حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما کریستیان گیلین، دانشیار روانپزشکی دانشگاه کالیفرنیا که پژوهشی در زمینه خواب، وقایعنگاری زیستی و اختلالات خلقی انجام داده در جواب این پرسش اساسی که مرز بیداری انسان چقدر است و محرومیت از خواب چه تبعاتی به دنبال دارد نظرات جالبی دارد. به اعتقاد او هیچکدام از این افراد مشکلات جدی پزشکی، عصبی، فیزیولوژیکی یا روانی را تجربه نکردهاند. به عبارت دیگر، تمامی این افراد به موازات افزایش یافتن مدت زمان محرومیت از خوابشان، کمبودهای تدریجی پیشرونده و معنیداری را در تمرکز، انگیزش، ادراک و سایر فرآیندهای عالی ذهنی روانی خود نشان دادند. البته تمامی موارد آزمودنی در این آزمایشات ظرف یک یا 2 شب خواب به وضعیت عادی و بهنجار نسبی بازگشتهاند. گزارشهای وقایع نگاری نیز از 4 روز بیدار ماندن سربازان در جبهه یا سه چهار روز نخوابیدن بیمارانی حکایت دارد که تحت درمان بودهاند. اما پاسخ مشکلتر این پرسش به تعریف «بیدار ماندن» برمیگردد. شواهد نشان میدهد محرومیت طولانی خواب در افراد طبیعی موجب بروز حالتهای تغییر یافتهای از هوشیاری، تظاهراتی از بیطاقتی شدید و از دست رفتن کارکردهای شناختی و حسی حرکتی میشود. در واقع، ناظرانی که روند بیداری طولانی مدت گاردنر جوان یا داوطلبان دیگر را از نزدیک یا بر اساس گزارشات وقایعنگاری زیستی مورد بررسی و مطالعه قرار دادهاند، همگی معتقدند هرچند مورد این افراد در تعریف مکانیسمهای خواب و بیداری انسان، «بیدار ماندن» تلقی میشود، اما اساسا نوعی بد کارکردی شناختی محسوب میشود.
البته در سال 2007 و با کنترل نزدیکتری نسبت به زمان گاردنر، یک باغبان 42 ساله به نام تونی رایت مدعی شکستن این رکورد شد. او برای اقدام خود برنامههای خاصی را تدارک دیده بود که از جمله آن میتوان به گذراندن حداقل 100 تجربه محرومیت از خواب که طولانیترین آنها 8 روز بوده اشاره کرد. او رژیم غذایی مخصوصی از غذاهای خام شامل میوه و سبزیجات و دمکردههای گیاهی را اتخاذ میکند که به ادعای او مغزش را برای بیدار ماندن کمک میکرد. برای وقایعنگاری این اقدام نیز خودش را محدود به حضور در محل یک استودیوی موزیک زنده کرد و اجازه داد تا از طریق یک دوربین وب، به طور تمام وقت تحت کنترل و نظارت قرار گیرد. اما تئوری خاص او برای این تجربه استفاده از تکنیک سوئیچ کردن یا به عبارتی تعویض از یک طرف مغزش به طرف دیگر در زمان خسته شدن بود؛ والها و دلفینها هم به اتخاذ روشهای مشابه سوئیچ کردن مغز معروف هستند که در این حالت به بخشی از مغز اجازه استراحت را میبخشد، در حالی که بخشهای دیگر روی سایر کارکردها نظیر تنفس متمرکز هستند. این در حالی است که دکتر ایدژیکوفسکی، مدیر مرکز تحقیقات خواب ادینبورگ معتقد است که صحت چنین نظریهای میتواند تنها از طریق کنترل و پایش فعالیت مغزی تایید شود و شخص شرکتکننده در یک آزمایش خود اجرای محرومیت از خواب ممکن است بدون این که حتی خودش متوجه شود، دورههای کوتاهی را اصطلاحا خاموش شود؛ چون صرف نشستن روی صندلی و حتی سر تکان دادن دلیلی بر هوشیاری و بیداری کامل نیست.
در این میان و در آزمایشگاه خواب دانشگاه شیکاگو آزمایشات صورت گرفته روی موشها حاکی از این است که محرومیت از خواب مداوم برای حدود 2 هفته یا بیشتر، به ناچار مرگ موشها را در پی داشته است. در این آزمایشات جالب توجه، 2 حیوان روی صفحهای واقع روی یک چاله آب که با دیوارهای از هم مجزا شده بود زندگی میکردند. امواج مغزی به طور مداوم توسط برنامه رایانهای ضبط میشد که میتوانست تقریبا به صورت آنی شروع خواب در هر کدام از موشها را تشخیص دهد. زمانی که موش میخواست به خاطر خوابیدن بیفتد، صفحه میچرخید و با تهدید هل دادن حیوان به داخل آب بیدارش نگه میداشت. در نهایت و پس از چند ساعت بیخوابی موش مرد. علت مرگ ثابت نشد اما با سوخت و ساز شدید کل بدن ارتباط داشت.
