فصل پرسوز زمستان هم آمد

نخواب، می‌میری!

بعد از آن یکی دو ثانیه اضافه‌ای که بلندترین شب هر سال را می‌سازد و ما به میمنت همان چند ثانیه تمام شبی را که شب چله نام دارد به میوه و شیرینی خوردن و تخمه شکستن می‌گذرانیم، زمستان سرد و طولانی آغاز می‌شود. البته معلوم است که سردی و بلندی زمستان از شهری به شهری دیگر فرق می‌کند، اما از آنجایی که زمستان همه هویتش به سوز و سرما و تمام نشدنی بودنش است، پای استثنائات را وسط نمی‌کشیم و مناطق حاره‌ای و گرم و مرطوب را که خودش بخش بزرگی از زمین است، در این مبحث به حساب نمی‌آوریم.
کد خبر: ۳۰۳۳۰۲

زمستان با شروع امتحانات ترم همراه است. امتحانات میان ترم در حال تمام شدن است و فرجه‌ها در حال شروع شدن. البته به رغم تعطیلات معمولا 10 روزه‌ای که دارید، اضطراب هم با تنبلی در درس نخواندن همراه می‌شود.

بچه دبیرستانی‌ها خیالشان راحت تر است. درس‌ها سبک‌تر است و آنها به هر حال در مجموع، درسخوان‌تر از دانشجوها هستند. در دبیرستان چشم و هم چشمی برای نیفتادن درسی، بیشتر است. اما اگر دانشجویید، در طول ترم درس نخوانده‌اید و همچنان به تنبلی‌تان ادامه می‌دهید، تنها چیزی که می‌تواند کمکتان کند، سرمایی است که دل و دماغ بیرون رفتن را ازتان بگیرد و چاره‌ای جز در خانه ماندن و درس خواندن برایتان باقی نگذارد. لب کلام این‌که سرمای زمستان را در زمینه درسی آنهم دم امتحانات، یک امتیاز مثبت به حساب بیاورید.

زمستانی‌های از یاد رفته

بازی‌های زمستانی که ماده اصلی اغلبشان برف است، از دیرباز یعنی همان زمان‌هایی که زمستان هنوز اسم نداشت اما وجود داشت، در میان مردم رواج داشته است.ابتدایی‌ترین این بازی‌ها پرتاب گلوله‌های برف به سمت دوستان و اعضای خانواده است. البته در این بازی گاه می‌توان پای غریبه‌ها را هم وسط کشید، که البته کاملا به شرایط بستگی دارد.

به هر حال برف بازی کردن زمان دانشجویی و در حیاط دانشگاه صفای دیگری دارد. البته حواستان به این‌که با کی شوخی می‌کنید باشد، این‌که گلوله برفتان اشتباهی پیشانی یکی از استادان دانشگاه را نشانه بگیرد، باز هم نمی‌تواند شما را به عاقبت خوبی برساند. حتی اگر لبخند بزنید و معذرت خواهی بکنید، هم خنده‌های ریز دیگران از نگاه استاد دور نمی‌ماند.

ساخت مجسمه‌های برفی و یخی یکی از سرگرمی‌های مردم دنیا در فصل زمستان است. در کشورهایی که زمستان‌ها پر برف و طولانی دارند، هنرمندانی هستند که در جشنواره‌های سالانه میخ و چکش دست می‌گیرند و به جان تکه‌های بزرگ یخ می‌افتند تا احتمالا مجسمه داودی بسازند که دارد تلاش می‌کند «دیسک» را به دور دست‌ها پرتاب کند.

در روحانی «جشنواره آدم برفی‌ها» که در یکی از روستاهای اطراف شهر چرناتسک در جنوب هر ساله برگزار می‌شود. در این مسابقه تنها جوان‌های زیر 30 سال اجازه شرکت دارند و قوانین آن بسیار ساده است. هر کسی بتواند سریع‌تر از بقیه آدم برفی آبرومندانه‌ای بسازد جایزه اول جشنواره را مال خود می‌کند.

