خطی‌های ونک - شهرک

یک رمان تازه چاپ شده به اسم «یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم» که نویسنده آن سینا دادخواه 25 ساله است این کتاب هم اولین تجربه قصه‌نویسی اوست. داستان از پاساژ گلستان در شهرک غرب شروع می‌شود. از سامان که منتظر ندا است که بیاید و با هم بروند داخل پاساژ گلستان خرید کنند. گذار خیلی‌هایتان به پاساژ گلستان افتاده. پاساژ گلستان در این داستان همان‌طور است که دیده‌اید. از سوپرمارکت حیاط پایینی پاساژ گرفته تا حوض فیروزه‌ای وسط پاساژ و پیتزا همسایه. بعد فکر نکنید رمان محدود می‌ماند به همان یک‌جا و محدود می‌ماند به همان یک راوی. راوی‌ها مدام عوض می‌شوند. «یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم» چهار راوی دارد که در حقیقت آدم‌های اصلی کل قصه‌اند.
کد خبر: ۳۰۳۲۹۹

قصه‌ای که از پاساژ گلستان شروع می‌شود، به بیمارستان دی می‌رسد و می‌رود به خیابان‌های میرداماد و میدان مادر و خیابان سی‌وسوم یوسف‌آباد و خیلی جاهای دیگر. آدم‌های قصه مثل خودمان هستند و دغدغه‌های مشابه دارند. اصلا بگذارید بگویم «یوسف‌آباد خیابان سی‌وسوم» قصه جوانی است، هرچند بعضی جاها جوانی‌اش خیلی لوس از آب در‌ می‌آید و ممکن است به مذاق بعضی‌هایتان خوش نیاید.

رمان با این جمله‌ها شروع می‌شود: «20 دقیقه است دارم توی این سگ‌لرز این پا و آن ‌پا می‌کنم. گلستان دارد شلوغ‌تر می‌شود و سیل آدم‌های تشنه را پشت سد آجری‌اش بند می‌آورد. حسابش دیگر از دستم در رفته که چند بار این پله‌های سنگی را بالا و پایین کرده‌ام. شست پام توی جوراب پشمی آدیداس قندیل بسته و دست‌هام مثل خرس‌های قطبی توی جیب‌هام به خواب عمیق زمستانی فرو رفته‌اند. پوست صورتم از سرما می‌سوزد، ولی تا وقتی ندا نیامده، نمی‌خواهم بروم توی پاساژ. اتوبان همت شلوغ است، اما روان. خطی‌های ونک شهرک، همت را خوب می‌شناسند. می‌اندازند لاین سرعت و به ماشین جلویی‌شان چراغ می‌دهند و اگر ماشین جلویی کنار نکشید، ‌یک لایی فرمول یکی می‌کشند و می‌آیند لاین دو...»

سینا دادخواه در مصاحبه‌هایش گفته که دغدغه شهر دارد. او در یکی از گفتگوهایش گفته است: «شهر را به مفهوم خود شهر، می‌گشتیم، با همان دوستی که از دستش دادم. دوربین دست‌مان بود و از شهر عکاسی می‌کردیم. بعدازظهرهای جمعه شهر برای ما بود. کوچه‌پس‌کوچه‌ها، از الهیه گرفته تا مرکز شهر و جنوب شهر، به همه‌جا سرک می‌کشیدیم. یک مجموعه عکس‌هایی دارم که شاید کسی نداشته باشد. مثل همه جوان‌هایی که در اول سال‌های دانشگاه‌شان درگیر فضاهای هنری و دانشجویی هستند، ما هم همان طور بودیم.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها