در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از دو نامه مربوط به مادر بزرگ آنتونی است.آنتونی چند سال قبل در یک حادثه رانندگی مادر و پدرش را از دست داده و از آن زمان با مادر بزرگ و پدر بزرگش زندگی میکند.
مادربزرگ آنتونی در نامهای به بن نوشته بود که پدربزرگ در حال حاضر به دلیل بیماری سختی که دارد نمیتواند در خارج از منزل، آنتونی را همراهی کند و فقط میتواند در منزل او را راهنمایی و با او صحبت کند زیرا دیگر توان راه رفتن ندارد.
از آنجایی که سن آنتونی حساس است و در آستانه گذر از کودکی به نوجوانی است نیاز به یک راهبر و مشاور همجنس خود دارد تا بتواند راه درست را در زندگی به او نشان دهد و به همین دلیل از بن خواهش کرده بود که به عنوان برادر بزرگتر در کنار آنتونی باشد.
بن از خانوادهای محترم و تحصیلکرده و از طبقه نسبتا بالای اجتماع است. او در حال فارغالتحصیل شدن از دانشکده حقوق تگزاس است و قبول کرد که هر هفته چند روز زمانی را با آنتونی بگذراند و در کنارش باشد.
اوایل آنتونی کمی خجالتی به نظر میرسید زیرا احساس تنهایی زیادی میکرد اما بتدریج به قدری با بن صمیمی شد که 2 برادر واقعی نیز با یکدیگر این قدر صمیمی نمیشوند.
بن او را با خود به کتابخانه دانشکده میبرد. با او در مورد درس و انتخاب رشته و مسائل اجتماعی صحبت میکرد. گاه گاهی با هم به پارک و رستوران میرفتند و چند بار هم آنتونی را به منزل و پیش خانواده خود برد اما از آنجایی که نمیخواست آنتونی با دیدن والدین او احساس کمبود کند ترجیح میداد بیشتر دیدارهایشان در محیطهای خارج از منزل باشد تا هم حوصله آنتونی سر نرود و هم سر حال شود و در ضمن به مسائلی که در خارج از منزل با ان برخورد میکنند بپردازند.
بن تنها فرزند خانواده بود و انگار آنتونی را واقعا مثل عضوی از خانواده خود پذیرفته بود.
آنتونی هم معتقد بود که بن نهتنها به عنوان برادر بلکه مانند یک دوست صمیمی به زندگی او جهت بخشیده و در اجتماعی که برای 25 هزار نفر برگزار میشد و از برادران نمونه تقدیر میشد بن و آنتونی نیز حضور یافتند و در آنجا آنتونی نامهای را در حضور همگان برای بن قرائت کرد و در پایان مراسم نامه را به خود او داد که این نامه دومین نامهای بود که به گفته بن تاثیر زیادی در زندگیاش داشت.
آنتونی در نامه از بن تقدیر و تشکر کرده بود و گفته بود از اینکه بن به او مهر میورزد و با وجود طولانی بودن راه بین منزلشان، هفتهای 3 بار به دیدن آنتونی میآید و او را بیرون میبرد، در درسهایش به او کمک میکند، با او فوتبال و والیبال بازی میکند و در اوقات فراغت با یکدیگر به تفریح و گردش میپردازند و بن با مهربانی به انواع سوالات آنتونی پاسخ میدهد متشکر است. آنتونی از تمام محبتهای بن تشکر کرده و در پایان گفته بود امیدوار است بن به عنوان مهربانترین و بهترین برادر سال شناخته شود.
جالب اینجاست که هیات داوران نیز نهایتا بن را به عنوان برنده این جشنواره معرفی کرده بودند و وقتی بن را برای صحبت دعوت کردند او که غافلگیر شده بود گفت که این تنها من نبودم که سعی کردم به آنتونی کمک کنم، بلکه خود او نیز شادابی و سرزندگی را به زندگیام آورد.
من سعی کردم بدیهیاتی که هر برادر بزرگتری برای برادرش انجام میدهد و به او یاد میدهد به آنتونی منتقل کنم اما آنچه در مقابل از آنتونی یاد گرفتم صداقت و محبت بیقید و شرط بود.
هر بار که به دیدن آنتونی میرفتم فرصتی برایم ایجاد میشد تا صبر، عشق و تحمل را تمرین کنم. او هر بار موقع خداحافظی مرا بغل میکرد و میگفت بابت همه چیز متشکر است و او با این کار درس قدردانی به من میداد.
او معتقد بود این فرصتی است که برای همه ایجاد نمیشود و از اینکه خداوند به او لطف کرده تا او بتواند در کنار خانواده و تحصیل از این موقعیت انسانی و اخلاقی نیز برخوردار شود سپاسگذار است.
این اتفاق وقتی افتاد که این دو، سه سال در کنار هم بودند و تقریبا یک روز در میان یکدیگر را میدیدند اما پس از آن نیز بن برای فوقلیسانس ادامه تحصیل داد و در کنار آنتونی ماند و گفت میخواهد این پیوند برادری برای همیشه بین آن دو مستحکم باشد.
او نامه مادر بزرگ و نامه تشکر آنتونی را همیشه نزد خود نگاه داشت تا با دیدن آن 2 نامه به قول خودش یاد نعمتهای خداوند در زمین بیفتد.
مترجم: سحر کمالینفر
منبع:bbbs.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: