2 - محرم اگرچه ماه عزاداری است و رنگ سیاه بیشتر از هر رنگی در آن به چشم میآید اما این ماه ماه خاطرهها هم هست.
برای همه کسانی که در ایران زندگی میکنند،این ماه یادآور خاطرات بزرگ و کوچکی است که در ذهن ما باقی مانده است. از بیدار ماندن پای دیگ حلیم نذری گرفته تا روزهایی که در تکیهها و حسینیهها گذراندهایم و میگذرانیم تا بتوانیم آنها را برای این10 روز آماده کنیم.
همه این برنامهها و روزها و شبها در دل خودشان خاطراتی را برای ما رقم زدهاند که همچنان دلنشین و زیبا هستند.روزهایی که گذشتهاند، اما خاطراتشان باقی مانده است.درست مثل اولین زنجیری که خریدیم تا برای اولین بار در دسته عزاداری محل وارد شویم و زنجیر بزنیم. زنجیری که نو بود و تازه بود و برای اولین بار بود که دست میگرفتیم. حس عجیبی داشتیم،حسی که هر سال همین وقتها دوباره ما را فرا میگیرد. وقتی زنجیرهایی را که حالا بزرگ تر و حجیمتر شدهاند دستمان میگیریم و کنار هم محلهایهایمان میایستیم و زل میزنیم به بچههایی که برای اولین بار زنجیر دستشان گرفتهاند.
3 - هنوز هم در برخی از شهرهای ایران اجرای تعزیه جزء لاینفک مراسم عزاداری روز عاشوراست.اگرچه در شهرهای بزرگ اجرای تعزیه به جشنوارههای فرهنگی و هنری محدود شده، اما در شهرهای کوچک و برخی از نواحی ایران هنوز هم دستههای تعزیه خوانی هستند که با آغاز ماه محرم آماده میشوند تا روایت نمایشی آن واقعه بزرگ را برای مردم اجرا کنند. هنوز هم ظهر عاشورا که میشود،در برخی از شهرهای ایران تعزیهها به لحظهای میرسند که غمبارترین لحظه این رویداد نمایشی است.لحظهای که باید خیمهها آتش بگیرند. قبل از این اتفاق گروه مخالف خوان(اشقیا)اول از نقش خود بیرون میآیند، یزید و شمر و خاندانشان را لعنت میکنند و بعد دوباره در قالب نقش خود فرو میروند و خیمهای را که نماد خیمههای اولیا است، آتش میزنند.هنوز هم تعزیه خوانهایی در سراسر کشور هستند که این هنر نمایشی را زنده نگه داشتهاند. اما هر سال محرم که از راه میرسد جای خالی برخی از این تعزیه خوانها بد جوری به چشم میآید.تعزیه خوانهایی که تمام عمرشان را پای این هنر گذاشتند تا زنده بماند.یکی از آنها هاشم فیاض است که حالا بین ما نیست اما هنوز هم محرم که میشود آدم بی اختیار یاد پیرمردی میافتد که آخرین بازمانده تکیه دولت بود و زیرزمین خانهاش در جاده قدیم کرج گنجینهای از وسایل اجرای تعزیه بود.
4 - محرم ماه سوگواری است،اما نواهای ماندگاری به این ماه گره خوردهاند. نواهایی که حاصل کار مدیحه سراها و مدیحه خوانهایی است که با عشق به علی (ع) و اولاد او سرودهاند و خواندهاند. محرم ماه نواهایی است که برخی از آنها قرنهای قرن سابقه دارند و سینه به سینه آمدهاند و به امروز رسیدهاند. نوحههایی که شاعرانشان معلوم نیست وکسی نام اولین مداحی که آنها را خوانده نمیداند، اما هنوز هم این نوحهها خوانده میشوند و زندهاند. حتی اگر نواهای ناموزونی فضا را تسخیر کرده باشند.
رنگارنگی جغرافیای ایران به رنگارنگی این نواها هم انجامیده است.در هرجای ایران نوحهها رنگ و بوی خودشان را دارند.از بوشهر و فرهنگ خاصش گرفته تا مازندران و گیلان و آذربایجان. از خوزستان و ایلام گرفته تا خراسان. و همین نواها است که زبان به زبان میچرخد و حداقل در ماه محرم زمزمه لحظات تنهایی و دلتنگی خیلیها میشود. اگر بخواهید نگاهی به نوحههای محبوب و مورد نظرتان بیندازید حتما اسم نوحه سرایان بسیاری به ذهن تان میرسد. کسانی مثل کویتی پور، آهنگران و...
اما در بین نوحههایی که تا به حال برای محرم خوانده شده شاید نوحههای استاد سلیم موذنزاده که به زبان ترکی و فارسی خوانده شده از سوز و گداز بیشتری برخوردار است. یکی از نوحههای ماندگار موذنزاده، نوحهای است که برای حضرت ابوالفضل(ع) خوانده شده و گاه گداری در این ایام از تلویزیون پخش میشود.
جالب این جا است که ردپای موسیقی ردیف دستگاهی و نواحی را نیز به راحتی میتوان در نوحههای هر گوشه از خاک ایران جستجو کرد و به همین خاطر است که این نوحهها از هویت و تشخص منحصر به فردی برخوردار هستند. تشخصی که مطمئنا نوحههای شهری این چند سال اخیر که بعضا بر اساس ریتم آهنگهای دیگر خوانده میشوند یا از اغراقی بی اساس برخوردارند، بیبهرهاند.
به هرحال محرم دوباره از راه میرسد و داغ عاشقان حسین تازه میشود. داغی که سرد نمیشود و خونی که قرنها است میجوشد.