اما به اعتقاد روانپزشکان و متخصصان اعصاب و روان، در اختلالات پزشکی نادر، جویا شدن از میزان بیدار ماندن افراد خود پاسخهای حیرتآور دیگری و حتی پرسشهای بیشتری را مطرح میکند. نشانگان موروان که با نشانههایی همچون انقباضات شدید ماهیچهای، درد، تعریق بیش از حد، اتلاف وزن، توهمات دورهای، و اتلاف شدید خواب (بیخوابی) مشخص میشود از این نمونه است. طی تحقیقی که میشل ژوا در لیون فرانسه روی مردی 27 ساله و دارای این اختلال انجام داد، دریافت که او در خلال دورهای چند ماهه واقعا خواب نداشته است. طی این مدت او احساس خوابآلودگی یا خستگی و کسالت نکرده بود و در ضمن هیچگونه اختلالات خلقی، حافظه یا اضطراب را نشان نداد. علاوه بر این تقریبا هر شب و بین ساعات 9 و 11، دورهای 20 تا 60 دقیقهای از توهمات شنیداری، بصری، بویایی و حساسیت به حسهای بدنی و تماسی و همچنین درد و انقباض عروق را در انگشتان دست و پنجه پا تجربه کرده است.
تحقیقات جدید نشانگان موروان را به پادتنهای سرمی هدایت شده در مقابل کانالهای مخصوص پتاسیم در غشاهای عصب و سلول نسبت داده است. اختلال نادر دیگری با عنوان بیخوابی مهلک خانوادگی(FFI)، یک بیماری غالب کروموزمی است که مربوط به کروموزمهای غیرجنسی میشود و پس از حدود 6 تا 30 ماه بدون خوابیدن مطلقا کشنده میشود. بیماری FFI احتمالا به واسطه عنوانش بدنام شده است، چون در این بیماری مرگ فرد مبتلا ناشی از نارسایی و عمل نکردن چند عضو بدن است تا این که ناشی از محرومیت از خواب باشد. در واقع، این فرآیند آسیبشناختی شامل تباهی تالاموس و سایر نواحی مغز، پرفعالی دستگاه عصبی سمپاتیک، فشار خون، تب، رعشه، بهت و گیجی، کاهش وزن و مختل شدن دستگاههای غدد مترشحه داخلی است. این اختلال به ردهای از بیماریهای عفونی مسری تعلق دارد که بیماری جنون گاوی از آن جمله است.
با این اوصاف، پاسخ نهایی برای این که انسان تا چه میزان میتواند بیدار بماند، چندان روشن نشده است. گیلین معتقد است به رغم تحقیقات صورت گرفته روی موشها در دانشگاه شیکاگو، شواهدی مبنی بر این که محرومیت از خواب به خودی خود سبب مرگ انسانی شده باشد وجود ندارد یا حداقل هنوز به صورت گزارش رسمی منتشر نشده است و صد البته، این تعریف به استثنای تصادفات و حوادث منجر به مرگ ناشی از خواب آلودگی و بیخوابی است. در همین خصوص وزارت دفاع آمریکا تحقیقاتی را با هدف پایدارسازی یک بیداری کامل با کارکرد کامل برای سربازان، ملوانان و خدمه هوایی پیشنهاد کرده است. این در حالی است که جنگجویان آینده با نبردهای شدید و طولانی که ممکن است در یک نوبت تا هفتهها به درازا بکشد مواجه میشوند. حال پرسشی که مطرح میشود این است که آیا مهندسی زیستی و علم ژنتیک سرانجام سربازان و شهروندانی شبیهسازی شده را با گونهای از نشانگان موروان معرفی خواهند کرد که چنین افرادی به خواب نیازی نداشته باشند اما کارآمد و با نشاط باقی بمانند؟ محققان معتقدند که فرآیند خواب موهبت و نیاز ضروری زندگی بشری است. ویلز وب، محقق برجستهای که پژوهشهای مهمی در زمینه خواب انجام داده است بر این باور است که خواب میتواند به تاخیر بیفتد اما مغلوب نمیشود.
منابع: scientific American
Ezine articles
مهریار میرنیا
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....