جلد کتاب در زمینه علم فوتبال ترجمه کرده است.
زندگی معینی به گفته خودش سرشار از اتفاقات خوب است .
او چه در زمانی که فوتبالیست بوده و چه بعد از آن که مربی و مدرس فوتبال بوده از زندگی خود لذت برده و خاطرات خوبی دارد، اما چندی پیش در یک سانحه رانندگی آسیب دیده ؛ سانحهای که به گفته خودش هولناک بوده است.
معینی حادثه را اینگونه شرح میدهد: «برای شرکت در مسابقات جشنواره عازم رامسر بودیم. من مسافر یک پژو پرشیا بودم. یعنی ماشین خودم نبود، تاکسی تلفنی بود.
در جاده چالوس، نزدیکی تونل کندوان جوانی که انگار خیلی عجله داشت از روبهرو آمد.
یک طرف ما کوه بود و طرف دیگر دره. نمیشد که به او راه بدهیم. او هم با سرعت آمد و دو ماشین از جلو با هم برخورد کردند. برخورد به قدری شدید بود که از خودرو پرشیا چیزی باقی نماند ، اما خوشبختانه این سانحه خسارت جانی نداشت. تنها من از ناحیه کتف آسیب دیدم و به بیمارستان منتقل شدم و الان هم دوباره سلامتیام را به دست آوردهام.»
معینی باز تاکید میکند که در زندگیاش حوادث خوب به مراتب بیشتر از حوادث بد بوده است. یکی از این اتفاقات این است که سرش همیشه به کار گرم بوده و زندگی مفیدی داشته است: «من بعد از 40 سال تدریس در دانشگاه 2 سال پیش بازنشسته شدم، اما هنوز گذرم به دانشگاه محل تدریسم نیفتاده. بیشتر افراد بعد از بازنشستگی افسرده میشوند. خدا را شکر به قدری فعال هستم که چنین مشکلی برایم پیش نیامده است.»
ضربه سنگین، روانه بیمارستانم کرد
محمدرضا حقگو، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایران، متولد 1325 در بیرجند است. او در رشته بازیگری و کارگردانی تحصیل کرده و کارنامه خوبی نیز در همین زمینه دارد. او در فیلمهای «مردی که زیاد میدانست»، «آتش پنهان»، «سالهای بیقراری»، «مهریه بیبی»، «آسمان پرستاره»، «لژیون» و «شاه خاموش» نقش آفریده است.
در زندگی حقگو، مانند بسیاری دیگر حادثه تلخ و شیرین زیاد است، اما اولین چیزی که هر وقت حرف از حادثه میشود به ذهنش میرسد، اتفاقی است که حدود 20 سال پیش حین فیلمبرداری برای او افتاد. حقگو و همکارانش مشغول ضبط مجموعهای صامت برای نوروز بودند. حق گو نقش مردی خانه به دوش را به عهده داشت که یک گونی روی دوشش انداخته و در کوچه گذر میکند. ناگهان چشمش به خانهای میافتد که درش باز است و اهل خانه مشغول خانهتکانی هستند و وسایلشان را لب حوض گذاشتهاند. مرد خانه به دوش با دیدن این صحنه خوشحال میشود و هر بار که صاحبخانه داخل اتاق میرود از غفلت او استفاده میکند و یکی از وسایل را برمیدارد. مرد صاحبخانه (که بهروز بقایی نقش آن را به عهده داشته) فرش اتاق را به حیاط میآورد و روی نرده میاندازد و آماده میشود که با چوب، گرد و خاک آن را بتکاند. قرار است مرد خانه به دوش زیر فرش برود و برای حمل آن آماده شود و همزمان صاحبخانه از راه برسد و چند ضربه محکم به فرش بزند.
حقگو از قبل با همکارانش تمرین میکند که وقتی زیر فرش میرود، دست خود را به شکلی که شست او روی سرش قرار بگیرد و انگشت کوچک بالا باشد روی سر بگیرد تا بهروز بقایی بتواند حدس بزند سر او کجاست و ضربهها را به جای دیگری بزند، اما موقع ضبط محاسبات به هم میریزد و بقایی ضربه محکمی به سر حقگو میزند. ضربهای که صدایش در فضا میپیچد. حقگو میگوید: «با صدایی که بلند شد همه فکر کردند ضربه مغزی شدهام. در همان حال من برای اینکه صحنه خراب نشود چیزی نگفتم و باقی ماجرا را که قرار بود مرد خانه به دوش همانطور که فرش روی سرش است روی زمین بیفتد اجرا کردم. بعد بچهها به سراغم آمدند و مرا بردند. در حین بیهوشی میشنیدم که میگویند باید ببریمش بیمارستان. شاید خونریزی مغزی داشته باشد! در همین حال به هوش آمدم و گفتم حالم خوب است و موضوع جدی نیست.»
آن حادثهزندگیم را تغییر داد
بهنام محمودی، والیبالیست، متولد 1357 است. او والیبال را به صورت حرفهای از سال 73 شروع کرده و از سال 74 به مدت 13 سال عضو تیمهای ملی در ردههای مختلف سنی بود. او عضو تیمهای پیکان، صنام و پگاه نیز بوده و دو سال هم در تیمهای «پروجا» و «فلورانس» در ایتالیا بازی کرده است. او هم اکنون برای پیوستن به تیم ارتعاشات در حال مذاکره است.
مهمترین حادثه زندگی این والیبالیست مصدومیتی است که او را از ادامه بازی در تیم ملی بازداشته است. این حادثه که او از آن با عنوان «مصدومیت و کم لطفی مسوولان» یاد میکند زندگی او را تحت تاثیر قرار داده است. در این باره میگوید: «3 سال پیش در مسابقات کشورهای اسلامی و حین بازی زانوی من دچار آسیبدیدگی شد. این اتفاق البته به مرور زمان افتاد و به خاطر فشارهایی که به زانویم وارد شد مصدومیتم جدیتر شد. به همین دلیل هم از تیم ملی کنار گذاشته شدم.»
او ادامه میدهد : «مسوولان خودشان میدانستند که احتیاج به حمایت و کمک داشتم. اینکه در 29 سالگی از تیم ملی کنار گذاشته شدم زندگیام را تغییر داد. از مسوولان انتظار حمایت بیشتری داشتم.»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....