حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برنده نوبل ادبی سال 2008 حالا در ایران نویسنده شناخته شدهای است. آثار او بسرعت چاپ میشوند آن هم با ترجمههای متفاوت. «ترجیع گرسنگی» با ترجمه «مهستی بحرینی» چند وقتی است که منتشر شده است.
این اثر با عنوان «آوای گرسنگی» با ترجمه مهتاب صبوری نیز قرار است از سوی نشر افراز منتشر شود. این کتاب اثری است درباره زندگی مادر نویسنده با ارجاعاتی به زندگی واقعی خود لوکلزیو.
«لوکلزیو» دوست نداشته کتاب شرححال بنویسد به همین خاطر واقعیت در این زمان با تخیل و رویا در هم آمیخته و شخصیتها و فضا تغییر کرده است. نامهای اصلی با واقعیت تطبیق ندارند. اما فضا کاملا فرانسوی است. تمام ارجاعات آن نیز فرانسوی است. داستان با شعری از «جشن گرسنگی» آرتور رمبو آغاز میشود و با خاطره نخستین اجرای «بولرو» اثر راول، آهنگساز فرانسوی به پایان میرسد.
این کتاب داستان زندگی چند نفر است. زندگیهای به هم پیچیده و در هم تنیده. خشم و گرسنگی نکتههایی هستند که مدام تکرار میشوند. به همین خاطر است که مترجم نیز عنوان «ترجیع» را برای کتاب انتخاب کرده است.
داستان مربوط به سالهای دور است در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم. فقری که آن روزها گریبان جوامع اروپایی را گرفته بود، در کتاب توصیف شده. فقر آدمهایی که شکمشان با پسماندههای بساط سبزیفروشیها سیر میشد، حضور معمولی در این اثر دارد، اما با همه این تلخیها، ترجیع گرسنگی روایت زندگی چند خانواده.
داستان جوانهایی که بزرگ میشوند و عاشق. شکست میخورند و باز هم به زندگی ادامه میدهند.
کتاب مملو است از توصیفهای خواندنی.
«با این فکر که حفرهای که درونش را شکافته بود، پرخواهد شد، به خواب میرفت. اما صبح روز بعد، پس از بیداری میدید که دو لبه زخم همچنان از هم دور مانده است.
با این حال میتوانست زندگی کند و این بیش از همه مایه شگفتیاش بود. میتوانست برود، بیاید، کارهایی انجام دهد، برای خرید از خانه خارج شود، درس پیانو بگیرد، با دوستانش دیدار کند، در خانه عمهها چای بنوشد، میتوانست روزنامه بخواند و به سیاست علاقه نشان دهد.»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....