عشق شوم
ازدواج در سن نامناسب یا از روی اجبار، یکی از دلایل اصلی خیانت برخی از زنان است. آنها پس از شروع زندگی مشترک همیشه احساس نارضایتی دارند و با کمبودهای عاطفی مواجه میشوند. در چنین شرایطی است که زمینه لغزش فراهم میشود. «م» یکی از زنان شوهرکش است که اکنون در زندان به سر میبرد. او بعد از کشته شدن شوهرش بازداشت شد و در بازجوییهای اولیه به قتل اقرار کرد. این زن توضیح داد که در 13 سالگی به اجبار خانوادهاش ازدواج کرد، اما هیچ علاقهای به شوهرش نداشت و در نهایت به پسری دیگر دل بست و تصمیم گرفت برای رسیدن به او، همسرش را از سر راه بردارد، برای همین به او قرص برنج خوراند. حرفهای «م» از زبان زنان قاتل زیادی تکرار شده و فقط هر بار شیوه قتل تغییر کرده است. زن دیگری که توسط قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس به قصاص محکوم شده است، میگوید: چند ماه قبل از قتل با مردی به نام سیروس آشنا و به او علاقهمند شدم. ما با هم رابطه داشتیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم، اما مطمئن بودم رسول مرا طلاق نمیدهد. من هیچ علاقهای به شوهرم نداشتم و نمیخواستم با او زندگی کنم، ولی راه چارهای هم برایم وجود نداشت. به همین خاطر نقشه قتل او را کشیدیم. شب حادثه وقتی شوهرم سر کار بود سیروس به خانهمان آمد و او را در حمام پنهان کردم. وقتی رسول به خانه برگشت، یک پارچ دوغ که مقدار زیادی داروی بیهوشی در آن حل کرده بودم به خوردش دادم و او را بیهوش کردم. آن موقع بود که سیروس از حمام بیرون آمد، من با یک روسری شوهرم را خفه کردم. بعد هم جسد را داخل ماشین گذاشتیم و کنار خیابان رها کردیم.
قتل خیانتکاران
نداشتن تعهد به زندگی مشترک جرم و گناهی نیست که فقط زنان مرتکب شوند. در پروندههایی شاهد بیاخلاقی مردان متاهل بودهایم. راحله زنی بود که چندی قبل به جرم کشتن شوهرش به دار آویخته شد. او درباره انگیزهاش از قتل شوهر چنین گفته بود: «شوهرم مرد بیاخلاقی بود. او با زنان زیادی رابطه داشت و آنها را به خانه میآورد. وقتی به او اعتراض میکردم، میگفت هیچ علاقهای به من ندارد و هر کاری که دلش بخواهد میکند. من هم نتوانستم این شرایط را تحمل کنم. یک شب که او خواب بود، با چاقو چند ضربه به وی زدم و او را کشتم. بعد هم جسدش را مثله کردم.»
اگرچه جرم قتل توجیهپذیر نیست، در این گونه پروندهها به خوبی روشن است که این خود مقتولان هستند که با خطا و لغزشهای پیدرپی بسترهای جرم را فراهم میکنند. به همین سبب کارشناسان عقیده دارند در شرایطی که یک زندگی مشترک به بنبست میرسد، نباید بر ادامه آن اصرار کرد و در چنین مواردی طلاق بهترین راهحل است؛ چرا که ممانعت از جدایی گاه ممکن است جنایت به همراه داشته باشد. قتل زنی به نام زهرا نیز یکی از نمونههای کشته شدن فرد خیانتکار به دست همسر است. شوهر این زن توضیح میدهد: «به رفتارهای زنم مشکوک شده بودم، برای همین بیشتر کنجکاوی و تحقیق کردم تا این که فهمیدم او با پسر جوانی رابطه برقرار کرده است. وقتی موضوع را با خود زهرا در میان گذاشتم، اول انکار کرد و بعد پذیرفت و گفت این موضوع هیچ ربطی به من ندارد. من هم عصبانی شدم و خفهاش کردم.»
مزاحمان در تله مرگ
اگرچه خیانت متاهلان گناهی نابخشودنی است، اما افرادی که وارد زندگی چنین اشخاصی میشوند نیز بیتقصیر نیستند و در برخی موارد دیده شده که جان خود را در این راه از دست میدهند.
بنا به محتویات پروندهای که 2 هفته قبل در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد، مردی که فکر میکرد همسرش مزاحم تلفنی دارد، مزاحم را کشت اما بعدا فهمید موضوع فراتر از یک مزاحمت ساده بوده و همسرش با مقتول رابطه داشته است. علی عطار نماینده دادستان تهران درباره این قتل توضیح میدهد: «ماموران جسد فرهاد را که با ضربه چاقو به قتل رسیده بود در خیابان پیدا کردند و با انجام تحقیقات فهمیدند او روز حادثه با زنی به نام ثریا قرار داشت. وقتی ثریا شناسایی و از او بازجویی شد، شوهرش را به عنوان قاتل معرفی کرد. به همین دلیل رضا بازداشت شد و به آدمکشی اعتراف کرد، اما در دادگاه اتهامش را انکار و ادعا کرد ثریا این قتل را انجام داده و با دسیسهچینی پای او را وسط کشیده است.»
