روزانه ها

11 بازیکن، 70 میلیون مربی

میثم اسماعیلی: «اصلا از همون اولش معلوم بود! الان تازه دقیقه 6 بازیه. بازیکنی که 700 میلیون واسه یه نیم‌فصل پول می‌گیره، همینم میشه دیگه. توی زمین وایستاده راه نمیره. مربی‌ام که می‌ترسه بیارتش بیرون، چرا که به تریج قبای آقای بازیکن بر می‌خوره» همان اول که نشسته‌ام توی ماشین؛ راننده یکریز دارد حرف از فوتبال می‌زند، آنقدر که یک‌بار دیگر، از او مسیر را می‌پرسم و او هم انگار جزوی از بحث‌های کارشناسانه فوتبالی‌اش باشد، می‌گوید: «همون هفت تیر. این تیم دیگه تیم نمی‌شه. یه زمانی بایست از ژاپن و کره حساب می‌بردیم، حالا حریفای ما شدن اردن و قطر»! خسته و کلافه دست می‌کنم تا کتابی، مجله‌ای از کیفم بیرون بیاورم و بخوانم. خودم را همراه کنم با قهرمان داستان کتاب توی دستم، شاید هم از این ترافیک خلاص شده باشم هم از حرف‌های کارشناسانه راننده: «اونو نخون آقا. ببین من دارم چی می‌گم»! انگار خلاصی نیست!
کد خبر: ۳۰۳۴۵۷

می‌گویم سررشته‌ای از فوتبال ندارم، راستش را بخواهید یکجور‌هایی هم ازش بدم می‌آید. کاری هم ندارم فوتبال تیم ملی باشد یا فینال جام جهانی. حالا چند دقیقه‌ای زیر لبش با خودش تحلیل را ادامه می‌دهد و انگار گرم شده باشد، یکباره با اشاره می‌گوید کتاب را ببندم. بی‌خیال خواندن کتاب می‌شوم و دو دستم را می‌گذارم روی هم تا مثلا عصبانی بودنم را به او نشان داده باشم که یعنی بفرمایید. راننده نه تنها عصبانیتم را نفهمیده بلکه انگار حالا جلوی دوربین دارد کارشناسی می‌کند لحن محاوره‌ای‌اش را رسمی می‌کند: «ببینید! فوتبال عین زندگی است. شکستش درس است، پیروزی‌اش درس است، حتی اگر مساوی بشود باید درس بگیرید.» بعد دوباره میکروفن را یادش می‌رود: «مشکل مام همینه که هیچ‌وقت درس نمی‌گیریم. بابا یکی بایست به اینا بگه این قطبی به درد همون تیم پرسپولیس می‌خورد و بس. یه تیمو که 70 نفر کوچ نمی‌کنن»!

روایتی هست که می‌گوید تیم ملی ایران 11 بازیکن دارد، 70 میلیون مربی. راننده خطی مسیر من یکی از همان 70 میلیون مربی است. بدشانسی‌های من هم تمامی ندارد. تازه راننده دارد مسافر دوم سوار شده را برانداز می‌کند که ایران گل دوم را از قطر می‌خورد. راننده نگاهم می‌کند. من هم نگاهش می‌کنم. می‌گوید: «بیا! نگفتم؟» می‌گویم: من همین جا پیاده می‌شوم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها