محورهای اصلی بیانیه وی علاوه بر آنچه در بالا آمد، عبارتند از:
1- تقدیر از حضور باشکوه و میلیونی مردم در راهپیمایی چهارشنبه
2- دعوت از فعالان سیاسی و بزرگان انقلاب به سپاسگزاری
3- تصریح به عقبنشینی آقای موسوی از انکار دولت احمدینژاد و اینکه پیشنهادهای سازنده وی میتواند سرآغاز حرکت وحدتبخش در جبهه معترضین با دیگران باشد.
نگاهی به بند 3 و درخواست از رهبری نشان میدهد که آقای رضایی در خطاب قرار دادن رهبری، دچار اشتباه فاحشی شده است که باید آن را ناشی از سادهانگاری از مساله دانست.
بیتردید نادیده گرفتن بخشهای عمده آخرین بیانیه آقای موسوی که هیچ چرخش و تغییر نگرشی از آن مستفاد نمیشود و تمسک جستن به پیشنهادهای وی باعث این تحلیل نادرست از شرایط شده است. شایستهتر آن بود که آقای رضایی با اشاره به خروش عاشورایی ملت، پیام این حضور را در نامهای خطاب به آقایان موسوی و کروبی یادآور میشد و آنان را به همراهی نکردن با ضدانقلاب و تلاش برای برداشتن گامهای عملی در جهت آرامش بخشی و وحدت در جامعه فرا میخواند.
آیا تا امروز رهبری مانع وحدت و آرامش جامعه بودهاند که چنین درخواستی مطرح میگردد؟ و مگر رهبری انقلاب طی 7 ماه گذشته از هر تلاش و اظهار نظری در جهت حل مساله، اعتمادسازی، جداسازی نامزدهای معترض از حرکت ضدانقلاب، برخورد با قانونشکنان و متخلفان (ماجرای کهریزک) و ... استنکاف ورزیدهاند که امروز باید ایشان را مخاطب قرار دهیم؟
برای یادآوری تلاش میکنم به اجمال مروری داشته باشم بر روند اظهارات رهبر انقلاب طی 7 ماه گذشته تا معلوم شود چه کسانی از این همه نجابت، بزرگواری و سماحت به خود غرّه شدهاند و برخی دوستان هم نشانی غلط میدهند.
پس از برگزاری انتخابات در حالی که آقایان کروبی و موسوی، رئیسجمهور منتخب مردم را غیرقانونی و غیرمشروع معرفی میکردند و آقای کروبی در بیانیه اولش(1) با خط و نشان کشیدن اعلام کرد: «تازه این اول داستان است.»
رهبر معظم انقلاب در خطبههای نماز جمعه بعد از انتخابات هر 4 نامزد را جزو عناصر نظام معرفی کردند و با اعلام این که همهشان را من از نزدیک میشناسم و با همهشان کار کردهام فرمودند دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضدانقلاب نیست.(2)
در همان سخنرانی نیز نقدهای خود را نسبت به مناظره دوطرف در تلویزیون بیان فرمودند و بصراحت اعلام کردند ضمن آن که از آزادی بیان لذت بردم، اما بخش معیوب قضیه بنده را ناخرسند و متاثر کرد.
در همین سخنرانی بود که ایشان صریحا از آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری که در سخنان آقای احمدینژاد مسائلی به آنها منتسب شده بود، دفاع کردند.
تمام تلاش رهبر انقلاب این بوده است تا معترضان و ناکامان انتخابات (آقایان کروبی و موسوی) را در زمره نیروهای انقلاب حفظ نمایند. با پیامهای خصوصی(3) و در نهایت علنی آنان را دعوت به قانون کردند، فرصت رسیدگی فراهم ساختند که هیچکدام از این دو از فرصت خود استفاده نکرده و اسنادی ارائه ننمودند.
در اظهارات خود این اختلافات را جزئی تلقی کردند که قابل حل است.(4) وقتی در دیدار با بسیجیان گروهی شعار مرگ بر منافق و ضدولایت فقیه سر دادند، هشدار دادند: «مراقب باشید، مواظب باشید نمیشود هر کسی را به مجرد یک خطایی یا اشتباهی گفت منافق، نمیشود هر کسی را به مجرد این که یک کلمه حرفی برخلاف آنچه که من و شما فکر میکنیم، زد، بگوییم آقا این ضدولایت فقیه است. در تشخیصها خیلی باید مراقبت کنید.(»5)
و این نگاه محبتآمیز و اسلامی ایشان همچنان ادامه دارد. مگر رهبر انقلاب به تأسی از امام بزرگوار به آقایان متذکر نشدند که اگر دیدید استکبار و صهیونیسم از حرکت و اقدام شما خوشحال شدند بدانید مسیری کج، غلط و زاویهدار را طی میکنید. (6)
مگر بارها آقایان را «دوستان ما» خطاب نکردند و فرمودند: «اصل این حوادث خیلی خلاف انتظار نبود اما اشخاصی که وارد شدند خلاف انتظار ما بود.» (7)
و در نماز جمعه سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی را در قبال جریانهای سیاسی کشور اعلام کردند.(8)
در سخنان بعدی متناسب با خشونت آشوبگران و سرسختی و لجاجت سران این جریان آن هنگام که به امام اهانت شد، شعار حذف اسلام سر داده شد، در روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان» فریاد شد باز این رهبر انقلاب بود که آقایان را با احترام مورد خطاب قرار داد که: «چشم خود را باز کنید و از این جریان تبری بجویید... این برادران سابق ما که اسم و رسم خود را مدیون انقلاب اسلامی هستند چرا به خود نمیآیند و نمیبینند که دشمنان انقلاب و امام چگونه از سخنان و اقدامات آنها خوشحالند و کف و سوت میزنند و عکس آنان را سر دست گرفتهاند... من همچنان قائل به جذب حداکثری و دفع حداقلی هستم ولی برخی افراد ظاهرا خودشان اصرار بر فاصله گرفتن از نظام، و طرد شدن دارند.» (9)
جناب آقای رضایی!
همه این موارد را متذکر شدم تا یادآوری باشد برای همه تا بدانیم و بدانند که رهبر انقلاب تا امروز همه راههای کاهش تنش، تبیین صحنه نزاع، تفکیک منتقدان و ضدانقلاب، هشدار و دعوت به بازگشت از مسیر خطا را طی کردهاند. اما کینهها، حسادتها، خودمحوری و لجاجتهای نفسانی ظاهرا راه را بر آقایان بسته است. اگر جنابعالی و سایر دوستان انقلاب این قدرت را در قلم و کلام خود میبینند، بهتر است حجت را (به سهم خود) برای آقایان کروبی و موسوی تمام کنند.
بیانیه اخیر آقای موسوی نیز چیزی جز ادامه حرفها و مشی گذشته نیست و نباید به آن دلخوش دارید.
و به تعبیر رهبر انقلاب «مشکل اصلی همین حرفها و عملهای فریبکارانه و غبارآلودگی فضاست.»
بیژن مقدم
پاورقیها:
1- 23/3/88
2- 29/3/88
3- رهبر انقلاب: در همان ساعت اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آنها سوءاستفاده میکنند و شما نمیتوانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد.(6/8/88)
4- 5/8/88
5- 4/9/88
6- 15/7/88
7- 4/6/88
8- 20/6/88
9- 22/9/88