رضا اگرچه حالا ادعا میکند بیگناه است، ماجرای رابطه همسرش با فرهاد را این طور تعریف میکند: «من متوجه شده بودم مردی برای همسرم مزاحمت تلفنی ایجاد میکند، اما نمیدانستم ثریا خودش هم با آن فرد رابطه دارد. همسرم به من میگفت آن پسر مزاحم است و نمیداند شماره تلفن او را چطور به دست آورده است. من عاشق ثریا بودم و به او اعتماد کامل داشتم، به همین خاطر هم هر چه میگفت قبول میکردم، ولی بعد از کشته شدن فرهاد فهمیدم زنم با میل خودش با آن مرد رابطه برقرار کرده بود.»
ضلع سوم
در بسیاری از پروندههای همسرکشی که مقتول مرد خانواده است، این مساله وجود دارد که خود زن اقدام به قتل نمیکند، بلکه با طراحی نقشه فردی را که با او رابطه دارد برای کشتن شوهرش تحریک میکند. «ز» زن جوانی است که اکنون در زندان اوین دوران محکومیت خود را سپری میکند. او میگوید: «من به شوهرم علاقهای نداشتم، برای همین با مردی به نام صابر رابطه برقرار کردم. شوهرم از این رابطه خبر نداشت اما به هر حال مزاحم و مانع رسیدن من بهصابر بود. برای همین نقشه قتل او را طراحی کردم و صابر قبول کرد او را بکشد. یک شب طبق نقشه در خانهمان را باز گذاشتم. وقتی همسرم خوابید، صابر وارد منزلمان شد و با چاقو او را کشت.» احمد ابراهیمی حقوقدان معتقد است بیشتر زنان خیانتکار با این شیوه و ترفند همسران خود را به کام مرگ میکشانند. او میگوید: «زنان معمولا خودشان قتل را انجام نمیدهند، بلکه از فرد دیگری کمک میگیرند. بعد از دستگیری قاتل اصلی به قصاص محکوم خواهد شد و خود زن به عنوان معاون مجرم فقط مجازات زندان خواهد داشت.» این جمله ابراهیمی هشداری جدی برای افراد بیاخلاقی است که وارد زندگی زنان متاهل میشوند.
دخالتهای بیمورد
بعضی وقتها خود رابطه پنهانی باعث قتل نمیشود، بلکه زن خیانتکار با سوءاستفاده از طرف مقابل او را برای رسیدن به اهدافش اغفال و اجیر میکند. مردی به نام حسن که در زنجان مرتکب قتل شده، درباره انگیزهاش از آدمکشی میگوید: «من با خواهرزن مقتول به نام شمیم رابطه داشتم. یک روز شمیم را در حالی که خیلی ناراحت بود دیدم. او به من گفت رضا مقتول با تهدید به او تعرض کرده است. شمیم میخواست هر طور شده از شوهرخواهرش انتقام بگیرد. او شب حادثه به بهانهای رضا را به یک جاده متروکه کشاند و بعد با من تماس گرفت و خواست خودم را به آنجا برسانم. سوار دوچرخه به سمت محلی که شمیم نشانیاش را داده بود رفتم و آنجا با رضا درگیر شدم. او چاقویی از جیبش درآورد و میخواست به من ضربه بزند. من چاقو را از دستش درآوردم و با آن ضربهای به پهلویش زدم و فرار کردم.» حسن چند روز بعد از این قتل بازداشت شد و از همان زمان در زندان به سر میبرد. او باید به زودی به دادگاه منتقل شود تا در برابر اتهام قتل عمد از خودش دفاع کند. این در حالی است که تجاوز مقتول به شمیم هنوز ثابت نشده و انگیزه زن جوان از طرح چنین ادعایی معلوم نیست.
نادر میرزایی، روانشناس و مشاور خانواده، هشداری جدی به خانوادهها میدهد: هرگز فرزندان خود را به ازدواج ناخواسته مجبور نکنید، چرا که چنین وصلتهایی پایان خوش ندارد. ازدواج باید پس از شناخت طرفین نسبت به یکدیگر و از روی میل و علاقه انجام شود. ازدواج در سن کم هم توصیه نمیشود، چرا که دختر و پسر هنوز به بلوغ عاطفی نرسیدهاند و ممکن است بعدها با مشکل مواجه شوند.این روانشناس یک توصیه دیگر هم دارد: «اگر در زندگی خانوادگی با مشکل مواجه شدید، بهترین راه کمک گرفتن از مشاوران است. افراد نباید از هر راهی برای جبران خلاهای عاطفی خود و کمبودهایشان استفاده کنند. مشاوران خانواده مناسبترین اشخاصی هستند که میتوانند چنین زندگیهایی را ترمیم کنند و راهحلهای منطقی پیش روی طرفین بگذارند.»
داوود ابوالحسنی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)