چین به عنوان یکی از اصلی ترین بازیگران جهانی در سالهای اخیر توانسته به جایگاهی مهم در معادلات جهانی دست یابد. رویکرد به اقتصادی فراگیر و همه جانبه موجب شده تا این کشور بتواند از این مولفه برای رسیدن به اهداف داخلی،منطقهای و جهانی خود بیشترین بهرهبرداری را داشته باشد. با توجه به بحران اقتصادی حاکم بر عرصه جهانی نه تنها کشورهای اروپایی و امریکا بلکه اکثر کشورها و حتی اتحادیههای منطقهای توسعه روابط با چین را در رأس برنامههای خود قرار دادهاند.
در این میان نکته قابل توجه در سیاستهای چین را میتوان در اقدامات این کشور برای توسعه روابط با کشورهای آفریقایی و عربی مشاهده کرد که در ابعاد جدیدتری در حال شکل گیری است. در این چارچوب شرم الشیخ مصر در روزهای 17 و 18 آبان ماه میزبان نشست آفریقا و چین با حضور برخی کشورهای عربی و مقاماتی از اتحادیه عرب بوده است. در آخرین تلاش ها برای توسعه روابط نیز «یانگ جیه چی» در سفری از کشورهای کنیا، نیجریه، سیرآلئون، الجزایر، مراکش، عربستان سعودی و مالدیو دیدار خواهد کرد.
در سالهای اخیر چین و آفریقا در قالب همکاریهای مشترک توانستهاند روابط رو به گسترشی را تجربه کنند به گونهای که بسیاری از ناظران سیاسی چین را اولین بازیگر اقتصادی حوزه آفریقا ارزیابی میکنند. چین به عنوان یکی از قطبهای اقتصادی جهان برای تامین منابع انرژی ونیز بازار فروش کالاهای خود به منطقهای ثروتمند مانند آفریقا نیاز دارد. از سوی دیگر چین برای حفظ موقعیت جهانی خود باید به رقابت با سایر بازیگران نیز بپردازد که از محورهای اصلی این رقابت را تلاش این کشور برای حضور در آفریقا تشکیل میدهد.
البته چین در بسیاری از نقاط جهان از جمله خاورمیانه،آسیای مرکزی و قفقاز و آمریکای لاتین به سرمایه گذاری پرداخته که تاکنون نیز موفق بوده است. به هر تقدیر چین ، همکاری با 54 کشور آفریقایی را فرصتی مناسب برای رسیدن به اهدافش میبیند و تلاش دارد با مشوقهای اقتصادی برخی کمکهای انسانی دوستانه این مهم را اجرایی کند . روند تحولات جهانی نشان میدهد که دو منطقه آمریکای لاتین و آفریقا به دلیل برخورداری از منابع انرژی و زیر زمینی در آینده کانون اصلی تحولات اقتصادی جهان را تشکیل میدهند لذا کشورها برای حضور گستردهتر در این عرصه فعالیتهای بسیاری آغاز کردهاند.
در همین حال کشورهای آفریقایی نیز که به دلیل سالها استعمار و سیاستهای توسعه طلبانه قدرتهای بزرگ از مسیر توسعه بازمانده و صرفا به ابزاری برای ارتقای سایر کشورها مبدل شدهاند اکنون حضور کشوری مانند چین را عاملی برای خروج از این وضعیت میبینند. از ویژگیهای چین ، نداشتن تاریخ استعمارگری در عرصه جهانی به ویژه در آفریقا است که سبب میشود تا این کشورها با دیدگاهی بهتر نسبت به این کشور به توسعه روابط با آن بپردازند . از سوی دیگر حضور چین موجب ایجاد رقابت میان قدرتهای بزرگ رای برقراری روابط با آفریقا میشود که نتیجه آن نمیتواند کسب برخی امتیازات برای این قاره باشد.
البته کشورهای غربی و صهیونیستها که حضور چین در آفریقا را چندان در چارچوب اهداف خود نمیدانند با تحرکات نظامی و سیاسی در این قاره ، ایجاد بحرانهای امنیتی برای به چالش کشاندن سرمایه گذاریهای چین در آفریقا ، مطرح کردن اتهاماتی مبنی بر حمایت چین از سودان و زیمبابوه که غرب از نگاه خود آنها را دولتهای دیکتاتور و غیره مردمی میداند ، سعی در به چالش کشاندن چین و فعالیتهای آن در حوزه آفریقا دارند.
به هر تقدیر میتوان گفت که چین با بهره گیری از ظرفیتهای اقتصادی به دنبال حضور فعال در منطقهای استراتژی مانند آفریقا است چرا که چنانکه بسیاری از ناظران سیاسی و استراتژیک تاکید دارند در آینده کانون توجهات جهانی را آفریقا و آمریکای لاتین تشکیل میدهد که با منابع زیر زمینی خود به عرصه رقابت قدرتهای مبدل میشوند.
در این میان دیدگاههای استعماری برخی کشورهای غربی موجب شده تا در کنار این توجهات تشدید جنگ داخلی و منطقهای نیز در این قاره افزایش یابد که بیشتر به دلیل دخالتهای کشورهای استعمار گر ایجاد و روبه گسترش میباشد که بخشی از آن برای تاثیر گذاری بر فعالیت های چین در این قاره است . البته چین همزمان با آفریقا ، گرایش به کشورهای عربی را نیز در دستور کار قرار داده تا در سایه آن بتواند منافع بیشتری را هم در آفریقا و هم در خاورمیانه کسب کند که تا حدودی نیز موفق بوده است.
جام جم آنلاین-قاسم غفوری