اسکی روی برف

اسکی ورزش فرح‌بخشی است که در زمستان‌ها یقه آم‌های ماجراجو را می‌گیرد. چوب‌های اسکی را بردارید و راهی شوید. در فاصله کمی از تهران خودمان دو پیست اسکی دیزین و شمشک وجود دارد که با اولین بارش زمستانی برف، از جمعیتی که با چوب‌های اسکی و تیوپ‌های پرباد روی برف‌ها لیز می‌خورند، زمین می‌خورند و دست و پایشان می‌شکند انباشته است. البته در جاهای دیگر کشور هم پیست اسکی وجود دارد مثلا کوهرنگ نزدیک شهر کرد.

آن بالا که بایستید، در حالی که عینک مخصوصتان را زده‌اید، لباس‌های مخصوص را پوشیده‌اید و چوب‌های مخصوص را به پایتان وصل کرده‌اید، دنیا شکل دیگری است. قرار است با کمک چوب دستی‌ها خودتان را به جلو هل بدهید، کمی بیشتر و حالا برف بقیه کارها را برایتان انجام می‌دهد. چوب اسکی‌ها روی برف لیزتان می‌دهند و رد حرکت سریع‌تان بر روی برف، مارپیچی و نه‌چندان عمیق روی زمین شیب‌دار برفی پشت‌سرتان باقی می‌ماند.

اسکی ورزش گرانی است. مال آنهایی است که وقت دارند، ماشین دارند و چوب اسکی‌شان را هم قبلا خریده‌اند. ضمن این‌که روزگاری فرصت این را داشته‌اند که اسکی کردن را یاد بگیرند. مخصوصا اگر مصر باشید که حتما روی یخ اسکی کنید، باید بگویم که هزینه‌های این یکی واقعا سرسام‌آور است اما لذتش هم به همان اندازه چندین برابر می‌شود.

با این حال پیست‌های اسکی به همه آنهایی که به سمتشان سرازیر می‌شوند، چه با چوب اسکی و چه با پای خالی، خوش آمد می‌گویند. پس اگر هیچ کدام از امکانات بالا را ندارید همچنان ناامید نشوید. امکان لذت بردن از پیست‌های اسکی برای شما هم وجود دارد. فقط کافی است با یکی از مینی‌بوس‌های محلی به محل مورد نظر بروید و از آنجا خودتان را هرجور شده به بالای کوه برسانید. تیوپ بزرگی را اجاره کنید و با دوستانتان چند نفری توی آن بنشینید. کمی پایتان را روی برف‌ها هل بدهید و حالا همه چیز مهیای یک لیزخوردن حسابی است. چون هیچ‌گونه استانداردی در این شیوه لذت بردن از برف وجود ندارد، احتمال آسیب دیدگی هم بسیار بالاست.

ایران حدود 13 پیست اسکی بین‌المللی دارد که پیست اسکی آبعلی در اطراف تهران قدیمی‌ترین آنهاست. «توچال»، «دیزین»، «شمشک»، «دربند سر» و «سهند» به همراه تعداد زیادی پیست اسکی در مناطق مختلف کشور مثل همدان، اردبیل، قزوین، کهگیلویه و بویر احمد، تهران، آذربایجان غربی، اصفهان، فارس، کردستان، چهارمحال و بختیاری وجود دارد که در زمستان‌ها اسکی بازهای زیادی را به خودشان می‌بینند.

پارو وسیله‌ای زمستانی

ساختن تونل‌های برفی از سرگرمی‌های دوران بچگی و حتی جوانی خیلی‌هایمان بوده است. وقتی شروع به کندن دریچه‌ای در انبوهی از برف انباشته شده که از پارو کردن پشت بام خانه به‌دست آمده می‌کنید، توی ذهنتان خانه اسکیمویی را تصور کنید که با تکه‌های برف و یخ شکل داده شده و دود خاکستری از دودکش یخی خانه بیرون می‌زند. حالا از رویا بیرون بیایید و به کندن ادامه بدهید. ساختن کلبه‌های برفی با این‌که تنها در مناطق پر برفی مثل شهرهای غربی و شمال غربی کشور و همین‌طور مناطق کوهستانی امکان پذیر است.

