حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نکته دوم: گاهی دیده میشود حساسیتهای مردمی در برخی ابعاد نسبت به نوامیس دیگران کاهش یافته است؛ به طوری که احتمال دارد فردی شاهد وقوع یک جرم باشد، اما لزومی برای تماس با پلیس احساس نکند یا در مواردی، اعضای خانواده چشمشان را روی تخلفات فرزندان ببندند یا همسایهها، قانونشکنی همسایه دیگر را نادیده بگیرند. کمشدن حساسیتهای مردمی نسبت به آسیبهای اجتماعی، مجرمان را جریتر میکند و حوادث فجیع را افزایش میدهد.
نکته سوم : مجازات شلاق برای متهمان چنین پروندهای، کافی نیست و احتمال دارد وحشت مجرمان بالقوه از مجازات با شنیدن این حکم از میان برود و قبح قضیه نیز در اذهان عمومی کمرنگ شود. حتی اگر چنین فرض کنیم که زن این پرونده نیز مجرم بوده است، حتی اگر تجاوزی در این پرونده رخ نداده بود، اما آیا اذهان عمومی با شنیدن خبر چنین جنایت فجیعی مورد تجاوز قرار نگرفته است؟ آیا زنان شنونده این خبر، تحقیر نشدهاند؟ آیا اذهان عمومی به واسطه این عمل مجرمانه مشوش نشده است؟ پاسخ همه این پرسشها مثبت است و به همین دلیل، مجرمان این پرونده باید تاوان این مکدر کردن خاطر جامعه را بپردازند.
مردم باید بدانند که قانونشکنان این پرونده، باید راهی طولانی برای بازگشت به جامعه طی کنند و خاطیان پس از وقوع چنین عملی به آسانی از سوی جامعه پذیرفته نمیشوند. همچنین مجازاتها باید در جهت اصلاح بزهکاران باشد، در حالی که درد شلاق پس از مدتی از میان میرود. در این زمینه، شاید لازم باشد مجازاتهایی چون حبس، تبعید، محرومیت از برخی حقوق اجتماعی، گرفتن گواهینامههای رانندگی مجرمان تا پایان عمر و حتی مجبور کردن آنها به بازدیدهای دائمی و طولانی مدت از تبعات این جرم بر قربانیان حوادثی این چنینی، برای اصلاح این مجرمان موثرتر باشد.
اگر قانون در این زمینه ضعف داشته باشد، باید در جهت اصلاح چنین قوانینی کوشید نه آن که با صدور احکامی سهل برای جرائمی چنین سنگین از نظر پیامدهای اجتماعی، به جریتر کردن بزهکاران، ترویج جرم و جنایت و تخریب ارزشها در جامعه دامن زد.
دکتر سیدهادی معتمدی
پژوهشگر اجتماعی و روانپزشک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....