دلتنگی برای کرسی‌های قدیمی

کرسی هم از آن مفاهیم دوست داشتنی است که آدم را حسابی گرم هم می‌کند. کرسی‌های قدیم که کارشان با یک منقل زغالی، تخت‌چوبی عظیم‌الجثه‌ای که مخصوص این کار ساخته شده است و پتویی به بزرگی دو پتوی دو نفره، راه می‌افتد. قدیم ترها یعنی در دوره کرسی‌های زغالی، زمستان معنای واقعی‌تری داشت. سرما امان آدم‌ها را می‌برید و در روزهای برفی نمی‌توانستید از شدت باد و بوران قدم از قدم بردارید. البته همین حالا هم در خیلی از مناطق کوهستانی کشور، آنجاهایی که راه‌های صعب العبور دارند، مردم تمام زمستان را در روستایشان می‌مانند.

بافتنی

بافتنی، کامواهای رنگی و میل‌های سرگردان که دانه‌ها را تند و تند در هم فرو می‌برند تصویری بسیار روشن از زمستانی سرد در کنار شومینه‌ای گرم است. با این‌که نسل بافنده‌های خانوادگی که اغلب مادرهای جوانی بودند که به قول پیرترها چشم‌هایشان سو داشت از بین رفته است و این روزها کمتر جوان کاموا به دستی را می‌بینید که با علاقه شال بلند زرشکی نازک ببافد تا سه دور دور گردنش بپیچد و به خود ببالد که اثری چنین خلق کرده است، هنوز هم لباس‌های دستباف از ارج و قرب بسیاری در میان لباس‌های زمستانی دیگر برخوردارند.

شب‌نشینی‌های گرم

روزگاری شب‌نشینی به عنوان یکی از ویژگی‌های شب‌های زمستان اوقات فراغت خانواده‌ها را پر می‌کرده است. شب‌نشینی‌هایی که با آموزش و پرورش غیرمستقیم کوچک‌ترهای خانواده همراه بود و در آن پیرهای فامیل همه جوانان علاقه‌مند و همین‌طور بچه‌های کوچکی که دلشان می‌خواست بروند برای خودشان بازی کنند را دور شیرینی‌ها و میوه‌های رنگاوارنگ و ظرف‌های آجیل و تخمه جمع می‌کردند تا آموزه‌هایشان را در قالب نقل و متل به خانواده یاد بدهند. خیلی از ما جوان ترها مفاهیمی مثل مرام، دوستی، ارزش پدر و مادر و از این دست را در همین نقل‌گویی‌ها و شب‌نشینی‌هایی که دل خوشی ازشان نداشتیم و شاید هیچ‌وقت به حسابشان نیاوریم، آموخته‌ایم.

فصل مریضی‌های بی‌خبر

زمستان فصل مریضی‌های اغلب بی خبری است که آدم را گاهی زمین‌گیر هم می‌کند. سرما خوردگی‌هایی که با آبریزش بینی، سرفه‌های آبدار و یا چرک گلو همراهند، آنفلوآنزا، سرماخوردگی‌هایی که سرفه‌های خشکش امانتان را می‌برد و خلاصه هزار و یک درد و مرض دیگر که گناهش را گردن زمستان می‌اندازند.

البته نیروی جوانی معمولا در زمستان هاست که فرقش را با شعف و خمودی پیری به روشنی نشان می‌دهد. آنجا که پیرها از درد استخوان خودشان را در جوراب‌ها و ژاکت‌های پشمی پیچیده‌اند، از خانه بیرون نمی‌آیند و از پنجره اتاق نوه‌های ور پریده رشیدشان را تماشا می‌کنند که با پیراهن‌های آستین کوتاه گلوله‌های برفی به سمت هم پرتاب می‌کنند.

قانقاریا هم از بیماری‌هایی است که دلیل بی‌برو برگردش سرماست. البته باید کمتر نمونه زنده‌ای از آدم قانقاریا گرفته را در زندگی‌تان دیده باشید. برای خیلی‌هایمان قانقاریا همیشه یک بیماری فیلمی بوده و سیاه شدن استخوان‌ها از عوارض این بیماری است که معمولا هم منجر به قطع آن عضو می‌شود. راستی می‌گویند حواستان باشد در سرمای شدید خوابتان نبرد که احتمال خواب به خواب‌رفتن بالاست!

محدثه مومنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها